X
تبلیغات
شگفتی های قرآن

شگفتی های قرآن

چرا روزه واجب شد

یا ایها الذین آمنوا کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم لعلکم تـتـقون

ای کسانی که ایمان آوردید روزه بر شما واجب شد همانطوری که بر ملت های قبل از شما واجب شده بود.

این تصویری از سلول های قسمتی از بدن انسان است بدن انسان از ملیاردها سلول ساخته شده.

در هربار تماس دست با هر چیزی(مثلا دست دادن های روزانه برداشتن اشیا و ...) ویا نشستن بروی یک صندلی به تعداد ملیون ها سلول از سلول های بدن در محل سطح تماس جدا می شوند.

سلول های دیواره ی معده نیز همینطور هستند در هر بار غذا خوردن و تماس مواد غذایی با این سلول های ملیونها ملیون از این سلول ها از بدن جدا می شوند.

تصویر پایین هم تصویری از بدن یک انسان است تمام قسمتهای بدن انسان به استراحت نیاز دارند مغز قلب چشمها گوش و ...

نتیجه گیری چرا روزه واجب شد

از دو مورد بالا می توان نتیجه گرفت که بعضی از قسمت های بدن ما پس(مثل روده و معده) پس از یک سال کار مداوم نیاز به استراحت و زمانی برای ترمیم سلول های خود دارند.

این یک ماه استراحت باعث می شود که دیواره ی روده و معده ترمیم بشوند از زخم معده جلوگیری شود وزن به تعادل برسد.

-------------------------------

سری مقالات در باره اثرات و فواید روزه

توضیح:برای دانلود این مقالات ابتدا بروی آنها کلیک راست کرده و   save as target را انتخواب نمایید.

اثرات و فوايد روزه از سایت همدان پیام.

فواید روزه از وبلاگ زیست شناسی

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 0:23  توسط رامین  | 

معجزه علمی قرآن در مورد جو زمین و آسمان ها، کرسی و عرش خداوند....

معجزه علمی قرآن در مورد جو زمین و آسمان ها، کرسی و عرش خداوند....  
 

معجزات علمی قرآن در مورد جو زمین(مقاله ی تکمیلی)

برای دانلود این مقاله بروی فرمت مورد نظر کلیک کنید.

 

منبع این مطلب:صدای پر میکائیل

----------------------------------
در قرآن خداوند توجه ما را به موضوع مهمی در مورد جو زمین جلب می کند.
وَجَعَلْنَا السَّمَاءَ سَقْفًا مَحْفُوظًا وَهُمْ عَنْ آیَاتِهَا مُعْرِضُونَ (٣٢)
"و آسمان را سقفی محافظ قرار دادیم ولی آن ها از نشانه های او روی گردان هستند."سوره انبیا آیه ۳۲
این خاصیت آسمان با تحقیقات دانشمندان در قرن ۲۰ ثابت شد. جوی که اطراف زمین را فراگرفته است دارای عملکرد های حیاتی بسیار مهمی است. یک نقش آن حفاظت کردن زمین در مقابل شهاب سنگ های کوچک و بزرگ است تا به زمین برخورد نکنند.


علاوه بر این، جو زمین تشعشعات خورشیدی را صافی می کند و اجازه نمی دهد که همگی آن ها از جو عبور کنند زیرا بسیاری از آن ها برای حیات روی کره زمین بسیار خطرناک هستند. جالب است که جو تنها تشعشات مفید و بی ضرر شامل نور قابل مشاهده ، فرکانس محدوده اشعه فرابنفش و امواج رادیویی را اجازه عبور می دهد. تمامی این تشعشعات برای حیات روی زمین ضروری هستند. فرکانس محدوده اشعه فرابنفش که جو زمین تنها مقداری از آن را اجازه عبور می دهد برای انجام عمل فوتوسنتز که در گیاهان انجام می شود بسیار مهم است. بیشتر تشعشعات فرابفش قوی که از طرف خورشید ساطع می شوند توسط جو گرفته می شوند و فقط قسمت ضروری و کمی از آن طیف به زمین می رسد.
نقش حفاظتی جو به این جا خاتمه نمی یابد. جو همچنین زمین را در مقابل دمای بسیار کم فضای بیرونی که حدود ۲۷۰ درجه سانتی گراد زیر صفر است حفاظت می کند.


شکل بالا نشان دهنده شهاب سنگی است که به طرف زمین در حال حرکت می باشد. خرده سنگ هایی که در فضا سرگردان هستند و تعدادشان بسیار زیاد می باشد خطر زیادی برای زمین دارند. اگر به سطح ماه نگاه کنید می بینید که دارای فرورفتگی های عمیقی است که در اثر برخورد شهاب سنگ ها با آن می باشد. ولی خداوند خالق جو زمین را به گونه ای آفریده است تا این اجرام اجازه رسیدن به زمین نداشته باشند و قبل از رسیدن به سطح زمین در اثر حرارت زیاد به وجود آمده در اثر اصطکاک با جو ذوب می شوند. خداوند را به خاطر این نعمت بزرگ شاکر هستیم؟


بسیاری از ما حتی به آسمان بالای سرخودمان نگاه نمی کنیم چه برسد به اینکه به نقش آن توجه کنیم. تصور کنید که این نقش جو در حفاظت در مقابل سنگ های آسمانی وجود نداشت، آن وقت زمین به چه شکلی در می آمد؟ آن وقت ساکنان زمین باید دائم در مورد برخورد سنگ ها نگران باشند.
به این تصویر نگاه کنید.
تصویری از حفره عظیمی می باشد که در اثر برخورد یک شهاب سنگ در صحرای آریزونای آمریکا ایجاد شده است.
  
  انرژی ساطع شده از خورشید آن قدر زیاد است که حتی تصور آن برای ما مشکل می باشد. یک انفجار خورشیدی معادل ۱۰۰ میلیارد بمب اتمی است که آمریکا در جنگ جهانی درشهر هیروشیمای ژاپن انداخت. به شکل شماره ۴ نگاه کنید. در هر لحظه ده ها انفجار از این نوع در خورشید رخ می دهد.  
  
 
انرژی ساطع شده از خورشید آن قدر زیاد است که حتی تصور آن برای ما مشکل می باشد. یک انفجار خورشیدی معادل ۱۰۰ میلیارد بمب اتمی است که آمریکا در جنگ جهانی درشهر هیروشیمای ژاپن انداخت. به شکل شماره ۴ نگاه کنید. در هر لحظه ده ها انفجار از این نوع در خورشید رخ می دهد. ۵۸ ساعت بعد از یکی از این انفجارات مشاهده شد که عقربه های قطب نماها حرکاتی غیر عادی نشان می دهند و دمای جو زمین در ارتفاع ۲۵۰ کیلومتری به بیش از ۲۵۰۰ درجه سانتی گراد رسید. بدون وجود جو مناسب و کمربند ون آلن، این تشعشعات زندگی را روی زمین به سرعت نابود می کرد.
مگنتوسفر (magnetosphere) یا میدان مغناطیسی اطراف زمین که به خاطر میدان مغناطیسی خود زمین به وجود می آید، زمین را در مقابل اجرام آسمانی، تشعشعات خورشید و ذرات کیهانی حفاظت می کند. این میدان مغناطیسی که در شکل شماره ۴ آن را می بینید به نام کمربند ون آلن نیز شناخته شده است و صدها کیلومتر بالاتر از جو زمین قرار دارد. دکتر Hough Ross در مورد اهمیت کمربند ون آلن می گوید:
در حقیقت زمین بیشترین چگالی را در میان تمامی سیارات منظومه شمسی دارد. هسته زمین که از دو فلز نیکل و آهن تشکیل شده است عامل به وجود آمدن این میدان مغناطیسی است. این میدان مغناطیسی نیز به نوبه خود کمربند ون آلن را به وجود می آورد که زمین را در مقابل بمباران تشعشعات خورشیدی حفاظت می کند. اگر این حفاظ وجود نداشت حیات روی زمین غیر ممکن بود. تنها سیاره دیگری که میدان مغناطیسی دارد مریخ می باشد اما قدرت آن ۱۰۰ برابر کم تر از قدرت جو زمین است. حتی سیاره زهره که خواهر سیاره زمین می باشد دارای میدان مغناطیسی نیست و این میدان فقط برای زمین خلق شده است.



 
این تنها گوشه ای از معجزات علمی قرآن در مورد کیهان بود. آیات بسیاری در قرآن وجود دارد که انسان ها را به تامل در این مورد جلب می کند.
یکی از عبارات قرآنی که هنوز برای بشر قابل فهم نیست مفاهیم عرش و کرسی خداوند می باشند. خداوند در آیه زیر می فرمایند که آسمان را هفت طبقه آفریدیم و آسمان اول را با ستارگان مزین ساختیم:
فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِی یَوْمَیْنِ وَأَوْحَی فِی کُلِّ سَمَاءٍ أَمْرَهَا وَزَیَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْیَا بِمَصَابِیحَ وَحِفْظًا ذَلِکَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ (١٢)
پس آن ها را {به صورت} هفت آسمان در دو هنگام مقرر داشت و در هر آسمانی کار {مربوط به} آن را وحی نمود و آسمان{این} دنیا را به چراغ ها مزین نمود و {آن را نیک} نگاه داشتیم؛ این است اندازه گیری های آن نیرومند دانا.
پس آن چیزی که ما تا به حال توانسته ایم با تلسکوپ ها مشاهده کنیم و تا فاصله ۱۵ میلیارد سال نوری جلو رفته ایم تنها آسمان اول می باشد که خداوند اشاره می کند که ما آن را با ستارگان مزین ساختیم. حال شش آسمان دیگر چه می باشند هنوز کشف نشده است.
خداوند در آیه ۲۵۵ سوره بقره می فرمایند:
اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَهٌٔ وَلا نَوْمٌ لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأرْضِ مَنْ ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلا بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلا یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلا بِمَا شَاءَ وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ وَلا یَئُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ (٢٥٥)
خداست که معبودی جز او نیست؛ زنده و برپادارنده است؛ نه خوابی سبک او را فراگیرد و نه خوابی گران؛ آنچه در آسمان ها و آنچه در زمین است از آن او می باشد. کیست که به جز اذن او در پیشگاهش شفاعت می کند؟ آنچه در پیش روی آنان و آنچه در پشت سرشان است می داند و به چیزی از علم او جز به آنچه بخواهد احاطه نمی یابند. کرسی او آسمان ها و زمین را فراگرفته است و نگهداری آن ها بر او سخت نمی باشد و اوست والای بزرگ.
همان طور که می بینیم خداوند می فرمایند که کرسی او آسمان ها و زمین را فراگرفته است پس کرسی خداوند بسیار بزرگ تر از هفت آسمان می باشد که ما آسمان اول آن را با تلسکوپ می بینیم.
مساله زمانی بغرنج تر می شود که اصطلاح دیگری در قرآن است به نام عرش. مثلا:
وَهُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ فِی سِتَّهِٔ أَیَّامٍ وَکَانَ عَرْشُهُ عَلَی الْمَاءِ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلا وَلَئِنْ قُلْتَ إِنَّکُمْ مَبْعُوثُونَ مِنْ بَعْدِ الْمَوْتِ لَیَقُولَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلا سِحْرٌ مُبِینٌ (٧)
و اوست که آسمان ها و زمین را در شش هنگام آفرید و عرش او بر آب بود تا شما را بیازماید که کدامیک نیکوکارترید و اگر بگویی: (( شما پس از مرگ برانگیخته خواهید شد)) قطعا کسانی که کافر شده اند خواهند گفت: ((این {ادعا} جز سحری آشکار نیست))
به نظر من انسان برای کشف این مفاهیم راهی به جز مکاشفه ندارد. انسان ها تا دور دست های کیهان را با تلسکوپ های نوری و رادیویی بررسی کرده اند، به اعماق زمین رفته اند ، از الکترون ها عکس برداری کرده اند اما کم تر انسان هایی با مراجعه به درون خود به دنبال کشف ناشناخته ها هستند.
شعری با مضمون زیر از یکی از شعرای پارسی گو هست که ما را متوجه این قضیه می کند:
ای نسخه اسرار الهی که تویی ای آینه جمال شاهی که تویی
بیرون ز تو نیست آنچه در عالم هست از خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی
در وجود انسان ها تلسکوپ هایی بسیار قوی تر و بهتر، وسایل ارتباطی خیلی دقیق تر و بسیاری قابلیت های دیگر نهفته است. شاید آیه زیر گواهی بر این مدعا باشد:
وَعَلَّمَ آدَمَ الأسْمَاءَ کُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَی الْمَلائِکَهِٔ فَقَالَ أَنْبِئُونِی بِأَسْمَاءِ هَؤُلاءِ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ (٣١)
و خداوند همه معانی آن ها را به آدم آموخت سپس آن ها را بر فرشتگان عرضه نمود و فرمود: اگر راست می گویید از اسامی این ها به من خبر دهید.
همان طور که خداوند فرموده اند فرشتگان قادر به درک قدرت هایی که خداوند در وجود انسان ها به ودیعه نهاده است نیستند. حتی شیطان نیز بی اطلاع بود وگرنه سر تعظیم فرو می آورد.
یکی از کسانی که توانسته به این قابلیت ها دست پیدا کند و تجلی اسما الهی باشد، شاعر ایرانی پارسی گویی است که ۸۰۰ سال پیش مثنوی معنوی را سروده و اکنون ما و دنیای غرب با خواندن اشعار او می بینیم که تفکراتش تطابق کامل با علم امروزه دارد. این شاعر چنان پرآوازه شده که از یک طرف کشور ترکیه در تلاشی بیهوده می خواهد او را ترک بخواند و غربی ها هم او را شخصیتی متعلق به همه می دانند ولی او ایرانی است و ایرانی باقی خواهد ماند.
در مثنوی او شعری با مضمون زیر است
آن امانت کاسمانش برنتافت وز قبول او زمین هم روی تافت
در دل یک ذره ماوا می کند در درون حبه جا می کند
آنچه مطلوب جهان شد در جهان هم تو داری بازجو از خود نشان
من عرف زین گفت شاه اولیا۱ عارف خود شو که بشناسی خدا
از خداوند خواستاریم که ما را با خود آشنا سازد که آنکس که خود را شناخت، خدای خود را هم شناخته است.
  
  
   ترجمه و تالیف: احسان اشرفی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 21:17  توسط رامین  | 

معجزات علمی قرآن در كیهان شناسی

 

معجزات علمی قرآن در كیهان شناسی

 

منبع این مطلب:صدای پر میکائیل

عمر دنیا  و زمین و انبساط آن (بیگ بنگ) -  سیاه چاله ها و ستاره های نوترونی همگی گوشه ای از معجزات قرآن است!

 

 نسبت عمر دنیا به عمر زمین:

 

 سوره ی 50 (ق): آیه ی 38:

 

"ما آسمان ها و زمین و آنچه در میان آنهاست در شش روز آفریدیم و هیچ گونه رنج و سختی ای به ما نرسید"

 

سوره ی 41 (فصلت): آیه ی 9:

 

"بگو: آیا شما به آن كس كه زمین را در دو روز آفرید كافر هستید و برای او همانندهایی قرار می دهید؟ او پروردگار جهانیان است!"

 

 

  امروزه دانشمندان با توجه به شواهد موجود عمر زمین را 4.5 میلیارد سال پیش بینی می كنند.

این در حالی است كه عمر دنیا 13.5 میلیارد سال برآورد شده است.

در قرآن آمده كه زمین در دو روز و دنیا در شش روز خلق شد. (عمر دنیا 3 برابر عمر زمین است).

اگر این موضوع را با شواهد عینی امروز مقایسه كنیم هیچ كمبودی دیده نمی شود!

عمر دنیا (13.5 میلیارد سال) را بر عمر زمین (4.5 میلیارد سال) تقسیم كنید.

جواب 3 بدست می آید.

این بدان معناست كه علم امروز نیز به این مسئله رسیده كه عمر دنیا 3 برابر عمر زمین است!

 

سیاه چاله ها و ستاره های نوترونی:

سوره ی 86 (طارق): آیات 1 تا 3:

"سوگند به آسمان و كوبنده ی شب! و تو نمی دانی كوبنده ی شب چیست. همان ستاره ی ثاقب است!"

 در عربی "ثقب" به معنای چاله و "ثاقب" به معنای چیزی است كه چاله را ایجاد می كند.

نسبیت عام پیش بینی می كند كه سیاه چاله ها از ستاره های نوترونی بوجود می آیند. ستاره های

نوترونی اكثرا قابل رویت نیستند و تنها با امواج رادیویی (پالس ها) رصد می شوند.

 

 

امواج دریافتی از این ستاره ها طوری به نظر می رسد كه كسی به جایی می كوبد! (ستاره ی كوبنده).

باور ندارید؟ گوش كنید!

قرآن در آسمان ستاره ای كوبنده را معرفی می كند كه ثاقب است. (چاله ایجاد می كند).

كلام واضح قرآن در این مورد جایی برای شك نمی گذارد!

 

بیگ بنگ – بیگ كرانچ و انبساط دنیا:

سوره ی 55 (الرحمن): آیه ی 37:

"آسمان ها روزی دوباره شكاف برمی دارند و مانند گل سرخی باز می شوند!"

سوره ی 51 (الذاریات): آیه ی 47:

"و ما آسمان ها را با قدرت خود بنا كردیم و همواره آن را وسعت می بخشیم!"

سوره ی 21 (الانبیا): آیه ی 104:

"در آن روز كه آسمان را چون طوماری در هم می پیچیم هماگونه كه آفرینش را آغاز كردیم آنرا باز می گردانیم. این وعده ای است كه بر ماست و قطعا آنرا انجام می دهیم!"

 

با بیان تئوری بیگ بنگ دانشمندان همواره در صدد گسترش آن بوده اند.

مدتی بعد به كمك تحقیقات عده ای از دانشمندان مشخص شد كه علاوه بر بیگ بنگ پدیده ای به نام بیگ كرانچ هم باید وجود داشته باشد. و همانطور كه دنیا باز شده روزی به همان نقطه ی آغاز جمع می شود. (انا لله و انا الیه راجعون).

 

 

قرآن این موضوع را در ابتدا به باز شدن یك غنچه ی گل رز تشبیه می كند و بیان می دارد كه با قدرت بی انتهای خویش در حال گسترش (انبساط) دنیا است!

و روزی همانطور كه این دنیا را باز كرد دوباره مانند طوماری آنرا در هم خواهد پیچید. (بیگ كرانچ).

 

و این سخن حقیقت است!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 21:15  توسط رامین  | 

مستندات علمی و باستان شناسی- (چگونه فرعون و لشکریانش گرفتار عذاب الهی شدند.؟)

مستندات علمی و باستان شناسی- (چگونه فرعون و لشکریانش گرفتار عذاب الهی شدند.؟)

برای دانلود این مقاله بروی فرمت مورد نظر کلیک کنید.

 

منبع این مطلب:صدای پر میکائیل

 
منطقه" نویبه" در عربستان برای تمام پیروان مذاهب الهی و بخصوص پیروان حضرت موسی (ع) مکان مقدسی میباشد .
 
این منطقه همانجایی است که حضرت موسی (ع) و پیروانش بعد از گذشتن از دریای سرخ و نجات از دست فرعون و همراهانش , محل سکونت او و یارانش شد . امروزه مردمان سایر کشورها با مذاهب مختلف از قبیل مسلمان و مسیحی و یهودی به این مکان می ایند تا یادگار ان دوران را بچشم ببینند . مکانی که هنوز هم میتوان خشم الهی را در انجا احساس کرد . ستونی که یاران حضرت موسی (ع) به دستور او ساختند (این ستون را امروز با نام کلومن یا یادگار موسی کلیم میشناسند )
تا یادگار عذاب و رحمت الهی - برای نسل امروز باشد – شاید همین احساس باعث شد تا " رونی وایت " از خود بپرسد ایا براستی عذابی در کار بوده است؟! در اطراف او یک ستون و خرابه های باقی مانده از روزگاران بسیار دور قرار داشت – و روبروی او دریای قرار گرفته بود با نام دریای سرخ ... ایا این دریا از وسط به دو نیم شده بود تا یکی از عزیزترین بندگان خدا به همراه یارانش از میانش بگذرند!! و سپس فرعون و لشکریان با یکی از وحشتناکترین عذابهای پروردگار روبرو شوند.؟!! ( و اترک الــبحر رهوا" انهم جند مغرقون و دریا را به ارامی ترک کن انها لشکری هستند که غرق خواهند شد . 25 / دخان) همین سئوال باعث شد تا یکی از سخترین و پیچیدترین عملیات باستان شناسی توسط " رونی وایت " و یارانش اغاز شود .
در بین محققان و اندیشمندانی " رونی وایت " چهره شناخته شده ای میباشد .. اولین کار تحقیقاتی او جستجو برای یافتن نشانه های از کشتی حضرت نوح (ع) بود . او موفق شد مدارک و مستنداتی را که قبل از او بصورت پراکنده منتشر شده بود را بصورت کتابی کامل منتشر کند . ایا او می توانست نشانه های از عذاب الهی را که دشمنان حضرت موسی (ع) گرفتار ان شده بودند را بیابد.؟! این عملیات تنها یک عملیات باستان شناسی نبود – بلکه معبری بود به عمق حقیقت تاریخ ... " وایت " برای تعیه بودجه این کار عظیم نیاز به یک حامی مالی قوی و یک تیم زبده از محققین سایر علوم و رشته های دیگر داشت . کارشناسان موزه لور پاریس این کار را یک کار نشدنی و یک تلاش بیهوده می دانستند – زیرا وایت تصمیم داشت دریای سرخ را وجب به وجب جستجو کند و پیدا کردن اثار یک چنین پدیده ای انهم در عمق دریا و با گذشت چیزی حدود 3500 سال تقریبا" یک کار محال بنظر میرسید . عاقبت یک میلیادر سعودی بنام "محمد سلیمان "حاضر شد بودجه این عملیات گسترده را تقبول کند . محققین و دانشمندانی از کشور فرانسه – المان – امریکا حاضر شدن وایت را در این راه همراهی کنند . ابتدا باید مشخص می شد که حضرت موسی (ع) و یارانش از کجا به راه افتاده اند و کدام فرعون مغضوب پروردگار شده است .. کوچکترین مدرک میتوانست انها را به سر منزل اصلی برساند .. همانگونه که در بالا عنوان شد منطقه" نویبه" در عربستان اخرین ایستگاه حضرت موسی (ع) و یارانش بوده است . یک مورخ یونانی اشاره کوتاهی به این واقعه عظیم کرده است . او میگوید : حضرت موسی (ع) و یارانش از شمال منطقه جیزه (هیلیوپولیس ) براه افتاده و بعد از گذشتن از کوه ها و بیابانهای سینا خود را به منطقه ای (هایروت ) نزدیک به ابهای خلیج عقبه رسانده اند - مورخ یونانی - اینجا را محل غرق شدن لشگریان فرعون می داند . روایت دیگر که توسط مورخان مصری بعد از گذشت 1800 سال بعد از ان واقعه نگارش شده است ,حکایت از ان دارد که حضرت موسی (ع) از منطقه نزدیک جیزه حرکت کرده و بعد از گذشتن از رودخانه سینا ( امروزه این رودخانه را با نام خلیج سوئز میشناسیم ) وارد منطقه بنام الطور در صحرای سینا شده و سپس خود را به نزدیکی خلیج عقبه امروزی رسانده و بعد از گذشتن از ان در " نویبه " سکنا گزیدن . بررسی چنین منطقه ای با چنین ابعادی که شامل دو منطقه دریایی میشود تقریبا" یک کار غیر ممکن بنظر می رسد . " رونی وایت " در کتابش میگوید : بعد از کسب اجازه مسئولین مصری و عربستان سعودی بیش از 3000 پرواز بر روی منطقه انجام شد, اما هیچ نشان قابل اعتمادی بدست نیامد . " روسی پترسون " یکی از همراهان " وایت " با ابزار الات پیشرفته تمام ساحل عقبه را چه در مرز مصر و چه در مرز سعودی با وسواس زیاد مورد کتکاش قرار داد. . تیم دیگری تاریخ مصر باستان را مطالعه میکردند . انها میخواستند بدانند کدام فرعون مورد غضب پروردگار یکتا قرار گرفته بود .
‏ ﴿ 77 ﴾ طه : جزء 16 
و در حقیقت به موسى وحى کردیم که :بندگانم را شبانه ببر، و راهى خشک در دریا براى آنان باز کن که نه از فرارسیدن[ دشمن ]بترسى و نه[ از غرق شدن ]بیمناک باشى.
نقشه های که توسط ماهواره ها تعیه شده بود – به تیم تحقیقاتی " رونی وایت " جان تازه ای بخشید . در این تصاویر نقطه ای در خلیج عقبه که به دریای سرخ منتهی می شد وجود داشت که عمق ان نسبت به مکانهای دیگر کمتر بود –
           
   
 ایا حضرت موسی (ع) و یارانش از این منطقه عبور کرده بودند.؟ ایا فرعون و لشکریانش در این مکان به عذاب الهی گرفتار شده بودند.؟! این سئوالاتی بود که " رونی وایت " و تیم همراهش را لحظه ای ارام نمی گذاشت . چهار غواص با ملیتهای گوناگون کار اکتشاف دریایی را به سرپرستی " جاناتان گری " به عهده داشتند . اولین غوص در امتداد مرزهای ساحلی سینا انجام شد , " جاناتان گری " میگوید : کار بسیار سخت و طاقت فرسائی بود – کار باستان شناسی انهم در زیر اب انسان را خیلی زود خسته می کند – اما همه ما سختی کار را میدانستیم – گاهی باید ماسه ها را تا عمق 5 متری کنار میزدیم – گاهی باید صخره ای را جابجا میکردیم .. کار زیر آب به دلیل شرایط متفاوت بسیار سخت و طاقت‌فرساست و بویژه این که در چنین کاوشهایی باید نهایت ظرافت و دقت را نیز در نظر داشت. برای این منظور گروههای فنی و علمی زیادی باید با یکدیگر همکاری میکردند . بعد از گذشت 6 ماه اولین نشانه ظاهر شد . یکی از غواصان مرجان عجیبی را در عمق اب مشاهده کرده بود, ان مرجان در واقع چرخ ارابه ای بود که افسران بلندپایه مصری اجازه سوار شدن بر ان را داشتند .
بلافاصله پمپ های تخلیه ماسه کار لایروبی را اغاز کردند . اخبار این اکتشاف خیلی زود به مقامات سعودی رسید و منطقه بسرعت در محاصره ماموران امنیتی قرار گرفت . " رونی وایت " میگوید : بعد از 34 روز من هم لباس غواصی بتن کردم و همراه غواصان به زیر اب رفتم . باور کردنی نبود – چرخهای ارابه ها – سپرهای نظامی و وسایلی که بخاطره شرایط محیطی فرم خود را از دست داده بودند . غواصان توانسته بودند مقداری استخوان اسب و همچنین استخوان انسانی را از عمق دریا بالا بیاورند . نام " رونی وایت " و همراهانش برای همیشه در تاریخ ثبت شده بود .. انها توانسته بودند مدارکی از یک عذاب الهی را برای نسل امروز جمع اوری کنند .

 
بازسازی یک فاجعه الهی



بعد از انتشار اخبار محققان مختلفی این فاجعه عظیم را مورد بررسی قرار دادند . نقشه ای از محیط تعیه شد, عمق اب , فاصله بین دو خشکی و محاسبات دیگر به کامپیوتری داده شد .. نتیجه وحشتناکتر از ان بود که انها فکر میکردند . از میان بادها و طوفانها , طوفان " N.G.S " که در سال 1982 جنوب فلوریدا را مورد حمله قرار داده بود برای این محاسبه در نظر گرفته شده بود . این طوفان از گروه B میباشد که تقریبا" مشابه ان هر سال سواحل امریکا را مورد اماج قرار می دهد . بخاطره کم عمق بودن ان منطقه نسبت به جاهای دیگر و همچنین نزدیکی دو ساحل ... سونامی وحشتناک حاصل میشود .. همانگونه که مستحضر هستید .. امواج وقتی در مکانهای عمق دار اقیانوس شکل میگیرد قدرت انچنانی ندارد .. اما هرچه که به ساحل نزدیک میشود ارتفاع ان افزایش و قدرت تخریب ان بسیار گسترده میشود . مشابه همان سونامی که چند سال کشورهای شرق اسیا را مورد تهاجم گسترده خود قرار داد . پس از نظر علمی هم ان منطقه مناسب ترین مکان برای عذاب الهی بوده است ... تصویر این محاسبه و همچنین شدت تخریب ان در تصویری که برای شما در نظر گرفته شده کاملا" نمایان است .



 


رامسس دوم – فرعونی که مورد غضب پروردگار قرار گرفت .
فَالْیَوْمَ نُنَجِّیکَ بِبَدَنِکَ لِتَکُونَ لِمَنْ خَلْفَکَ آیَةً وَإِنَّ کَثِیراً مِنَ النَّاسِ عَنْ آیَاتِنَا لَغَافِلُون
پس امروز نجات میدهیم بدنت را تا باشی برای ایندگان نشانه ای و همانا بسیاری از مردم از نشانه های ما غافلند . 92 – یونس

یکی از سئوالاتی که باستان شناسان و همچنین محققان بدنبال پیدا کردن جوابی برای ان هستند, فرعونی است که مورد غضب پروردگار یکتا قرار گرفت است . اکثر مورخان اعتقاد دارند " رامسس دوم " فرعون معاصر حضرت موسی (ع) بوده است .
مفسران قران مجید هم بر این عقیده هستند ,شرح حالی که در ایات قران وجود دارد بیشتر از همه با رامسس دوم مطابقت دارد – که در طول مطلب به ان اشاره خواهم کرد . رامسس دوم پادشاهی است که در جنگ جان خود را از دست داده است – متاسفانه کتیبه های و ستون های تاریخی که در وصف پادشاهان حک می شده است اطلاعات زیادی در این زمینه به ما نمیدهد, برای مردم و بخصوص وارثان تاج و تخت این لکه ننگی بوده که در تاریخ از خدایشان به عنوان یک شکست خورده یاد شود . در اینکه مومیایی رامسس دوم فاقد زخم یا جراحات ناشی از جنگ باشد- شکی وجود ندارد .. و همین ادعا میتواند نشانی از غرق شدن این فرعون به امر پروردگار باشد . " رامسس کبیر یا رامسس دوم " در سن 22 سالگی به فرمانروائی مصر میرسد و تا سن 92 سالگی مناطق بسیاری را با جنگ و خونریزی تصرف می کند . او کشورگشائی بسیاری در فلسطین – لبنان – سوریه – ترکیه داشته است و بخاطره خراجهای که از حکام دیگر ولایات میگرفته- ثروت بیشماری را جمع اوری می کند . در کتیبه های بجامانده از رامسس دوم به عنوان پروردگار و خداوند بی همتا یاد شده است . مجسمه غولپیکر او امروزه بازدیدکنندگان بسیاری را مجذوب خود کرده است.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 21:13  توسط رامین  | 

معجزه قرآن - پیشگوئی قرآن در مورد سالم ماندن بدن فرعون

صدای پر میکائیل

وَجَاوَزْنَا بِبَنِی إِسْرَائِیلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَجُنُودُهُ بَغْیًا وَعَدْوًا حَتَّى إِذَا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ قَالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلَهَ إِلا الَّذِی آمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرَائِیلَ وَأَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ (٩٠)آلآنَ وَقَدْ عَصَیْتَ قَبْلُ وَكُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ (٩١)فَالْیَوْمَ نُنَجِّیكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آیَةً وَإِنَّ كَثِیرًا مِنَ النَّاسِ عَنْ آیَاتِنَا لَغَافِلُونَ (٩٢)    سوره یونس

« و بنی اسرائیل را از دریا عبور دادیم. فرعون و سپاهیان وی بیدرنگ مسلحانه و فراتر از حد خود آنها را دنبال کردند، تا وقتی که داشت غرق میشد گفت: ایمان آوردم به اینکه خدائی غیر از خدائیکه بنی اسرائیل (فرزندان یعقوب) به او ایمان اوردند وجود ندارد و همیشه مسلمان خواهم بود ـــ حالا! در حالیکه تا پیش از این از سپردن بنی اسرائیل سرباز زدی و همیشه نیز مفسد بودی ـــ امروز فقط بدن تو را نجات میدهیم تا برای افراد پس از خودت درسی باشد. هر چند خیلی از مردم از آیات ما غافلند».

واژه فرعون در لغت بمعنی: ساختمان باشکوه است. بعد به فرمانروایان مصر اطلاق شده، که اشاره ضمنی و تلویحی بوده به ساختمانهای بلند بالا و باشکوه آنها. تصویری که میبینیم تصویرهمان فرعونی است که در زمان موسی بوده و از سپردن بنی اسرائیل به موسی سرپیچی کرده و موسی و همراهانش را تعقیب کرده و در دریا غرق شده. او رامسز دوم نام داشته است. پس از غرق شدن افراد باقیمانده دستگاه فرعون که با وی در تعقیب موسی نبوده اند او را از آب گرفته و مومیائی میکنند، و امروزه در معرض تماشای جهانیان است. چیزی که 1400 سال پیش قرآن آن را پیش بینی کرده است

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 21:11  توسط رامین  | 

گفت و گو های آرام در مورد اعجاز علمی قرآن

بقلم عبد الدائم الكحيل

منبع:نوگرا

برگرفته از صفحه معناي توحيد

پرسشهاي بسياري در مورد اعجاز عددي در قرآن به ما مي رسد مانند: صحت اين شماره ها تا چه حداست؟ فايده ي اين علم چيست؟ آيا اين فقط نوعي زحمت زيادي و فريب و دروغ است؟ چگونه کلمات قرآني و حروفش را مي شمارند؟ ... در اين نوشته جوابهاي خوبي إن شاءالله خواهى يافت...

از همان 19 سال قبل كه رشاد خليفه را ترک نموديم در حاليکه در دفتر كارش در آمريکا کشته يافته شد ، سؤالها در مورد شگفتي هاي عددي قرآني ادامه دارد بدون اينکه کسي يافته شود که جواب خوبي براي آنها بياورد.

رشاد خليفه درحالي رفت که بار سنگيني بعد از خودش رها کرده بود و کسي هم ميل حمل کردن اين بار را نمي يافت!

اين بار ، درحقيقت مجموعه ي سنگيني از پرسشها بود، روزانه سؤالاتى در مورد اين علم يعنى اعجاز عددى قرآن به من مى رسد ، آيا درست است كه آن را " علم " بناميم؟ و آيا ما نيازمند اين نوع دانشها مخصوصاً در اين زمان هستيم؟ براستى آيا اين قرآن نيازمند اين شماره ها ست تا ثابت شود كه قرآن كتاب الله تعالى ست؟و چرا مي بينيم عددهايي را که جستجوگران قرآني در اين علم تقديم مي دارند با اعدادي که ما به سنجش و شمارشش برآمديم متفاوت است؟

حقيقت اين است برادرانم ،پاسخگويي به اين سؤالها نيازمند زمان طولانيست تا بصورتى علمى و محكم ادا شود ولي ما در خلال اين صفحات سعي خواهيم کرد تا چکيده اي از اعجاز عددي در قرآن را بيان کنيم و کسي را هم مجبور به قبول اين انديشه ها نمي کنيم بلکه بر هر مؤمنى كه مدعى محبت به كتاب الله تعالى ست واجب است كه دقت و بررسى كند و بدنبال حقيقت آن شود و با ديدى منصفانه و عادلانه به اين حقايق بنگرد و تحت تأثير آراء بعضى علما که اين علم را بي اساس يا بي فايده معرفي مي کنند ، قرار نگيرد.

بله ، ما به علما و دانشمندان دين خود احترام قائليم و قدر و منزلتشان را به خوبى مى شناسيم زيرا خداوند آنان را براى حمل اين امانت انتخاب نموده است ، امانت دعوت بسوى الله تعالى ، پس پاداش نيک خداوند نثارشان باد ، ولى : چه اشکالي دارد اگر در بعضي مسائل با هم اختلاف كرديم!؟ آخر هر مسلمانى خود ديدگاهي دارد ، مهم اين است كه در تفكير و عقيده براى خداوند اخلاص داشته باشد ، پس بياييد با اين سؤال آغاز نماييم:

آيا درست است كه اعجاز عددى يا شگفتي هاي شمارشي قرآني فايده اي ندارد؟

بعضي از علماى ما متأسفانه مى گويند که فايده اي از اين اعجاز عددي قرآني بدست نخواهد آمد!

و من نمي دانم از کجا اين حرف را آوردند و برهان علمي براين سخن چيست!!

و تأسف بار است كه بيشتر علمايى كه سخن از عدم فايده ى اعجاز عددى قرآن ، يا اينكه باعث مى شود مؤمن را از جوهر قرآن بدور سازد يا اينكه اين اعجاز عددى ساخته ى بهايى هاست ! يا اينكه قرآن حاجتى به لغت ارقام ندارد ..... اعتماد كاملشان بر سر انحرافات و خطاهاى رشاد خليفه بود ، و يكى از همين علما گفت: " اگر اين علم فايده اي داشت اولين صاحب اين بدعت از آن فايده برده بود " و منظورش رشاد خليفه بود.

و من مي خواهم عبارتي را زمزمه کنم که اميدوارم به دلهاي علماء قبل از عقلهايشان برسد : آيا خداوند شما را بر تمامي علوم کتابش آگاه ساخته است؟ چگونه دريافتيد که قرآن داراي معجزه ي عددي نيست؟

و آيا يک مؤمن كه مدعى ست قرآن را دوست مى دارد مى تواند تصميم گيرد که قرآن به چه نيازمند است و به چه نيازي ندارد؟ و اگر در آينده ثابت شد که قرآن از نظر عددي داراي شگفتي ست ، پس سرانجام اين تبليغها در دوري از دانش اعجاز عددي چيست؟

براستي که منطق علمي و قرآني بر هر کسي که مدعي بي فايده بودن علم اعجاز عددي قرآن است واجب ساخته که براي ادعايش برهان بياورد ، خداوند مى فرمايد: (قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ) بگو برهانتان را بياوريد اگر واقعاً راستگو هستيد.

پس آيا روش دعوت با علم اعجاز عددي را تجربه کرده و ثابت شده که بي فايده است؟ و براي همين مي گوييم: بر علماي ما شايسته است که هر انديشه ي جديدي که در رابطه با کتاب الله تعالي مي باشد را مورد تشويق قرار دهند و عليه هر روش جديد قد علم نکنند و همچنين آزادي بحث در عجايب تمام نشدني قرآني و معجزات نهايت ناپذيرش را رها بشناسند.

کشورهاي غربي ملحد، آزادي بحث در جهان را رها ساختند و به نتيجه هاي شگفت آوري رسيدند و کافيست که ما اکنون تقريباً در همه چيز از غرب تبعيت مي کنيم ، و تقريباً هرچيز از سوزن گرفته تا خودرو وارد مي کنيم ، و بدتر از آن اينكه ما در بحث و جستجوهاى اعجاز علمى قرآن به نتايجي كه علماى غرب بدان رسيدند ، تكيه مى كنيم! يعنى ما براى اينكه ايمانمان به اين قرآن افزون شود نيازمند كوششها و نظريه ها و اختراعات غرب هستيم!!

هر مسلمانى اين مشكل را درك نموده ، و صدها سؤال برايم مى آيد كه خلاصه اش: اگر قرآن تمامي اين حقيقتهاي علمي را نام برده پس چرا شما دانشمندان مسلمان آنها را کشف نمي کنيد!؟ و متأسفانه جوابى براى اين سؤال نيست غير از اينكه ما در حق قرآن و علم كوتاهى نموده ايم. و سؤال اين است : آيا منتظريم تا غربى ها برايمان ساختار عددى در قرآن را برايمان كشف نمايند؟ و آيا منتظريم تا غربي ها بيايند و قرآن را مطالعه نموده و عجايب و معجزاتش را آشکار سازند؟

دوستان ! يادم است روزى يك طلبه از شيخش در مورد حروف مقطعه ى اوايل سوره ها مثل ( الم ) و غيره سؤال كرد و آن شيخ جوابش داد كه علماى قديمى به تفسير آن نرسيدند و گفتند ( الله أعلم بمراده ... خداوند به مرادش آگاهتر است ) و ما هم بايستى در همينجا توقف كنيم براى اينكه آن گذشتگان از ما به کتاب الله آگاهتر بودند!!

به جواب اين شيخ بنگريد که چقدر باعث تعطيلي عقلهايي شد که ممکن بود به بحث پرداخته و اسرار اين حروف را آشکار سازد ، آيا مى دانيد عزيزان كه اين شيخى كه از جستجو در علم اعجاز عددى باز مى دارد و از عواقب خطرناكش برحذر مى دارد ، آيا مى دانيد اينگونه دعوت کردن بمانند دعوت براي تعطيلي عقلها و توقف جستجو در علوم کتاب الله تعالي ست!

بهانه اي که بعضي علماي مسلمين مي تراشند اين است که مي گويند: نمي خواهيم هرکسي به تفسير قرآن بازي کند و احکام نادرست استنباط نمايد تا مدعيان نادان زياد نشوند و اسلام آسيب نبيند چون اسلام به اندازه ي کافي مورد آزار واقع شده !

و من واقعا تعجب مى كنم : چه مشکلي پيش خواهد آمد اگر تمامي بشر جاهل و عالمشان به اين نداي قرآن پاسخ دادند: (أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآَنَ ... آيا قرأن را با دقت مطالعه نمي کنند )؟ چه مشکلي پيش خواهد آمد اگر هر کس به اندازه ي فهم و توانايي اش قرآن را مورد تدبر و فهم قرار داديم؟و اينجا وظيفه ي علمايمان ظاهر مي شود که با حکمت به تصحيح انحرافات و اشتباهات بپردازند و نه با دور ساختن مردم از کتاب الله ! و براي همين است که من عالم و شيخى که مردم را از تفکر در قرآن بازمي دارد را در حقيقت دورکننده ي مردم از قرآن مي شناسم براي اينکه اين قرآن تنها براي علما نازل نشده که آن را با تدبر بفهمند بلکه براي هرکدام از ما هراندازه ميزان فرهنگ و تخصص باشد ،نازل شده است.

انتظار چه فايده هايي از تحقيق در اعجاز عددي قرآن داريم؟

از مهمترين فايده هاي تحقيق و بررسي قرآن از ناحيه ي عددي ( البته صحيح ) اين است که به افراد شکاک و گمراه ثابت مي کنيم که هر حرفي در قرآن از سوي خداوند آمده است، و براستى كه در اين زمان شديداً نيازمند برهان هايى هستيم كه منتقدين اسلام را قانع سازد كه اين دين ، دين علم است.

همچنين از فايده ها اين است که به کساني که قرآن را دست کم گرفته و مي گويند نوشته ي بشر است و همانند آن را آورده اند!! ثابت خواهيم کرد که ممکن نيست همتاي اين قرآن يا همتاي يک سوره اش پديد آيد. زيرا لغت اعداد درواقع لغت قانع کننده اي ست که در آن شک و ترديدي نيست.

و ما هرگاه اين حقايق عددي را که ثابت مي کند حروف قرآن و کلماتش با نظام محکمي نظم يافته اند ، و به آنان مي گوييم آيا شما مي توانيد کتابي را بياوريد که اين تناسق و نظم عددي محکم در آن يافته شود ؟ در آن وقت است که ناتواني شان آشکار خواهد شد و به خود باز خواهند آمد و سرانجام اعتراف خواهند کرد هرچند در وجدانشان ، كه اين قرآن ممكن نيست سخن بشر باشد.

فايده ى ديگر اينکه ما به اسرار تکرار يک نوع داستان در سوره هاي متعدد دقت بيشتري خواهيم کرد و با تعمق خواهيم نگريست ؟ درواقع يک سيستم منظم محکمي در تکرار قصه هاي قرآني ست.

چرا آيه هايي مثل فَبِأَيِّ آَلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ {الرحمن : 13 } در سوره ي الرحمن 31 بار تکرار شده ، چرا؟

درواقع يک سيستم محکم و منظم عددي در شماره هاي آيات وجود دارد. و چرا کلمات محدود و مشخصي در قرآن تکرار مي شود؟ و چرا ... دانش شگفتي هاي عددي قرآني پاسخ گوي تمامي اين پرسشهاست زيرا علمي ست که در اسرار تکرار اين کلمات و حروف و ترتيب سوره ها و آيات تحقيق مي کند.

از فايده هاي بزرگ تحقيق در اعجاز عددي قرآن اين است که حقايق عددي در قرآن قابل تغيير و تبديل نيست برخلاف نظريه هاي علمي بهره گيري شده در اعجاز علمي قرآني که ممکن است بر اساس توانايي هاي علمي و تکنولوژي در دسترس هر زمان ، پيشرفت و تغيير يابد ، و اين است که شگفتي هاي عددي قرآن داراي بلاغت و اثر بيشتريست مخصوصاً كه ما در عصر تكنولوژى شمارشى هستيم.

و از فايده هاى اين علم نيز اين است كه توسط تمامى بشربا وجود اختلاف زبانها و اعتقادهايشان آسان ترجمه مى شود و آسان فهميده مى شود، يعنى اگر روش دعوت بسوي الله با شرح اعجاز عددي قرآن بصورت درست بهره برداري شود بزرگترين اثر در قانع ساختن غير مسلمين به رسالت راستين اسلام خواهد داشت.و خودم با بعضي از ملحدين تجربه کرده ام و متوجه شدم شخص ملحد هرگاه به يک واقعيت رقمي ثابت برمي خورد که قادر به رد يا انکارش نمي شود خود را گم کرده و بسيار بهت زده مي شود.

انتقادات وارد شده

بعضي از علما تصور مي کنند که محققين درعلم اعجاز عددي قرآن بحثهايشان را به گونه اي سرهم مي کنند تا مردم را به صدق نتايج خود فريب دهند ، پس حقيقت مسئله چيست؟

برادران ايماني ام ! من بشدت متأسف مى شوم وقتى از يك عالم بزرگ انتقادي در مورد دانش شگفتي هاي رقمي و عددي قرآن مي شنوم درحاليکه به اين تحقيقات اطلاع نيافته يا حتي خودش را در تحقيق در کتاب الله به تلاش نيانداخته !

يک نمونه از شگفتي هاي عددي قرآن اين است که کلمه ي ( شهر .. ماه ) در قرآن 12 بار به تعداد ماه هاي سال تکرار شده است و کلمه ي ( يوم ) در قرآن 365 بار به تعداد روزهاي سال تکرار شده است.

و انتقادي که بارها بر اين حقايق شنيده ايم اين است که اين ارقام بافته شده و نادرست است ، و بهانه مى آورند كه تمامى كلمات مشتق مربوط به ( شهر ) مانند ( شهرين ) و ( شهور ) حساب نشده ....

و همچنين تمامي کلمات مشتق و مربوط به ( يوم ) مانند ( أيام ) و ( يومكم ) ... پس نتيجه اين است که کلمات ، انتخاب شده و خوشه چيني شده و اثري از هيچ معجزه نيست!!!

اشکال در اين است دوستانم ، که تمامي اين انتقاد کنندگان به كليه ى اين تحقيق قرآني آگاه نشده اند و فقط قسمتي از آن را بريده اند و هرگز بر منهج محقق و روشي که در بحث بر آن اعتماد شده دقت نکرده اند.

ما مي گوييم کلمه ي ( شهر ) با صيغه ي مفرد 12 بار تکرار شده است و در قرآن بشکل 3 صورت آمده است:

1- شهر 4 بار.

2- الشهر 6 بار.

3- شهراً 2 بار.

و همانطور كه مى بينيم تمامى آنها كلمات مفرد هستند و متعلق به ضمير خاصى نيستند.و براى تأكيد بر صدق اين عدد ، 12 آيات را همانطور كه در قرآن آمده مى نويسيم:

1- شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآَنُ

2- فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ

3- الشَّهْرُ الْحَرَامُ

4- بِالشَّهْرِ الْحَرَامِ

5- يَسْأَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرَامِ

6- وَلَا الشَّهْرَ الْحَرَامَ

7- وَالشَّهْرَ الْحَرَامَ وَالْهَدْيَ وَالْقَلَائِدَ

8- إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا

9- وَلِسُلَيْمَانَ الرِّيحَ غُدُوُّهَا شَهْرٌ

10- وَرَوَاحُهَا شَهْرٌ

11- وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا

12- لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ

دقت فرماييد عزيزان چگونه الله تعالي در کتابش 12 بار به تعداد ماههاي سال از ماه نام برده است! و تأكيد فرموده است كه تعداد ماهها 12 است در اين سخن الله تعالى:

(إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا) ، آيا اين توافق و نظم ، تصادفى آمده است؟ كسى كه اين آيات قرآنى را با تأمل مطالعه مى كند متوجه مى شود نظام بسيارى در آن است:

1- ما مى دانيم كه رمضان بهترين ماه سال است و بهترين شبهايش شب قدر است ، و عجيب اين است كه الله تعالى اولين آيه از اين آيات را با ذكر ماه رمضان شروع فرمود (شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآَنُ ) ،

و آيات را با سخن از شب قدر تمام كرد در حاليكه در ماه رمضان است (لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ ) ، يعنى زنجيره ى آيات با كلمه ى ( شهر ) در آيه ى اول شروع شد ( شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآَنُ ) و با كلمه ى ( شهر ) در سخن الله تعالى در آيه ى آخرى تمام شد : (لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ ) !!! آيا اين نظم ، تصادفى آمده است؟

2- ملاحظه مى نماييم كه كلمه ى ( ماه ) دو نوع آمده است ، نوع اول بصورت معرفه با الف و لام ( الشهر ) و نوع دوم بدون الف و لام بدينصورت ( شهر ، شهراً ) ، و با تأمل بيشتر متوجه ى توازن دقيق بين دو حالت مى شويم ، زيرا كلمه ى ( الشهر ) بصورت معرفه 6 بار تكرار شده ، و كلمه ( شهر ، شهراً ) بدون تعريف نيز 6 بار تكرار شده بهمان تعداد ، آيا اين توازن نيز تصادفى آمده است؟

همچنين اعتراضي از طرف بعضي علما در مورد تکرار کلمه ي ( يوم ) در قرآن وجود دارد ، مي گويند چرا کلمه ي ( أيام ) و كلمه ي ( يومكم ) را به حساب نياورده ايد ؟ مي گوييم عزيزان ! هرگاه تکرار يک کلمه را بررسي مي کنيم بدون مشتقاتش حساب مي گيريم ، و كلمه ى ( يوم ) با اشكال متعددى وارد شده است : (يوم، بيوم، ليوم، يوماً، اليوم، فاليوم، باليوم ) اما براى مثال كلمه ى ( يومين ) در حقيقت از مشتقات كلمه ى ( يوم ) است و بر همين اساس منهجى آن را به حساب نمى گنجيم.

و با پيروي از اين منهج مي بينيم کلمه ي ( اليوم ) 365 بار دقيقاً به تعداد روزهاى سال تكرار شده است ، شما را به الله قسم اين چه تصادفي ست که کلمات را به گونه اي قرار مي دهد که با اين توافق عجيب تکرار شود؟

شگفتي غير منتظره !

عزيزانم! بيست سال قبل موضوع علم شگفتي عددي قرآن را کاملاً رد مى كردم! ولى اراده ى الله بر اين شد كه بر بعضى از نوشته ها در اين مجال علمى آگاهي يافتم ، و سعى خودم را در اثبات اينكه اعجاز عددى قرآن نادرست است ، شروع كردم ! ولى نتيجه اش چه شد؟!

براي خودم مقررات سخت و محکمي قرار دادم تا بتوانم به هدفم برسم ، براى همين هيچ عددي را قبول نمي کردم مگر اينکه مثل روشني آفتاب واضح باشد و شکي در آن نباشد و دو نفر در آن شک نکنند.

و گفتم اگر معجزه اي يافتم که انسان با هر نوع سعي و تلاش هم قادر به انکارش نباشد پس اين علم را قبول خواهم کرد و بدان قانع خواهم شد و الا از سرسخت ترين دشمنان آن خواهم شد!

و خواست الله تعالي بر اين شد که به يک آيه ي عظيم شروع کنم که خداوند در آن انس و جن را به مبارزه خوانده که همتايي شبيه اين قرآن بياورند ، و اين آيه را بسيار تكرار مى كردم و به آن متأثر مى شدم و اين سخن الله تعالى مى باشد:

(قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَالْجِنُّ عَلَى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْآَنِ لَا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيرًا ) سورة الإسراء : 88 .

بگو اگر تمامي انس و جن با هم شوند تا شبيه اين قرآن را بياوردند هرگز مانندش را نخواهند آورد حتي اگر همه همراه و پشتيبان هم شوند.سوره اسراء : ??

به شمارش كلمات اين آيه پرداختم و ديدم 19 کلمه بود، سپس به شمارش حروفش پرداختم ديدم 76 حرف است، و آنچه نظرم را جلب کرد اين بود که عدد 76 از مضاعفات عدد 19 است و چنين است:

76 = 19 × 4

و به فکر کردن مشغول شدم که آيا اين اتفاقي ست؟ و به تدبر ادامه دادم ، و اين سؤال را مطرح كردم : چند حرف از حروف لغت عربي در اين آيات است؟ و هنگامي که به شمارش پرداختم ديدم دقيقاَ 19 حرف !!و آن حروف اينها بود : (ق ل ي ا ج ت م ع ن س و ب ث هـ ذ ر ك ض ظ ) ، گفتم سبحان الله ، چگونه ممکن است اتفاق و تصادف باعث اين توافق و نظم عجيب شود؟

ولي من تحقيق را ادامه دادم و خود را در مقابل 3 اعداد ديدم همانطور که ديده مي شود:

- تعداد کلمات در اين آيه 19 کلمه است.

- تعداد حروف در اين آيه 76 حرف است.

- تعداد حروفي که آيه از آن تشکيل شده بجز تکرار ، 19 حرف است.

و به خود گفتم چرا الله تعالي دقيقاً اين تعداد را انتخاب فرموده است، و چه ارتباطي با قرآن دارد؟

زيرا اين آيه ، انس و جن را به مبارزه مى خواند كه همتايى بمانند قرآن بياورند؟و هنگاميکه به جمع اين 3 اعداد پرداختم نتيجه ى غيرمنتظره اين بود كه مجموع 3 اعداد مساوى با تعداد سوره هاى قرآن بود!

19 + 76 + 19 = 114 عدد سوره هاي قرآن كريم!!!

اين آيه باعث شد انديشه و فكرم بسوى شگفتي هاي عددي قرآن تغيير يابد و شروع به تحقيق نمودم و مثالها آنقدر متراکم شد که جايي براي شک باقي نگذاشت که اين علم وجود دارد و نمي توانيم آن را انکار کنيم.

و شما عزيزانم را به خواندن اين تحقيقات دعوت مي کنم که عظمت اعجاز عددي قرآن را آشکار مي سازد و در حقيقت عظمت نازل کننده ي اين معجزات ، سبحانه و تعالي را آشکار مي نمايد.

آيا يقين و تسليم شدنمان به الله تعالي بيشتر مي شود؟

ملاحظه : در اين آيه " واو عطف " را تابع کلمه ي بعدش مي شناسيم و نه کلمه اي مستقل. باوجود اينکه در اين آيه معجزه اي ست حتي با شمردن واو العطف به عنوان کلمه اي مستقل ، و اين از عطمت شگفتي هاي قرآن است ، به کتاب " إشراقات الرقم سبعة في القرآن الكريم " ( في كل آية معجزة )منبع سايت اعجاز

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 0:5  توسط رامین  | 

کشف آثار شق اقمر توسط ناسا!

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

 

به نام خداوند رحمتگر مهربان

 

اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانشَقَّ الْقَمَرُ ﴿۱﴾

 

قيامت نزديك شد و ماه از هم شكافت.

 

وَإِن يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَيَقُولُوا سِحْرٌ مُّسْتَمِرٌّ ﴿۲﴾

 

و هر گاه نشانه و معجزهاي را ببينند اعراض كرده مي‏گويند: اين سحري است مستمر!

 

وَكَذَّبُوا وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءهُمْ وَكُلُّ أَمْرٍ مُّسْتَقِرٌّ ﴿۳﴾

 

آنها (آيات خدا را) تكذيب كردند و از هواي نفسشان پيروي نمودند و هر امري قرارگاهي دارد.

 

سوره:القمر

 

 

آیت‌الله بی‌آزار شیرازی: تحقیقات ناسا معجزه شق‌القمر را تأیید می‌كند


آیات اولیه سوره قمر حاكی از این است كه ماه در گذشته شكاف عظیمی برداشته و دو نیم شده است و عكس‌هایی كه توسط فضانوردان موسسه ناسا از سطح كره ماه گرفته شده است شكاف‌هایی را بر روی این كره نشان می‌دهد كه وقوع این معجزه عظیم را اثبات می‌كند.

 

به گزارش خبرگزاری قرآنی ایران (ایكنا)، متن فوق بخشی از سخنان آیت‌الله بی‌آزار شیرازی در نشست «شق‌القمر معجزه پیامبر اعظم (ص) با استناد به تحقیقات ناسا» است كه به همت معاونت فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی (مركز پژوهش‌ها و فعالیت‌های قرآن و عترت)، 12 مهرماه در نمایشگاه بین‌المللی قرآن كریم برگزار شد. ...

 

دكتر عبدالكریم بی‌آزار شیرازی با قرائت آیه «اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانشَقَّ الْقَمَرُ» گفت: همان‌طور كه ‌می‌دانید در قرآن سوره‌ای به‌نام «قمر» آمده است. ابتدای این سوره در مورد معجزه بزرگی است كه توسط ‌پیامبر (ص) برای مردم مكه ارائه شده است و آن مسأله این است كه مردم مكه مانند سایر امم پیشین وقتی با معجزات طبیعی مواجه می‌شدند آن را حمل بر سحر و جادو می‌كردند تا این كه مطرح كردند كه چگونه متوجه شدیم كه او پیامبر (ص) است؛ زیرا هر كاری كه او انجام می‌دهد می‌گویند سحر است.

وی گفت: در این رابطه سران قریش گفتند كه سحر جادو در آسمان كارگر نیست بیایید یك معجزه آسمانی از پیامبر (ص) بخواهیم، نزد حضرت رسول (ص) رسیدند و گفتند: اگر تو واقعاً پیامبر خدا هستی و كارهایت گرو جادو نیست، ماه را دو نیم كن. حضرت (ص) فرمودند: اگر من از خدا بخواهم و خداوند این كار را انجام دهد آیا واقعا مسلمان می‌شوید؟ پاسخ دادند: بله.

وی افزود: ماه در حالت بدر بود كه سبب هنگام پیامبر (ص) با سران قریش در طبیعت رفتند و پیامبر آن‌جا از خداوند متعال درخواست كردند كه ماه شكافته شود و این معجزه را مردم مشاهده كنند.

با این دعا ماه شكافته شد به طوری كه از میان دو نیمه ماه كوه احر را مشاهده می‌كردند زمانی كه این منظره را مشاهده كردند ابوجهل كه عناد نسبت به پیامبر (ص) می‌ورزید گفت: ما مطمئن نیستیم كه این سحر نباشد، ما صبر می‌كنیم تا مردمانی كه از صحرا باز می‌گردند بیایند و از آن‌ها بپرسیم كه آیا این صحنه را دیده‌اند یا نه؟ و اگر گفتند كه دیدیم پس جادو نیست پس از مدتی افرادی از صحرا بازگشتند و مورد سئوال قرار گرفتند و در پاسخ گفتند آری ما دیدیم كه ماه دو نیم شده است در عین حال برخی دست از عناد برنداشتند.

وی در ادمه سخنانش گفت: در این زمینه آیات اولیه سوره قمر نازل شده است آن‌چه كه این آیات بیان می‌كند این است كه ماه در گذشته شكاف عظیمی برداشته است و دو نیم شده است و صریحا می‌فرماید: «وَانشَقَّ الْقَمَرُ» دوم اینكه شكاف آن‌قدر بزرگ است كه به عنوان آیت خدا یا معجزه الهی یاد شده است «و إن یروا آیة اگر ببیند این آیت و معجزه الهی» راه سوم برخی شكافته شدن ماه را مشاهده كردند؛ اما این را باز به حساب سحر و جادو گذاشتند و «وَ یَقُولُوا سِحْرٌ مُّسْتَمِرٌّ» برخی این معجزه را تكذیب كردند و «وَ كَذَّبُواْ بِآیَاتِنَا» و بسیاری فعل گذشته «انشَقَّ» را به فعل مضارع كه در آینده است تفسیر كردند و این دو نیم شدن به عنوان یكی از آثار ظهور صورت می‌گیرد.

وی گفت: اما این معجزه مانند معجزه قرآن یك معجزه باقیه شده؛ زیرا بزرگ‌ترین امتیاز دین اسلام این است كه معجزه دارد، شما اگر از یك یهودی یا یك مسیحی بپرسید كه آیا شما معجزه‌ای در دست دارید كه نشان دهد دینتان بر حق است می‌گویند ما عصای موسی (ع) را نداریم كه به شما نشان دهیم چگونه اژدها می‌شود. مسیحیان نیز می‌گویند ما حضرت عیسی (ع) را نداریم كه برای شما مرده را زنده و یا مریض را شفا دهد تا این كه شما متوجه شوید.

وی افزود: اما اگر از یك مسلمان بپرسند شما دلیلی بر حقانیت دینتان دارید پاسخ می‌دهند من یك معجزه‌‌ای داریم كه معجزه باقیه است و مطالب بسیار مختلفی را در زمینه‌های متفاوت بیان كرده است كه امروزه دانشمندان می‌توانند آن را مشاهده كنند یكی دیگر از معجزات پیامبر (ص) و آثارش را فضانوردانی كه با آپولو به كره ماه رفتند مشاهده كردند و سال‌ها در رابطه با آن مطالعه و تحقیق كرده‌اند كه بحث امشب ما در این باره است.

وی گفت: در این زمینه شخصیتی به‌نام دكتر «دیوید پیت كوك» كه هم اكنون رئیس كرسی حزب اسلامی بریتانیا است می‌گوید: من به وسیله آیه «اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانشَقَّ الْقَمَرُ» مسلمان شدم.

وی می‌گوید: من علاقه‌مند به مطالعه ادیان تطبیقی بودم درباره همه ادیان مطالعه كردم به دین اسلام رسیدم، دوستی مسلمان داشتم به او گفتم من می‌خواهم در رابطه با اسلام تحقیق كنم، قرآنی با ترجمه انگلیسی به من داد و من خوشحال شدم. شب هنگام همین كه قرآن را ورق می‌زدم نظرم جلب سوره قمر شد آن را باز كردم ببنیم قرآن درباره ماه، چه گفته است دیدم قرآن بیان كرده «اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانشَقَّ الْقَمَرُ» آن قدر به فكر فرو رفتم و از خدا پرسیدم، بر فرض ماه شكافته شد چگونه دو مرتبه به حالت اولی بازگشت هرچه به فكرم مراجعه كردم برایم قابل هضم نبود به طوری كه از قرآن منزجر شدم و آن را كنار گذاشتم و این آیه مرا از مطالعه قرآن منصرف كرد.

وی ادامه می‌دهد: از آن‌جایی كه كارم خالصانه بود. چند شب بعد تلویزیون برنامه‌ای را دیدم كه سه فضانورد را نشان می‌داد كه مطالعات خود را در روی كرده ارائه می‌كنند. مجری برنامه این سوال را از فضانوران می‌پرسید كه شما بودجه بسیار سنگینی را به كره ماه بردید در صورتی كه در كره زمین این همه مردم نیازمند هستند آیا بهتر نبود این پول‌ها را خرج مردم كره زمین می‌كردید؟ فضانوردان در پاسخ گفتند: پول‌هایی كه ما خرج این سفرها كردیم به بی‌راهه نرفته است بلكه ما به یك حقایقی دست یافتیم كه اگر چندین برابر این ‌پول را خرج می‌كردیم باز هم ارزشمند بود. مجری می‌گوید این حقیقت چه بود این همه ارزش داشت؟، آن‌ها گفتند: ما از قبل با رصد كردن ماه شكاف‌هایی را بر روی این كره مشاهده كرده بودیم؛ اما به هیچ وجه نمی‌توانستیم در رابطه با آن‌ها اظهارنظر كنیم تا این كه به كره ماه رفتیم و توسط آپولوی 10 ،عكس‌برداری كردیم و ما از فاصله 14 كیلومتری تصاویری را مشاهده كردیم كه این‌ها به خوبی نشان می‌داد كه این ماه در گذشته یك شكاف عظیمی برداشته است و زمانی كه با آپولوی 11 بر سطح كره ماه فرود آمدیم از نزدیك این شكاف‌ها را مشاهه كردیم. آن‌ها ادامه دادند و گفتند ما اگر می‌خواستیم این مسائل را برای مردم بیان كنیم كسی حرف ما را نمی‌پذیرفت تا این كه این سفرهای مكرر باعث شد كه ما چنین كشف مهمی را انجام دهیم.

فضانوردان گفتند: موسسه ناسا سال‌ها در این رابطه مطالعه و تحقیق انجام داده است و مقالاتی فراوانی در این رابطه ارائه داده‌اند. در این رابطه شكاف‌هایی فراوانی را می‌توان توسط عكس‌ها بر روی كره ماه دید این شكاف‌ها بر سه نوع است؛ اول شكاف‌های مارپیچی است دوم شكاف‌های دایره‌ای است كه گاهی قطرش به هزار كیلومتر می‌رسد و آخر شكاف‌های مستقیمی است كه به طور كمربندی دور ماه را گرفته است. دانشمندان احتمال می‌دهند كه شكاف‌های دایره‌ای در اثر سقوط سنگ‌های آسمانی است؛ اما شكاف‌هایی كمربندی كه دور ماه را گرفته است نمی‌تواند با سقوط سنگ آسمانی پدید آمده باشد. آن‌ها ادامه دادند: طبق تصاویری كه از توسط فضانوردان ارائه شده است كاملا مشخصی می‌شد كه این دو نیم كره چگونه پس از جدا شده از هم به یكدیگر جوش خورده و متصل شده‌اند.

وی ادامه داد: دكتر «دیوید پیت كوك» افزود كه مسئله شكاف و جوش خوردن در كره زمین هم اتفاق می‌افتد، در زیر اقیانوس‌ها شكاف‌های عظیمی ایجاد می‌شود و سپس با مواد مذاب به هم جوش می‌خورد كه گاهی سبب به وجود آمدن كوه‌های عظیمی در زیر اقیانوس‌ها می‌شود. این موضوع را یك دانشمند آلمانی كشف كرده است كه این قاره‌های كره زمین ابتدا یكی بودند یعنی تمام این خشكی‌ها روزی یكی بوده و لذا اگر این قطعات قاره‌ها را هم نزدیك كنیم همه به هم متصل می‌شوند و یك قاره را تشكیل می‌دهند و این در اثر شكافی است كه در زیر اقیانوس به وجود آمده است و روز به روز به این امتداد قاره‌ها افزوده می‌شود و فاصله آن بیشتر می‌شود به طوری‌كه سالی چند صدم سانتی‌متر این فاصله‌ها افزایش می‌یابد و این همان معجزه قرآن كریم است كه فرموده: «وَالأَرْضَ مَدَدْنَاهَا» یعنی ما خشكی را كشش و گسترش دادیم و هم می‌تواند یكی از نكات جالبی باشد كه قرآن كریم آمده است و علم روز و دانشمندان آن را كشف كرده‌اند.

بی‌آزار شیرازی در ادامه سئوالی طرح كرد و گفت: یك بحثی كه این جا مطرح است آن است كه اگر شق القمر در زمان پیامبر (ص) صورت گرفته است چگونه مكان‌های دیگر آن را ندیده‌اند و فقط در عربستان مشاهده كرده‌اند.

وی در پاسخ به سئوالش گفت: در این باره آثاری است كه نشان‌گر این موضوع است كه این معجزه را تنها در عربستان ندیده‌اند بلكه در كشورهای دیگر هم دیده شده است در یكی از نسخ خطی هندی كه در موزه بریتانیا در شهر لندن قرار دارد درباره مشاهده شق‌القمر در 14 قرن پیش سخن گفته شده است و یكی از دانشمندان اسلامی به‌نام دكتر «محمد حمیدا» در كتابش كه درباره زندگی پیامبر اكرم (ص) است آن را نقل كرده است.

حجت‌الاسلام بی‌آزار شیرازی ادامه داد: او می‌گوید: یكی از پادشاهان منطقه جنوب غربی هند این انشقاق را در زمان خود مشاهده كرده و مردم این مشاهده را نقل كردند و بعد كه عده‌ای از تجار مسلمان به هندوستان سفر می‌كنند زمانی كه به این شهر می‌رسند خبر شق‌القمر را می‌شنوند و می‌گویند ما در هندوستان این واقعه را مشاهده كردیم این تجار صحت حرف آن‌ها را تأیید می‌كنند و می‌گویند این معجزه اسلام (ص) است و پادشاه هند فرزند خود را به عربستان می‌فرستند تا تحقیق كند و زمانی كه متوجه می‌شود این معجزه پیامبر (ص) بود مسلمان می‌شود.

دیوید پی كوك می‌گوید: با دیدن این برنامه انقلابی در من به وجود آمد و چه عجیب معجزه خداوند به دست پیامبر خود 14 قرن قبل ارائه كرده و امروزه این فضانوردان به راحتی آن را مشاهده كردند و در اختیار ما قرار داده‌اند.

بی‌آزار شیرازی در توضیح این مسأله كه دانشجویان علوم قرآن و حدیث چگونه می‌توانند در زمینه تفسیر علمی داخل شوند گفت: در گذشته بعضی‌ها آیات قرآنی را با اقوال دانشمندان مقایسه و بررسی می‌كردند بعد این اشكال به آن‌ها وارد شد كه این فرضیه‌ها و نظریه‌ها تغییر می‌كند و قرآن یك امر ثابت است و اگر بخواهیم قرآن را با نظریات دانشمندان تطبیق دهیم بعد كه این نظریه تغییر یافت قرآن را از آن وجاهت می‌اندازد.

وی افزود: ولی من معتقدم كه آن‌چه را كه قرآن بیان كرده است اصل قرار می‌دهیم و آن‌چه را كه علم روز بیان كرده است اگر مطابق باشد می‌آوریم و این چنین نبود كه قرآن را به خورد نظریه دانشمندان دهیم بلكه عكس این قضیه بود. امروزه كاملا وضعیت متفاوت شده است اصلا موضوعاتی را با رأس‌العین مشاهده می‌كنیم مانند معجزه شق‌القمر كه به رأس‌العین توسط دانشمندان غربی دیده و توضیح و تبین شده است و این فرضیه و نظریه فلان دانشمندان نیست و تغییر در آن صورت نمی‌گیرد. مثلا كروی بودن زمین زمانی فرضیه بود به طوری كه تا زمان مرحوم صاحب حدائق می‌گفتند زمین مسطح است ام امروزه كروی بودن زمین را مشاهده و عكس‌برداری كردند.

وی در ادامه سخنانش گفت: همچنین بسیاری از حقایق علمی قرآن را امروزه مشاده كرده‌اند منتهی موضوعات قرآن كه علمی است به گفته خود قرآن «قُلْ أَنزَلَهُ الَّذِی یَعْلَمُ» خداوند این قرآن را با علم خودش نازل كرده است نه با علم بشری یعنی علمی وسیع كه ارتباط با خدا، آخرت، طبیعت و ماورا‌لطبیعه دارد برخلاف علم بشری كه بسیاری محدود است بنابراین قرآن خود وعده كرده است «سَنُرِیهِمْ آیَاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَفِی أَنفُسِهِمْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ» مابه‌زودی آیات خود را در كیهان و آفرینش خود انسان را به انسان‌ها نشان خواهیم داد تا معلوم شود خداوند حق است.

بی‌آزار شیرازی در ‌ایان سخنانش گفت: قرآن حق است چرا كه خود می‌فرماید: «وَیَرَى الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِی أُنزِلَ إِلَیْكَ مِن رَّبِّكَ هُوَ الْحَقَّ» آن كسانی كه اهل علم هستند متوجه می‌شوند كه آن‌چه كه بر تو نازل شده است حق است امروزه بسیاری از دانشمندان بزرگ در آمریكا و اروپا با مشاهده این آیات درباره كیهان و آفرینش بشر و این آیات بسیار با عظمت مسلمان می‌شوند. ولی متأسفانه ما آیات قرآنی را بسیار سطحی نگاه می‌كنیم و تنها قرائت می‌كنیم «وَكَأَیِّن مِّن آیَةٍ فِی السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ یَمُرُّونَ عَلَیْهَا وَهُمْ عَنْهَا مُعْرِضُونَ» چه بسیار آیاتی كه در آسمان‌ها و زمین است و این‌ها از آن عبور كرده و روی می‌گردانند.

منبع:http://www.tebyan.net

منبع: اثبات اعجاز علمی قرآن کریم

http://islam-pdf.persiangig.ir

------------------------------برای دانلود این مقاله------------------------------

شق‌القمر و کشف آثار آن توسط ناسا

برای دانلود این مقاله بروی فرمت مورد نظر کلیک کنید.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 22:59  توسط رامین  | 

اعجاز قرآن کریم در مورد پوست انسان

نوشته : عبد الرؤوف مخلص        منبع:اثبات اعجاز علمي قران

در يكي از كشورهاي اسلامي كنفرانسي در بارهء اعجاز قرآن كريم بر پا گرديده بود. در اين كنفرانس دانشمندان مشهوري كه به اسلام ايمان نداشتند نيز از اغلب نقاط جهان دعوت شده بودند.

علامه شيخ محمد متولي الشعراوي داستان را اينگونه روايت مي‌كند: پروفيسر تايلندي «تا گاثات تاگاسن» كه از بزرگترين دانشمندان جهان در زمينهء علم تشريح است در اين كنفرانس در بارهء اعصاب انسان سخن مي‌راند. سخنراني او بيشتر روي اين محور متمركز بود كه اعصاب حسي مستقيماً در زير پوست انسان قرار دارند به نحوي كه اگر پوست انسان بسوزد، ديگر احساس درد هم تماماً از بين مي‌رود.

 در اين هنگام يكي از دانشمندان قرآن پژوه به پا خاست و آيهء 56 سورهء «نساء» را كه خداوند در آن از عذاب اهل دوزخ سخن مي‌گويد، تلاوت كرد:

]...كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْنَاهُمْ جُلُوداً غَيْرَهَا لِيَذُوقُوا الْعَذَابَ[

«به زودي كساني را كه به آيات ما كفر ورزيده‌اند، در آتشي سوزان درآوريم كه هر گاه پوستهاي‌شان (بسوزد) و بريان گردد، پوستهاي ديگري را برجايش نهيم تا عذاب را بچشند، آري خداوند توانا و حكيم است»

و سپس گفت: از آنجا كه خداي سبحان مي‌خواهد به ما بگويد كه عذاب دوزخ براي كافران عذاب دائم و مستمرّي است كه هرگز توقف نمي‌پذيرد، و از آنجا كه خداي عليم كه خود آفرينندهء انسان است مي‌داند كه وقتي پوست انسان بسوزد، احساس درد در او از بين مي‌رود، پس در اين آيه ما را به اين حقيقت متنبه ساخته است كه پوست بدن دوزخيان همينكه بسوزد، دوباره به فرمان وي پوست جديد ديگري جانشين آن مي‌گردد تا احساس آنها به عذاب الهي همچنان مستمرّ و پيوسته باقي بماند.

چون اين آيات بر پروفيسر «تاگاثات تاگاسن» تلاوت گرديد، او گفت: آيا به راستي اين سخن چهارده قرن قبل گفته شده است؟ گفتند: آري؛ گفت: آخر اين حقيقتي است كه علم جديداً به آن پي برده است. بنابراين ممكن نيست كه گويندهء آن بشري باشد و يقيناً اين كلام، كلام خداي سبحان است. دانشمندان عزيز! اينك وقت آن فرارسيده كه من در محضر شما به اين حقيقت گواهي دهم كه: خدايي جز معبود يگانه نيست و اينکه محمد فرستادهء برحق اوست. آنگاه با نداي بلند شهادتين را تكرار كرد:

«أشهد أن لا إلا إلا الله و أشهد أن محمدا رسول الله»

از اين داستان که بگذريم شما تصور كنيد كه اگر خداي عزّوجلّ نحوهء استمرار عذاب دوزخيان را به دقيق‌ترين شيوهء علمي آن براي ما بيان نمي‌كرد، چه اتفاقي مي‌افتاد؟ يعني اگر اين حقيقت علمي كه اعصاب حسّي مستقيماً در زير پوست انسان قرار دارد و چون جلد بسودزد، احساس درد در انسان از بين مي‌رود كشف مي‌شد، اما قرآن كريم براي ما چگونگي استمرار عذاب را بيان نمي‌كرد، آن وقت حتماً كافران مي‌گفتند: اكنون ديگر علم مشكل ما را با عذاب خداي شما حل كرد. چرا كه پوست بدنهاي ما در دوزخ پروردگار شما در كوتاه‌ترين مدت مي­سوزد و بعد از آن ديگر ما به هيچ وجه درد و رنجي را احساس نمي‌كنيم! پس (العياذ بالله) همه مباني دين شما بر اساس چنين پندارهايي بنا نهاده شده است! شما تا كنون پي هم از عذاب جاويدان سخن مي­گفتيد و اينك علم آمد و اين جاودانگي شما را ابطال كرد. حالا ديگر ما بي پرواتر از هميشه بر راه كفرمان رهنورديم.

در اينجا بود كه واقعاً ميان قرآن كريم و حقايق علمي تصادم رونما مي‌شد، از آن روي كه پروردگار متعال در آيات 74 و 75 از سورهء «زخرف» مي‌فرمايد:

]إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي عَذَابِ جَهَنَّمَ خَالِدُونَ، لا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ وَهُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَ[

«بي گمان مجرمان در عذاب جهنم ماندگار اند. عذاب از آنها تخفيف نمي‌يابد و آنها در آنجا نوميد‌اند»

اما از آنجايي كه قرآن كتاب خداوند است و دين وي حق است، پس آيهء كريمه 56 سورهء «نساء» آمده است تا اين علامات استفهام را براي هميشه از ميان بردارد.

خوب؛ آيا فقط همين يك دليل مادي و علمي بر حقانيت قرآن كريم و بر وجود خالق متعال كافي نيست؟ و هرگاه همين آيهء مباركه توانست يكي از بزرگترين دانشمندان جهان را به اعلام اسلام آن هم در برابر يك كنفرانس بين المللي در حالي وا دارد كه سخت تحت تأثير اعجاز علمي قرآن كريم قرار گرفته بود، پس آيا فقط همين يك آيه، براي قناعت ايماني‌ تمام اهالي روي زمين به پذيرش اسلام بزرگ بسنده نمي­باشد؟!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 21:28  توسط رامین  | 

مراحل شکل گيري جنين از منظر قرآن کريم

 

مراحل شکل گیری جنین و مدت مراحل آن از منظر قرآن و روایات مذاهب اسلامی

برای دانلود مقاله بروی فرمت مورد نظر کلیک کنید.

 

نویسنده : عبدالجبارزرگوش نسب عضوهیئت علمی دانشگاه آزادواحدایلام

منبع:سایت دایره المعارف علمی قرآن




طبقه بندی: اعجاز علمی قرآن، 
دنبالک ها: کتابخانه ی اسلام، دایره المعارفی علمی قرآن،

نويسنده : عبدالجبارزرگوش نسب عضوهيئت علمی دانشگاه آزادواحدايلام

مراحل شکل گيري جنين از منظر قرآن کريم

قرآن کريم در سوره­ي حج و المؤمنون مراحل خلقت و شکل گيري جنين و حيات آن را بيان نموده است، اين مراحل عبارتند از: نطفه که در رحم مستقر شده، علقه  که خون بسته است، مضغه که به صورت گوشت درآمده است، استخوان(به صورت استخوان درآمده و هنوز گوشت نروييده است)، به صورت گوشت و استخوان بندي آن تمام شده قبل از دميدن روح در آن، وبعد ازحلول روح درآن.البته دميدن روح در آن. البته منظور از جنين در اين بحث از زمان انعقاد نطفه است.

خداوند متعال درسوره المؤمنون فرموده:«وَلَقَد خَلَقنا الانسانَ مِن سُلالَةِ مِن طِينٍ ، ثُمّ جَعَلناهُ نُطفَةِ في  قَرارِِ مَکِينِ، ثَمّ خَلَقنا النُطفَةَ عَلَقَةََ فَخلقنا العَلَقَةَ مُضغَةَ ، فَخلقنا المُضغَةَ عِظاماً فَکَسَونا العِظامَ لحماََ ثُمّ أَنشأناهُ خَلقاً آخَرَ فَتَبارَکَ  اللهُ أحسَنُ الخالقينَ١. 

ترجمه: ما انسان را ازگل خالص آفريديم، و او را به صورت نطفه اي در قرارگاهي استوار کرديم، پس نطفه را به علقه تبديل کرديم وبعد علقه را به مضغه ، آنگاه مضغه را استخوانها گردانيديم، سپس بر استخوانها پردة گوشت کشيديم و با آفرينش ديگر به آن موجوديت بخشيديم، پاک و بزرگوار خدايي که نيکوترين آفرينندگان است.

و در سوره الحج فرموده:«فَإنا خَلَقناکُم مِن تُرابِِ ثُمّ مِن نُطفَةِِ ثَم مِن عَلقةِِ ثُم ّمِن مُضغَةِِ مُخَلّقةِِ وَغَير مُخَلقةِِ لِنُبَينَ لَکُم وَنَقرّ في الارحامِ مانشاءُ الي أجلٍ مسمّي ثُمّ نُخرِجُکُم طِفلاََ ثُمّ لِتَبلغُوا أََشُدّکُم»٢. 

ترجمه: ما شما را از خاک آفريديم، پس آنگاه از نطفه پس از علقه (خون بسته) پس از مضغه شکل يافته و شکل نايافته، تا اينکه براي شما آشکار و بيان کنيم،  و جنينهايي را که بخواهيم تا زماني معين در رحم مادران نگه مي داريم، آنگاه شما را به صورت طفلي برون آورديم تا به حد رشد و بلوغ برسيد.

قرطبي گفته: «فراء گفته مخلقه يعني : جنيني که خلقتش کامل است ، و غير مخلقه يعني سقط شده (که خلقتش کامل نشده) ابن اعرابي گفته: مخلقه يعني آفرينش  او آغاز شده ، و غير مخلقه يعني شکل و هيئت بخود نگرفته،  ابن زيد گفته: مخلقه يعني جنيني که خداوند سر ، دو دست و دو پاي او را آفريده ، و غير مخلقه آن است که چيزي از آن خلقت نشده، ابن عربي گفته: اگر به اصل اشتقاق لغوي آن مراجعه کنيم، نطفه، علقه، و مضغه مخلقه (خلق شده) هستند، زيرا تمام اينها مخلوق خدا هستند، و اگر شکل و هيئت آنرا که پايان آفرينش خلقت است، چنانچه خداوند فرموده «ثم انشأناه خلقاً آخر» اين همان است که ابن زيد گفته. اما من مي گويم: تخليق از خلق گرفته شده و در آن معناي کثرت و زيادت است، هر چه که مراحل را سپري کند خلق شده بعد از خلق شدني، و اگر نطفه باشد او مخلوق است؛ لذا خداوند متعال فرموده: «ثم انشأناه خلقاً آخر» وگفته شده: مخلقه و غير مخلقه به خود نوزاد برمي­گردد نه به جنين سقط شده ... ابن عباس گفته مخلقه يعني زنده است. وغير مخلقه سقط شده است، شاعر گفته: أفي غير المخلقة البکاء فاين الحزم و يحک و الحياء،يعني آيا براي جنين سقط شده غير کامل الخلقه گريه مي کنيد و اي بر تو پس استواري، استقامت و حيا کجا است.» ٣.

مفسرين قرآن کريم درباره «ثم أنشأناه خلقاً آخر» گفته اند عبارت است از دميدن روح بعد از تکميل خلقت و شکل گيري جنين است٤.صاحب جواهر الکلام فرموده: «منظور از خلقاً آخر روح است»٥.

قرطبي گفته:((در مورد خلقا آخر در ثم أنشأناه خلقاً آخر))علما اختلاف نموده اند، ابن عباس، شعبي، ابوعاليه، ضحاک و ابن زيد گفته اند عبارتست از نفخ روح  بعد از اينکه جماد بود، ابن عباس نيز گفته يعني ورودش به دنيا (متولد شدن) است» ٦.

و منظور از «قرار – بمعناي جاي استقرار- رحم است»۷. ودر سوره السجده آمدهالذي أحسن کل شيءٍ خلقه و بدأخلق الانسان من طين ، ثم جعل نسله من سلالة من ماء مهين، ثم سواه و نفخ فيه من روحه»٨. 

ترجمه: آنکه هر چيز را نيکو آفريد و آفرينش آدميان را از گِل آغازيد، سپس نسل او را از عصارة آب ناچيز  به وجود آورد، آنگاه اندام او را متوازن ساخت پس از روح خود در او دميد.

منظور از سواه درآيه، توازن و هماهنگ ساختن اعضا و اندام است،يعني کامل شدن شکل ظاهري بدن انسان که قبل از دميدن روح است.

چنان كه گذشت،قران  کريم شکل گيري جنين و خلقت آنرا نطفه، علقه ، مضغه، عظام، لحم (روييدن گوشت بر استخوان)، و دميدن روح بيان کرده، آفرينش استخوان ها قبل از روييدن گوشت و عضلات به پايان مي رسد، توازن و هماهنگي اعضاي بدن قبل از دميده شدن روح است.

آلوسي در روح المعاني گفته:«ثم سواه يعني آنرا هماهنگ و تعديل کرد با کامل کردن اعضايش در رحم، و تسويه در لغت يعني قرار دادن اجزاء متساوي» ٩.

منظور از دميدن روح، روح و حيات انساني است نه حيات نباتي و حيواني چنانچه که فلاسفه  قايل به سه مرحله از حيات شده اند حيات نباتي، حيواني و انساني ، حيات نباتي نياز به غذا، تنفس و ... دارد ، حيات حيواني علاوه بر امور نباتي داراي احساس و حرکت اختياري مي باشد١٠، اما حيات انساني  علاوه بر احساس و حرکت قابليت ادراک کليات نيز دارد. به نظر فقها،حيات انساني هنگام دميدن روح آغاز مي گردد، روح به جنين هويت انساني مي دهد نه مخ ١١.

وبا توجه به اينکه روح انساني پديده اي غير مادي است از توان و حيطه انسان خارج است. قرآن کريم فرموده: «وَيَسئَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ  قُل الرُّوحُ مِن أَمرِ رَبي وَما أُوتِيتُم مِن العِلم ِالا قَليلاً»١٢  . 

 ترجمه: و ترا از حقيقت روح مي پرسند جواب ده که روح از أمر خداست آنچه  از علم به شما داده شده بسيار اندک است.

بنابراين اينكه برخي ازپزشکان معتقدند که جنين فاقد حيات نداريم و حتي اسپرم و تخمک قبل از لقاح نيز حيات دارند، با دميدن روح بعد از تکامل شکل ظاهري جنين منافاتي ندارد؛ زيرا حيات قبل از دميدن روح،حيات نباتي و حيواني است.

آقاي مصباح مي فرمايد: «اجمالاً  از قرآن بر مي آيد که در آدمي، جز بدن چيزي بسيار شريف نيز وجود د ارد، ولي مخلوق خدا است، نه جزئي از خدا و تا آن چيز شريف در انسان وجود نيابد، آدمي؛ انسان نمي گردد و چون در حضرت آدم به وجود آمد، شأني يافت که بايد  فرشتگان در برابر او خضوع کنند»١٣  .

مراحل خلقت جنين در روايات

در روايات مربوط به ديه،مراحل مختلف شكل گيري جنين ذكرشده است از جمله اين روايات:((عن سعيد بن المسيب، قال: سألت علي بن الحسين (رضي الله عنه) عن رجل ضرب امراة حاملاً برجله فطرحت ما في بطنها ميتاً ، فقال: إن کان نطفة فانَّ عليه عشرين ديناراً ، قلت فماحد النطفة؟ فقال هي التي وقعت في الرِحم فاستقرّت فيه أربعين يوماً ، و إن طرحته و هو علقة فانّ  عليه اربعين ديناراً ،  قلت ، فما حدّ العلقة؟ قال: هي التي إذا وقعت في الرّحم فاستقرّت فيه ثمانين يوماً قال: و ان طرحته و هو مضغة فانّ عليه ستين ديناراً، قلت، فما حدّ المضغة؟ فقال: هي التي إذا وقعت في الرّحم فاستقرّت فيه مائة و عشرين يوماً ، قال و إن طرحته و هو نسمة مخلقة له عظم و لحم مزيل الجوارح قد نفخت فيه روح العقل فان عليه دية کاملة، قلت له أرأيت تحوله في بطنها الي حال أبروح کان ذلک أو بغير روح؟ قال: بروح  عدا الحياة القديم المنقول في اصلاب الرجال و ارحام النساء و لو لا انه کان فيه روح عدا  الحياة ما تحول عن حال بعد حال في الرحم و ما کان إذاً علي من يقتله دية و هو في تلک الحال))١٤.ترجمه: در روايتي از سعيد بن مسيب آمده است((ازامام سجاد(رضى الله عنه) در رابطه با مردي سئوال نمودم که زن بارداري را با لگد زده بود و در نتيجه حمل او به صورت مرده سقط شده بود، امام (رضي الله عنه) فرمودند :سقط او اگر نطفه بوده باشد ، بيست ديناربايد بدهد، گفتم: در چه زماني نطفه است، فرمودند: پس از آن که چهل روز از استقرار آن در رحم بگذرد؛، و اما اگر  علقه سقط کرده باشد بر او است که چهل دينار بدهد، گفتم: در چه زماني علقه است؟ فرمودند: پس از آن که (۸٠) روز از استقرار آن در رحم بگذرد، امام (رضي الله عنه) فرمودند: و اگر مضغه سقط کرده باشد، بر اوست که (٦٠) دينار بدهد، گفتم: در چه زماني مضغه است؟ فرمودند: پس از آن که (۱۲٠) روز از استقرار آن دررحم بگذرد. امام (رضي الله عنه) فرمودند : واگر جنين سقط شده در حالي که او انساني (فردي) گرديده که گوشت و استخوان پيدا کرده و اعضا و جوارح آن متمايز شده و روح عقل در آن دميده شده باشد بر او است ديه کامل بدهد، راوي مي گويد: به حضرت عرض کردم: آيا حرکت جنين در شکم مادر به سبب وجود روح است يا خير؟ امام فرمود: به سبب روح است، اما روحي غير از آن حيات پيشين که در صلب مرد و رحم زن بوده، و اگر در جنين روحي غير از حيات نباشد، در  رحم هيچ حرکتي نخواهد کرد و در اين  حال، ديه کامل بر عهده قاتل او نخواهد بود.

اين روايت دلالت دارد بر وجود حيات نباتي و سلولي قبل از نفخ روح انساني که از آن به روح  عقل ياد شده است.

در روايتي ديگر از امام صادق(رضي الله عنه) نيز فرموده: «في النطفة عشرون ديناراً ، و في العلقة أربعون ديناراً ، و في المضغة ستون ديناراً ، و في العظم ثمانون ديناراً، فاذا کسي اللحم  فمائة دينار، ثم هي ديته حتي يستهل ، فاذا استهل فالدية کاملة))١٥. 

در اين روايت مراحل مختلف جنين که در قرآن ذکرشده ، به ترتيب نام برده شده است وبراي هرمرحله ديه اي معين نموده است، براي نطفه بيست دينار، علقه چهل دينار، مضغه شصت دينار، و استخوان (عظم) هشتاد دينار، در صورتي که خلقت جسماني کامل شود و گوشت استخوانها را بپوشاند صد دينار است، تا اينکه نوزاد به دنيا آيد و گريه کند که در اينصورت ديه کامل است.

مدت مراحل شکل گيري جنين در روايات

مدت هر مرحله از مراحل خلقت و شکل گيري جنين در روايات اهل تسنن و تشيع مشخص شده، و مدت تعيين شده در روايات متفاوت است.

بعضي براي هر مرحله ٤٠ چهل روز ، بعضي ۳٠ روز، و بعضي ٤۲ روز و ...

مدت مراحل خلقت جنين در روايات شيعه

يک دسته از اين روايات مدت هر مرحله راچهل روزتعيين كرده،ودسته ديگر سي روز براي هر مرحله تعيين نموده است.

دسته اول: از جمله اين روايات: معتبره ابن فضال از حسن بن جهم است که گفته: ١٦. 

در اين روايت امام رضا (رضي الله عنه) از امام باقر (رضي الله عنه) نقل مي کند که نطفه در رحم (٤٠) روز مستقر مي باشد ،پس­ درمدت(٤٠) روزعلقه(خون بسته)مي شود، سپس در چهل روز به مضغه (به صورت گوشت) تبديل مي شود، بعد از اينکه چهار ماه کامل و سپري مي شود خداوند متعال دو فرشته آفريننده برآن مأمورمي كند.

در صحيحه زراه از امام باقر(رضي الله عنه) آمده: «... فتصل النطفة الي الرحم فتردد فيه اربعين يوماً ، ثم تصير علقة اربعين يوماً ثم تصير مضغة اربعين يوماً» (همان) 

يعني نطفه به رحم مي رسد و چهل روز در رحم مي ماند، پس از مدت چهل روز مي شود علقه ، وبعد ازجهل روزديگرمي شودمضغة.

در روايتي ديگر از محمد  بن مسلم گفته : ((سألت اباجعفر(رضي الله عنه) عن الرجل يضرب المرأة فتطرح النطفة، فقال عليه عشرون ديناراً، فقلت يضربها فتطرح العلقة، فقال عليه أربعون ديناراً، فقلت يضربها فتطرح المضغة؛ فقال عليه ستون  ديناراً فقلت: فيضربها فتطرحه و قد صار له عظم ، فقال : عليه الدية کاملة، و بهذا قضي امير المؤمنين (كرم الله وجهه) ، فقلت: فما صفة النطفة التي تعرف بها؟ فقال، النطفة تکون بيضاء مثل النخامة الغليظة فتمکث في الرحم إذا صارت فيه اربعين يوماً ، ثم تصير الي علقة، قلت فما صفه خلقة العلقة التي تعرف بها؟ فقال : هي علقة کعلقة الدم المحجمة  الجامدة تمکث  في الرحم بعد تحويلها عن النطفة أربعين يوماً ، ثم تصير مضغة ، فقلت : فما صفة المضغة و خلقتها التي تعرف بها؟ فقال: هي مضغة لحم حمراء فيها عروق خضر مشبکة، ثم تصير الي عظم، قلت فما صفه خلقته اذا کان عظما؟ فقال: إذاکان عظماً شق له السمع و البصر و رتبت جوارحه، فإذا کان کذلک فأن فيه الدية کاملة))١۷.

ترجمه: محمد بن مسلم مي گويد از امام باقر رضي الله عنهدرباره مردي که زني را مي زند و زن نطفه را سقط مي کند، سؤال کردم؛ امام فرمود بيست دينار بر آن مرد است، گفتم او را مي زند و علقه را سقط مي کند حضرت فرمود چهل دينار بر اوست. سپس گفتم او را مي زند و مضغه را سقط مي کند، امام فرمود بر او شصت دينار است، گفتم او را مي زند و زن جنين را در حالي که استخوان بندي شده سقط مي کند، فرمود بر اوديه کامل است، و اميرالمؤمنين (كرم الله وجهه) اينطور قضاوت کرد، گفتم: صفات نطفه که به آن شناخته مي شود چيست؟ امام فرمود: نطفه سفيد است مانند خلط غليظ در رحم باقي مي ماند در صورتي که چهل روز در رحم بماند، سپس مي شود علقه، گفتم صفت علقه که به آن شناخته شود چيست؟ امام فرمود مانند خون چسبان جامد جرم دار است که چهل روز در رحم مي ماند بعد از اينکه از نطفه تغيير مي کند، سپس مي شود مضغه ، گفتم صفت مضغه  و خلقت او که به آن شناخته شود چيست؟ امام فرمود: مضغه گوشت سرخ است که در آن رگهاي سبز به صورت چهارخانه هست، پس به صورت استخوان در مي آيد ، گفتم صفت خلقت آن هنگامي که به استخوان در مي آيد چيست؟  فرمود  هنگامي که استخوان است گوش و چشم برايش ايجاد مي شود (شکافته مي شود) و اعضايش مرتب و منظم مي گردند، اگر به اين صورت درآمد در آن ديه کامل است.

در اين روايات و روايات ديگري مدت هر مرحله ٤٠ روز بيان شده است.

دسته دوم: در اين دسته از روايات مدت هر مرحله (۳٠) روز معين شده است.

از امام باقر (رضي الله عنه) روايت شده است که فرموده: ((ان النطفة تکون في الرحم ثلاثين يوماً ، و تکون علقة ثلاثين يوماً ، و تکون مضغة ثلاثين يوماً و تکون مخلقة و غير مخلقة ثلاثين يوماً ، فاذا تمت الاربعة أشهر بعث الله اليها ملکين خلاقين))١٨.

يعني نطفه در رحم (۳٠) سي روز مستقر است ، مدت علقه نيز ۳٠ روز، مضغه نيز به مدت ۳٠ روز است، و به شکل يافته و و به شکل يافته و شکل نيافته ۳٠ روز است، هنگامي که چهار ماه (۱۲٠روز) سپري مي شود خداوند دو فرشته آفريننده برآن مأمورمي كند.

مرحوم خوئي مي فرمايد: «اين روايت برخلاف آنچه که در آيه 5 سوره حج آمده مي باشد، خداوند در آيه فرموده: شما را از خاک آفريديم پس آنگاه از نطفه ، پس از علقه، سپس از مضغه شکل يافته و شکل نيافته: زيرا از آيه فهميده مي شود که مخلقه (يافته شده) و غير مخلقه (نيافته شده) دو صفت براي مضغه هستند نه اينکه در مقابل مضغه باشند چنانچه در روايت ذکر شده ، و منظور از آنها (شکل يافته و شکل نيافته) خلقت کامل و خلقت غير کامل است»١٩. مرحوم خوئي فرموده:((بنابرنظر مشهور فقها مدت هر مرحله (٤٠) روز است. ولي ابن ادريس حلي درالسرائرمخالفت نموده وفاصله هرمرحله(٢٠)بيست روزدانسته است))٢٠ودرصفحه٤٠٥فرموده:((ابن ادريس درسرائرگفته جنين ماداميكه درشكم مادر است در ابتدا نطفه است و بعد از قرار گرفتن نطفه در رحم به مدت بيست روز ديه آن بيست دينار است، بعد از بيست روز براي هر روز يک دينار است تا چهل روز که چهل دينار است، و اين دية علقه است اين همان معناي سخن فقها است ، و در بين هر دو مرحله همانند آن است (يعني بين هر مرحله از مراحل بعدي بيست روز است»٢١ .

مدت مراحل خلقت و شکل گيري جنين در روايات اهل سنت

 عبدالله بن مسعود رضي الله عنه از پيامبر(صلى الله عليه وسلم) نقل  کرده که فرمود: ((إن أحدكم  يجمع خلقه في بطن امه أربعين يوماً، ثم  تکون علقة مثل ذلک، ثم تکون مضغة مثل ذلک، ثم يبعث الله ملکاً ، فيؤمر بأربع، برزقه، و أجله و عمله، و شقي أو سعيد ، ثم ينفخ فيه الروح))٢٢.يعني خلقت هر يک از شما در شکم مادرش در مدت چهل روز فراهم  
مي شود، سپس مانند آن (چهل روز) مي شود علقه سپس مثل آن (در چهل روز)
مي شود مضغه،بعدازآنخداوند فرشته اي مي فرستد و به چهار چيز دستور مي دهد: روزي ، أجل، عمل، شقاوت و يا سعادتمند بودن او،سپس روح در او دميده مي شود. اين روايت همانند روايات منقول از طرف شيعه مدت هر مرحله چهل روز مشخص نموده است.

در روايتي ديگر آمده:((إن أحدكم يجمع خلقه في بطن أمه أربعين يوماً ، ثم يکون في ذلک علقة مثل ذلک، ثم يکون في ذلک مضغه مثل ذلک ثم يرسل اليه الملک، فينفخ فيه  الروح ، و يؤمر باربع کلمات...» ٢٣. اين روايت ازلحاظ مدت هرمرحله همانندروايت اول است. 

در روايتي ديگرنيزآمده:(إن أحدكم يجمع خلقه في بطن امه اربعين يوماً ثم يکون في ذلک علقه مثل ذلک ثم يرسل الملک فينفخ فيه الروح و يؤمر بأربع و خلق سمعه و بصره و جلده و لحمه و عظمه و کونه ذکراً ام انثي و ذلک انما يکون في الاربعين الثالثه و هي المضغة و قبل انقضاء هذه الاربعين و قبل نفخ الروح فيه لأن نفخ الروح لا يکون الا بعد تمام صورته)٢٤. 

در روايتي ديگر که حذيفه بن أسيل رضي الله عنه از پيامبر (ص) روايت کرده که گفته:(يدخل الملک علي النطفة بعد ما تستقر في الرحم بأربعين أو خمسة و أربعين ليلة، فيقول : يا ربّ أشقي أو سعيد؟ فيکتبان، فيقول: أي ربَّ أذکر أم أنثي ؟ فيکتبان ، و يکتب عمله و أثره و أجله و رزقه)٢٥. 

اين روايت با سه روايت اول تفاوت دارد يکي در مورد استقرار نطفه در رحم بين چهل شب و چهل و پنج شب ترديد دارد، سپس  فرشته مأمور مي شود، ولي در دو روايت اول بعد از صد و بيست روز از انعقاد نطفه فرستاده مي شودودرآن روح  را مي دميد. البته اين در صورتي است که (مثل ذلک) به وقت و مدت تفسير شود يعني چهل روز مانند چهل روز اول، اما اگر بگوييم منظور از مثل ذلک وقت نيست و بگوييم منظور همان چهل روز اولي است و قرينه آن (في ذلک) در روايت دوم است، که در اين صورت مي شود بين روايات جمع کرد. در اين صورت با روايات شيعه در مورد نفخ روح تفاوت خواهند داشت.

ولي به نظر مي رسد منظور از مثل ذلک همان وقت باشد (چهل روز) مثل آن چهل روز اولي، ظاهر روايات چنين نشان مي دهند علاوه بر تأکيد فتواي فقهاي فريقين بر آن که نفخ روح بعد از سه چهل روز است يعني بعد از (۱۲٠) روز و سپري شدن چهار ماه.

در روايتي ديگر آمده از پيامبر (ص) روايت شده که فرموده:((إذامرّ بالنطفة اثنتان و أربعون ليلة بعث الله اليها ملکاً فصورها، و خلق سمعها و بصرها و جلدها و لحمها و عظامها))٢٦. 

اين روايت با روايت سوم از لحاظ فرستادن فرشته و نفخ روح و تصوير آن مطابقت دارد که بعد از پايان چهل روز و يا چهل و دو روز يا چهل و پنج روز که به هم نزديک مي باشند.

مدت چهل روز براي هر يک از مراحل اوليه جنين بر اساس نظر مشهور فقها شيعه و اهل تسنن است که بر اساس بعضي از روايات مي باشد ، و در مقابل آنها روايات و نظرات مخالفي وجود دارد ، مثلاً در دو روايت آخر از طرق اهل تسنن نقل شده است هماهنگي و توازن اعضاي بدن و اندام در مدت ٤۲ چهل و دو روز و در روايت ديگر بين چهل و چهل  و پنج روز مشخص شده، و به نظر ابن ادريس از فقهاي اماميه مدت هر مرحله از مراحل اوليه شکل گيري جنين (۲٠) بيست روز است.٢۷.

شکل گيري جنين از نظر جنين شناسي

آنچه راكه دكتركيث موراستاد جنين شناسي در دانشگاه تورنتو کانادا در مورد شکل گيري جنين بيان نموده از کتاب الجنين المشوه و الامراض الوارثية٢٨.  به طور خلاصه نقل مي کنيم: از ترکيب و لقاح نطفه مرد (اسپرم) با تخمک زن(اوول) ، تخمک بارور پديد مي آيد بعد از آن پوست ضخيمي به تخمک احاطه مي کند سپس آن تخمک بارور شده و به مرحله دو سلولي رسيده و هر سلول به صدها سلول افزايش مي يابد، در روز چهاردهم جنين(fetuse) به صورت دو قرص چسبيده ظاهر مي گردد، از روز چهاردهم تا روز بيست ويکم قلب شروع به تپيدن مي کند بين هفته پنجم و هفتم شکل­گيري ستون فقرات آغاز مي شود، اگر جنين ۳٦ روز سپري کند اعضاي طرف بالا شکل مي گيرد، و اگر ٤۲ سپري شود اعضاي طرف پايين شکل مي گيرند، قلب در پايان هفته ششم و آغاز هفته هفتم شروع به عمل مي کند، در هفته هشتم چهره و صورت جنين شکل مي گيرد و بعد از آن جنين به سرعت رشدمي کند و اعضايش کامل مي شوند، و اگر هفته شانزدهم يعني حدود ۱۲٠ روز سپري شود آفرينش و خلقت ديگر آغاز مي شود و تا هفته بيستم ادامه دارد و سلولهاي مغز و عصبها کامل مي شوند. جعفري لنگرودي مي گويد((مبدأ جنين ابتداي آبستني است وانتهاي آن لحظه ماقبل ولادت مي باشد))٢٩.

-------------------

پي نوشت ها

١- سوره مؤمنون،آيه١٤-١٢.

٢- سوره حج،آيه٥.

٣- انصاری قرطبی،الجامع لاحکام القران،١٩٨٥م،ج١٢،ص٩.

٤- ابن کثير،تفسيرابن کثير،١٤١٨ق،ج٥،ص٤٦٦؛  

    طبری،تفسيرطبری،١٣٨٨ق،ج١٨،ص١١.

٥- نجفی،جواهرالکلام،١٤٠٤ق،ج٤٢،ص٣٥٦.

٦- انصاری قرطبی،همان،ج١٢،ص١٠٩.

۷- زمخشری،الکشاف،١٤٠۷ق/١٩٨۷م،ج٣،ص١۷٨.

٨- سوره سجده،آيه۷،٨،٩.

٩- آلوسی،روح المعانی،١٩٤٤م،ص١٢١.

١٠- ابن سينا،القانون في الطب،ج٢،ص٥۷٢-٥۷٤.

١١- ابن قيم،اعلام الموقعين،١٤٠٨ق،ص٢٤٢؛مرداوی،الانصاف،١٣۷٥ش،ج١،ص٨٦١.

١٢- سوره اسراء،آيه٨٥.

١٣- مصباح يزدی،معارف قران،١٣٨٠ش،ج١،ص٣٥٨.

١٥- حرعاملی،وسائل ،١٤٠١ق،ج١٩،ص٢٣٨.

١٦- رازی،همان،ص٣٤٢.

١٧-حرعاملی،همان،ج١٩،ص٢٣٨و٢٣٩؛کلينی رازی،همان،ص٣٤٥.

١٨- حرعاملی،همان،ج٤،باب٦٤.اين روايت ازمبانی تکملة المنهاج مرحوم

      خوئی،ج٢،ص٤٠٤نقل کرده ام ولی دروسائل الشيعةپيدا نشد.

١٩- موسوی خوئی،مبانی تکملة المنهاج،١٣٩٦ق،ج٢،ص٤٠٤و٤٠٥.

٢٠-همان،ص٤٠٣.

٢١- همان،ص٤٠٥.

٢٢- بخاری،صحيح بخاری،ج١١،ص٤۷۷.

٢٣- نيسابوری،صحيح مسلم بشرح النووی،ج١٦،ص١٨٩و١٩٠.

٢٤- همان،ص١٩٠و١٩١.

٢٥- همان،ص١٩٣؛احمدبن حنبل،ج٤،ص۷.

٢٦- انصاری قرطبی،همان،ج١٢،ص۷.

٢۷- موسوی خوئی،مبانی تکملة المنهاج،١٣٩٦ق،ج٢،ص٤٠٣؛نجفی،جواهر

      الکلام،١٤٠٤ق،ج٤٢،ص٣٦٩.

٢٨- البار،الجنين المشوه والامراض الوراثية،١٤١١ق،ص٤٨-٣٥.

٢٩- جعفری لنگرودی،ترمينولوژی حقوق،ص٢٠١.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 11:36  توسط رامین  | 

جفت بودن گياهان مختلف يكه در خود اعجاز كامل دارد

با استفاده ازنويشتهاي داكتر نظمى خليل أبو العطا وديگر ان

در هستی گیاهان وجود دارد که بعضی ها رايحه خوب وديگری رايحه بد,گياهانی که رايحه و بوی خوشی از خود در محيط پراکنه کنند هميشه آدمی را در روياهای شيرين و حالتی از سرزندگی و شادی و نشاط عميقی فرو ميبرند که با توضيح قبلی آنها را ميتوان برای سلامت روان و شادی و طراوط روح استفاده نمود و به بدنبال آن سرزندگی و نشاط جسمی را نيز کسب کرد. وَفِي الأَرْضِ قِطَعٌ مُّتَجَاوِرَاتٌ وَجَنَّاتٌ مِّنْ أَعْنَابٍ وَزَرْعٌ وَنَخِيلٌ صِنْوَانٌ وَغَيْرُ صِنْوَانٍ يُسْقَى بِمَاء وَاحِدٍ وَنُفَضِّلُ بَعْضَهَا عَلَى بَعْضٍ فِي الأُكُلِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ)[سورة الرعد الآيات: 3،4]. و او كسى است كه زمين را گسترد; و در آن كوه‏ها و نهرهايى قرار داد; و در آن از تمام ميوه‏ها دو جفت آفريد; (پرده سياه) شب را بر روز مى‏پوشاند; در اينها آياتى است براى گروهى كه تفكر مى‏كنند! انسانها گاهی يا رايحه يا بو های خاصی ارتباطاط معنوی عميق و سرشار از خاطره برای خود ميسازند که هر گاه همان رايحه به مشامشان ميرسد باز همان خاطراط را در ذهن و روان خود مرور ميکنند. همينطور و با همين تفصيل برای گياهان دارويی نيز ميتوان اين نکته را بيان کرد که هر گاه فرد دچار بيماری شود که با مصرف برخی داروهای گياهی رو بهبودی نهد هر چند که بر طبق اصول فارموکوپه ها يا داروشناسان مصرف نکرده باشد اما بهبودی نسبی را يافته باشد از آن پس هر گاه مشابه همان بيماری برای فرد اتفاق بيفتد همينکه فرد از نظر روحی و بعد تلقينی خود را ارضا نمايد که با فلان گياه دارويی بالاخره رو به بهبودی مينهد همين انديشه کافيست تا روح فرد در بازسازی جسمی فرد بيمار دستبکار شود و فرد بهبودی نسبی را بازيابد.  همه اينها وقتی به اتفاق ميفتدکه فرد از نظر روحی آمادگی درمان را داشته باشد. يعنی مردم در زمانهاي قبل از اين اطلاع نداشتند كه گياهان حاوي جفت هستند(نر و ماده).لينه

تصوير صنوبر با دانهاي خود

 گياه شناس فرانسوي در اواسط قرن 18 ميلادي موفق به كشف اين مساله شد كه زوجيت گياهان يك قانون عملي وهمگاني است و كياهان نيز همچون حيوانات از طريق اميزش نطفه نر و ماده بارور مي شوند. ترنجبين: و ابر را بر شما سايبان قرار داديم; و "من‏" ( شيره مخصوص و لذيذ درختان ) و "سلوى‏"( مرغان مخصوص شبيه كبوتر) را بر شما فرستاديم; (و گفتيم:) «از نعمتهاى پاكيزه‏اى كه به شما روزى داده‏ايم بخوريد!» (ولى شما كفران كرديد!) آنها به ما ستم نكردند; بلكه به خود ستم مى‏نمودند. [سوره بقره] آيه 57 بر اساس تحقيقات علمي كه تاكنون انجام شده، مي توان گفت كه منّي كه در قرآن آمده از دو گونه مختلف گياه به دست مي آمده است. يكي گياهي به نام "الحاج" يا "عاقول"(خارشتر) به نام علمي"الحاجي موروروم" كه بوته اي خاردار و خوراك مناسبي براي شتر است و از اين رو "شوك الجمل" و يا در فارسي "شتر خار" نام دارد. طول اين بوته معمولاً كمتر از يك متر است اما ريشه هاي بسيار بلند دارد كه گاهي تا عمق بين 5 تا 7 متر در زمين فرو مي رود. علاوه بر صحراي سينا وبلاد شام و ديگر كشورهاي عربي اين گياه در ايران و هند و پاكستان نيز ديده مي شود و بيشتر در شوره زار مي رويد. ايران امروزه منبع اصلي منّ است كه محصول آن ترنجبين ناميده مي شود.خرما، اوست كه باغهاى معروش ( باغهايى كه درختانش روى داربست‏ها قرار دارد)، و باغهاى غيرمعروش ( باغهايى كه نياز به داربست ندارد) را آفريد; همچنين نخل و انواع زراعت را، كه از نظر ميوه و طعم با هم متفاوتند; و (نيز) درخت زيتون و انار را، كه از جهتى با هم شبيه، و از جهتى تفاوت دارند; (برگ و ساختمان ظاهريشان شبيه يكديگر است، در حالى كه طعم ميوه آنها متفاوت مى‏باشد.) از ميوه آن، به هنگامى كه به ثمر مى‏نشيند، بخوريد! و حق آن را به هنگام درو، بپردازيد! و اسراف نكنيد، كه خداوند مسرفان را دوست ندارد! [سوره انعام ايه] 141

خرما از نظر پزشكي بسيار با ارزش است( دائرة المعارف پزشكي اسلام) آرام بخش و مليّن و محرك قلب است و از فراموشي جلوگيري مي كند. براي ناراحتيهاي تنفسي به طور كلي و به ويژه براي تنگي نفس( آسم) مفيد است. خرما لينت آور، مدِرّ و مقوي قويه باه است. و با توجه به تمام خواص و تركيباتش مي توان آن را غذايي كامل و نيروبخش دانست. ضماد آرد هسته خرما براي شفاي بيماريهاي چشمي مخصوصاً ورم قرنيه و چشم درد مفيد است.سدر،اما آنها (از خدا) روى‏گردان شدند، و ما سيل ويرانگر را بر آنان فرستاديم، و دو باغ (پربركت) شان را به دو باغ (بى‏ارزش) با ميوه‏هاى تلخ و درختان شوره گز و اندكى درخت سدر مبدل ساختيم![ سوره سبا] ايه چوب سدرالواري مرغوب است. چوبي است درخشان، روشن و با دوام و به علت داشتن رزيني به نام روغن سدر داراي بويي خوش است. به اين دلايل بود كه در دوران قبل از مسيح معابد بزرگ با چوب سدر ساخته مي شد. نياز به دقت بسيار براي نظافت و شستشوي چنين بناهايي نبود. نقل شده كه قصر باشكوه سليمان از چوب اين درخت شگفت انگيز ساخته شده بود و هشتاد هزار كارگر را براي بريدن و بردن چوب اين درخت به اورشليم به كار گرفته بودند

سير:و آن زمان را كه گفتيد: اي موسي، ما بر يك نوع طعام نتوانيم ساخت، از پروردگارت بخواه تا براي ما از آنچه از زمين مي رويد چون سبزي و خيار و سير و عدس و پياز بروياند.[بقره ايه] ۶۱سير را به علت خواص دارويي آن همه مي شناسند و به علت فراواني آن كه در دسترس همه قرار دارد آن را به عربي ترياق الفقرا ( پادزهري براي فقيران) مي نامند. سير براي مداواي امراض مختلف و براي معالجه فشار خون مفيد است. گياهي است گرم، محرك، ضد نفخ، قاعده آور ( براي زنان) ضد درد استخوان، ضد كرم، مقوّي، و براي درمان تنگي نفس بسيار مؤثر است. سير براي درمان ناراحتي هاي روده اي به عنوان ماده اي ضد عفوني كننده به كار مي رود. در مورد سل ريوي عصاره سير سرفه هاي شديد را كاهش مي دهد. و به عنوان ماده اي خلط آور به كار مي رود و براي سرباز كردن دمل نيز مؤثر است. بوي مشمئز كننده سير كه براي برخي از افراد زننده است، از طريق تنفس و حتي پوست بدن فرد پس از مصرف آن قابل حس است. به رغم اين، كارشناسان گياهان دارويي در سرتاسر جهان اين گياه را به عنوان يكي از مهمترين داروهاي گياهي تلقي مي كنند. اين گياه در ميان بسياري از فرهنگها در طول هزاران سال هم مصرف غذايي و هم مصرف دارويي داشته است. كارگران ساختماني كه اهرام مصر را مي ساختند براي مراقبت از خود در قبال بيماريها مقدار معتنابهي سير مصرف مي كردند. گوركنان اوايل قرن نوزدهم در فرانسه دم كرده سير خرد شده را به صورت عرق مصرف مي كردند تا ابتلاي آنها به طاعون را كه جان بسياري از انسانها را در اروپا تلف كرد، پيشگيري كند. در طول جنگ جهاني اول و دوم به سربازان سير داده مي شد، تا از بيماري قانقاريا پيشگيري شود. پياز : و آن زمان را كه گفتيد: اي موسي، ما بر يك نوع طعام نتوانيم ساخت، از پروردگارت بخواه تا براي ما از آنچه از زمين مي رويد چون سبزي و خيار و سير و عدس و پياز بروياند.[ بقره] ايه ۶۱ انجير:قسم به انجير و زيتون (يا: قسم به سرزمين شام و بيت المقدس)، انجير ماده اي سرشار از موادغذايي است و چون اليافي ندارد خوردن آن مخصوصاً پس از بهبود از بيماريهاي طولاني تجويز مي شود. گذشته از حدود شصت درصد مواد قندي موجود در آن، داراي مقدار محسوس جوهرليمو و اسيدماليك نيز مي باشد. آنزيم مهمي به نام فيسين Ficinنيز در انجير ديده مي شود. انجير غذايي است كامل و به سادگي هضم مي شود. از نظر طبي ماده اي است كه سنگ كليه و صفرا را برطرف مي كند و در رفع انسداد خفيف كبد و طحال مؤثر است. اين ميوه براي بهبود بواسير و نقرس تجويز مي شود و براي نارسايي كبد نيز مفيد است. درحديثي حضرت محمد صلي الله عليه و آله به بيماران مبتلا به بواسير توصيه مي كند كه مرتباً انجير بخورند[ سوره تين] ايه  انار،او كسى است كه از آسمان، آبى نازل كرد، و به وسيله آن، گياهان گوناگون رويانديم; و از آن،

 

تصوير ى خوشه صنوبر 

ساقه‏ها و شاخه‏هاى سبز، خارج ساختيم; و از آنها دانه‏هاى متراكم، و از شكوفه نخل، شكوفه‏هايى با رشته‏هاى باريك بيرون فرستاديم; و باغهايى از انواع انگور و زيتون و انار، (گاه) شبيه به يكديگر، و (گاه) بى‏شباهت! هنگامى كه ميوه مى دهد، به ميوه آن و طرز رسيدنش بنگريد كه در آن، نشانه‏هايى (از عظمت خدا) براى افراد باايمان است: [سوره انعام] ايه ۹۹انار ماده اي غذايي مطبوع و داراي خواص طبي بسيار است. دارويي مقوي براي قلب است و براي التهاب معده و جلوگيري از درد دل نافع است. آب انار شربتي مبّرد و بسيار عالي است و به هنگام اسهال تشنگي را برطرف مي كند. در درمان اسهال ساده و اسهال خوني مؤثر است. آب انار براي انواع ناخوشيها از قبيل التهاب قولون، كم خوني، يرقان، فشارخون، بواسير و درد مفاصل دارويي مفيد است. و اگر با عسل خورده شود صفرا را كم مي كند. در بسياري از ناراحتيهايي كه با روش هومياپاتي ،يك روش درماني كه در آن بيماران را با داروهايي درمان مي كنند كه همان داروها در بدن سالم علايم همان بيماري را ايجاد مي كند.( فرهنگ پزشكي انگليسي- فارسي، احدوت)- معالجه مي شوند ميوه انار تجويز مي شوند انگور،باغهايى سرسبز، و انواع انگورها، [سوره نبا] ايه ۳۲انگور يكي از بهترين منابع طبيعي گلولز و فروكتوز است و 20درصد انگور را اين مواد تشكيل مي دهد. علاوه بر قندها، انگور داراي اسيد تارتاريك و اسيد ماليك فراوان است. مواد معدني مانند سديم، پتاسيم، كلسيم، و آهن به مقدار زياد در آن وجود دارد. در صورتي كه پروتئين و چربي آن بسيار ناچيز است. بوي مخصوص انگور به علت ژرانيول و لينالول موجود در آن است. اخيراً تركيب ديگري به نام ويتامين Pاز آن تهيه مي شود گفته مي شود اين ويتامين در جلوگيري از خونريزيهاي ناشي از بيماري قند بسيار موثر است، تورم وريدي و تصلب شرائين بدن را به خوبي بهبود مي بخشد انگور به علت مواد معدني موجود در آن خاصيتي محرك، هاضم، آرام بخش، اشتها آور، مبرّد و مدّر دارد.

المصدر: www.55a.net

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 11:35  توسط رامین  | 

اعجاز قرآن کریم در پیدایش و وحدت هستی کمبود اکسیژن و تجذیه ی اتم

 منبع این مطلب

وبلاگ هبوط دل

برای دانلود این مقاله بروی فرمت مورد نظر کلیک کنید.

 

****************************

هر چه زمان میگذرد قدرت اعجاز علمی قرآن برای بشرناتوان بیشتر نمایان می گردد.برخی ازنمونه های آنرا که انسان ، موفق به درک آن شده است را ذکر مینمایم. (بخش اول). 

اول ـ وحدت هستی
جدیدترین نظریه علمی ثابت کرده است که زمین جزئی از منظومهء شمسی بوده و به مرور زمان از آن جدا شده، به سردی گرایده و قابلیت زندگی را پیدا کرده است. برای صحت این نظریه به وجود آتش فشان ها در بطن زمین و زمین لرزه ها در اثر این آتش فشان ها اشاره میکنند.
این نظریهء علمی جدید آنچه را که در قرآن بدان اشاره شده است تأیید میکند:

أولم یرالّذین کفروا أنّ السّموات ولأرض کانتا رتقاً ففتقناهما و جعلنا من الماء کلّ شیءٍ حی، أفلا تؤمنون.( آیا ندیدند کسانیکه کافر شدند، هر آیینه بود آسمانها و زمین خشک و بهم چسپیده، ما گشادیم آنرا و زنده گردانیدیم از آب همه چیز را. آیا ایمان نمی آورند؟) استاد طباره میگوید: این یکی از معجزات علمی قرآن است که علمی جدید آنرا تأیید میکند. علم ثابت کرده است که این هستی یک کتلهء متصل با هم بوده و به مرور زمان تقسیم شده است. منظومهء شمسی ما در نتیجهء همین انقسامات بمیان آمده است. هر چه بخش دوم از آیت ( و جعلنا من الماء کلّ شیءٍ حی) این آشکارترین اشاره به تأیید حقیقت علمی است که دانشمندان راز آنرا کشف کرده اند. بیشترین کاووشهای کیمیاوی به آب ضرورت دارد و آب عنصر اساسی ادامهء زندگی در هستی و نباتات است. 1ـ رتق بمعنای با هم متصل و یکجا. 2ـ فتق جدایی میان دو چیز.
دیگر اینکه؛ این آیت نشان میدهد که خالق و ایجادگر این هستی آنرا بگونه ای ساخته است که برای مخلوقاتش قابل زندگی باشد. اگر درجهء حرارت بحد زیاد پایان باشد درجهء آکسیجن در آن بسیاز زیادی است، وقتی آب جامد میشود حرارت زیادی از آن بیرون رانده میشود و زیر آبرا برای زندگی حیوانات آبی مساعد میسازد. و عجیبترین حکمت قرآنی اینست که، با کلمات بسیار ارزشمندی راز زندگی را بیان میدارد.
از ابن عباس(رض) روایت شده است که، در تفسیر این آیت فرموده اند: آسمان بهم چسپیده بود و باران نمی بارید، زمین خشک بود و گیاه نمیرویید، وقتی در زمین مخلوقات پیدا کرده شد آسمان با باران کشوده شد و زمین هم گشوده شد و از آن گیاهان رویید. تفسیر ابن کثیر ج3 ص187
من بدین نظر هستم که؛ این یک تفسیر خوبی است و ازباب استعاره مفسرین پیشین بدین نظر اند، ولی این مانع این نیست که در قرآن نکات علمی وجود داشته باشد که در گذشته مفسرین بدان آگاهی نداشتند و علم امروزی آنرا کشف کرده است و آیات قرآنی احتمال چندین توجیه را دارند. اینجا هیچ مانع از فهم اسرار قرآن وجود ندارد و میشود که متأخرین چیزهای را بدانند که متقدمین نداسته بودند. خداوند(ج) فرموده است: سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی أنفسهم حتی یتبیّن لهم أنّه الحق. ( بزودی مینمایم ما برایشان نشانه های قدرت خود را در کناره جهان ( طبیعت) و در ذات خودشان، تا برایشان ثابت گردد که این قرآن حق است)
شاید این از نشانه های اعجاز باشد که خداوند(ج) در قرن بیستم توسط انسان آنرا کشف کرده است.

دوم ـ پیدایش هستی:


دانشمند فضایی( جینز) میگوید: اولین مادهء هستی بشکل گازهای بوده اند که در فضا طور منظم وجود داشتند و مجموعهء کهکهشانها از کثافت وتجمع این گاز های پدید آمده اند.
دانشمند دیگری بنام ( جامو) میگوید: هستی در وهلهء اول پیدایشش پر از گازهای بوده که طور منظم در فضا توزیع شده بودند و از آنجا عملیهء تکوین آغاز یافته است.
این نظریه ای است که قرآنکریم آنرا تأیید میکند. اگر نص قرآنی در رابطه موجود نمیبود شاید اکثر ما این فرضیهء علمی را نادرست میپنداشتیم و یا به آن بدیدهء شک مینگریستیم. : ثمّ استوی إلی السّماء و هی دخانٌ، فقال لها و للأرض إتیا طوعاً أو کرهاً، قالتا أتینا طائعین.( بعد از آن بسوی آسمان شد که از دود بود، و گفت برای آن و زمین بیایید بفرمان من خواسته یا نخواسته، گفتند: آمدیم خواسته و فرمانبردار)
درین آیت کریمه قرآن مصدر پیدایش و خلقت این هستی را دود( دخان) معرفی کرده است. دود چیزی است که عربها از اشیاء ملموس آنرا درک میکردند که در حقیقت همان گاز است. آیا چهارده قرن قبل در مقدور یک شخص که خواندن و نگاشتن نمیدانست بود که این کشف علمی قرن بیستم را بداند، آنهم در زمانیکه مردم از هستی و اسرار آن چیزی نمیدانستند؟!

سوم ـ تجزیه اتم:


تا آخر قرن نوزدهم اعتقاد برین بود که کوچکترین مادهء هستی اتم است که در یکی از عناصر وجود دارد و اتم غیر قابل تجزیه است، این نظریه چندین قرن وجود داشت و در چندین دههء گذشته دانشمندان توجه بیشترین شان بر اتم بود تا اینکه مؤفق به تجزیهء آن شدند و پی بردند که اتم دارای اجزاء پروتون، نیترون و الکترون است. بواسطهء این تجزیه مؤفق به ساختن بم اتم و بم هایدوژنی شدند. بخداوند(ج) پناه میبرم از شر شیطان رجیم.
به این قول پرودگار دانا و توانا توجه کنید:
 
و ما یعزب عن ربّک مثقال ذرةٍ فی الأرض و لا فی السماء ولا أصغر من ذلک ولا أکبر إلاّ فی کتابٍ مبین.( پوشیده نیست از پروردگارتوم چیزی قدر ذره در آسمان و زمین، نه کوچکتر از آن و بزرگتر از آن مگر اینکه در کتاب بیان کننده و واضح است(کلمه أصغر (کوچکتر از ذره) در قرآنکریم اشاره به همین امکان تجزیهء اتم است. و درین قول پروردگا ( ولا فی السّماء) بیانگراینست که خواص اتم در زمین همان خواص اتم در موجودات فضای مثل آفتاب، ستاره ها و سیاره هاست.
آیا محمد(ص) خواص اتم را خوانده و برای تجزیهء آن در زمین و آسمان تلاش کرده بود ؟ نه خیر! این بزرگترین معجزهء علمی قرآن و دلیل است برینکه این کتاب وحی الهیست.

چهارم ـ کمبود اکسیژن:


از زمانی که عملیه و توانای پرواز برای بشر میسر شد دانشمندان به یک پدیده ای طبیعی پی بردند که عبارت از کمبود آکسیژن در طبقات بالای فضاست. وقتی انسان به بالا میرود و در فضا قرار میگیرد این امر را درک میکند و احساس نفس تنگی مینماید و هرچه بالا میرود احساس خفقان میکند و تا حدی که دیگر زندگی بدون آکسیژن غیر ممکن میگردد. از همین رو خدمه های پرواز به مسافرین می آموزند که که هرگاه طیاره به ارتفاع بیشتر از 35 هزار قدم بلند شود خریطه های اکسیژن های مصنوعی را استفاده کنند. ولی قرآنکریم در چهارده قرن قبل و قبل از کشف عملیهء پرواز به این امر اشاره کرده است: ( فمن یریدالله أن یهدیه یشرح صدره للإسلام و من یرید أن یضله یجعل صدره ضیقاً حرجاً کأنّما یصّّعّد فی السّماء. ـ کسی را اراده کند خداوند که هدایت کند اورا، گشاده میسازد سینهء او را به اسلام و کسی را که بخواهد گمراه کند میگرداند سینهء اورا تنگ، مشکلدار گویا اینکه به آسمان بالا میرودـ )
در گذشته متقدّمین این آیت را مطابق فهم خود و زمان خود تفسیر میکردند و میگفتند: یعنی همانند کسیکه تلاش میکند تا به آسمان برود، ولی نمیتواند. یا اینکه؛ کسی تلاشی کاری را کند که محال است. علم جدید آمد و معجزه علمی قرآن ظاهر شد و یک اتفاق عجیبی را میان آیت قرآن و واقعیت علمی ایجاد کرد. این یک تصدیق دیگری بود درین عصر بر راستی نبوت محمد(ص). قسم بخداست این قرآن چه زیبا و پذیرفتنی است!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 12:16  توسط رامین  | 

برداشت يک دانشمند از نکته هايی در مورد جنين شناسی در قران

برداشت يک دانشمند از نکته هايی در مورد جنين شناسی در قران

نويسنده: دکتر کيث مور
عضو کالج آناتومی کانادا، دکتر فلسفه و پروفسور جنين شناسی بخش آناتومی دانشگاه پزشکی دانشگاه تورنتو در کانادا

مترجم: دکتر عبدالله گيلانی
عضو کالج جراحان آمريکا، لس آنجلس، کاليفرنيا

منبع سایت Eholyquran

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 16:18  توسط رامین  | 

برداشت یک دانشمند از نکته هایی در مورد جنین شناسی در قران

منبع این مقاله سایت eholyquran

نویسنده: دکتر کیث مور

عضو کالج آناتومی کانادا، دکتر فلسفه و پروفسور جنین شناسی بخش آناتومی دانشگاه پزشکی دانشگاه تورنتو در کانادا

مترجم: دکتر عبدالله گیلانی
عضو کالج جراحان آمریکا، لس آنجلس، کالیفرنیا

 

گزارشهایی در باره تولید مثل و نمو جنین در چندین بخش های مختلف در قران ذکر شده است،

ولی فقط در سال های اخیر است که معنای علمی برخی از این آیات کاملا فهمیده شده است.

تاخیرطولانی در فهم درست این آیه ها، بطور کلی به علت ترجمه و تفسیرهای نارسا و نادرست

و نبودن آگاهی از دانش علمی بوده است.

 

توجه و علاقه درباره شرح معانی این آیات قرآنی امر تازه ای نیست.

مردم در زمان پیامبر (ص) از او پرسش های گوناگون  درباره معانی این آیات مربوط به تولید مثل می نمودند.

پاسخ های پیامبر پایه برخی احادیث پس از او شده است.

ترجمه آیات قرآن به زبان انگلیسی که در این مقاله آورده شده، از سوی شیخ عبدالمجید زیندانی،

پروفسور تحقیقات اسلامی در دانشگاه ملک عبدالعزیز در جده کشور عربی سعودی می باشد.

 

"... او شما را در رحم مادران تان مرحله پس از مرحله تاریکی های سه پوشش می آفریند ..."

این آیه 6 از سوره 39 (سوره زمر)  می باشد.

 

تاریخ روشن نمیکند که از چه زمانی انسان ها به تولید و نمو انسان در رحم پی برده اند

ولی اولین نقاشی در رحم به وسیله (لئوناردو داوینچی) در قرن پانزدهم میلادی ترسیم شده

و در قرن دوم میلادی گالن (جالینوس) به شرح جفت و لایه های جنینی در کتابی به عنوان "تشکیل جنین" پرداخت.

 

در نتیجه پزشکان قرن هفتم  احتمالا میدانستند که نمو جنین در رحم صورت میگیرد

ولی گمان نمیرود که آنها از جریان نمو جنین انسان به صورت مراحل آگاهی می داشتند،

گر چه (ارسطو) در قرن چهارم پیش از میلاد نمو مرحله ای جنین جوجه مرغ را شرح داد.

آگاهی از این که جنین انسان به گونه ی مرحله ای رشد می کند تازه در قرن پانزدهم

برای اولین بار مورد بحث و نقاشی قرار گرفت.  2

 

پس از این که در قرن هفدهم، میکروسکوپ به وسیله (لوُن هوک) کشف شده

مراحل رشد جنینی جوجه به مورد تشریح (میکروسکوپی) درآمد.

مرحله ای بودن نمو جنین انسانی برای اولین بار در قرن بیستم به وسیله (استرتر) در سال 1941 گزارش شد

و در 1972 (اوراهیلی) به گونه ای دقیق تر آن را بیان نمود.

 

"سه پوشش تاریکی" ذکر شده در قران احتمالا به سه لایه

 1- جدار شکم 

 2- جدار رحم

 3- جدار جفت و پرده جنینی توجه داشته است.

 

گر چه تفسیرهای دیگری از این اظهار شده است. ولی از نکته دید جنین شناسی این منطقی ترین برداشت میباشد.

 

" آنگاه، که او را به مانند قطره ای در جای امنی قرار دادیم ..."

 

این اظهار از سوره 23 (مومنون) آیه 13 است.

 

قطره نطفه  به عنوان (اسپرم یا اسپرماتوزن) تفسیر و تعبیر شده است.

تفسیر پر معنی تر این است که اشاره به (زایگوت) نطفه ی سلولی مخلوط از تخم مادر و اسپرم پدر است

که سپس تقسیم شده تا به (بلاستوسیست) تبدیل شود و در رحم "جای امن" کاشته شود.

این تفسیر با آیه ی دیگری از قران حمایت میشود که اظهار نماید

 

" وجود انسان از قطره ای مخلوط خلق میشود."

 

در این برداشت، (زایگوت) از به هم پیوستن (اسپرم) مرد و تخم (اووُم) زن درست میشود

و در قرآن به عنوان " قطره مخلوط " ذکر شده است.   3  

 

" ... سپس آن قطره را بصورت موجودی زالو مانند می سازیم ..."

 

این بیان از سوره 23 (مومنون)  آیه 14 می باشد. واژه "علق" اشاره به زالو یا خون آشام دارد.   4  

 

این شرحی مناسب از آن مرحله جنینی است که از روزهای 7 تا 24 که جنین به جدار داخل رحم چسبیده و آویزان است

همانگونه که زالو به پوست می چسبد و نیز همانگونه که زالو از میزبان خون می مکد،

بسیار شگفت انگیز است که شباهت زیادی بین مرحله جنینی 23 – 24 روزه انسان و زالو وجود دارد

از آنجائی که در قرن هفتم ( که این اظهارات در قرآن بیان شده )، پزشگان میکروسکوپ و عدسی نداشتند

تا این جزئیات میکروسکوپی شکل شبه زالویی و جنین را بررسی نمایند، از این حقیقت آگاهی نداشتند.

 

در اوایل هفته چهارم جنین انسانی به زحمت با چشم دیده میشود چون از یک دانه گندم کوچک تر است.

 

" ... سپس از حالت زالوچه مانند، چیزی شبیه تکه جویده شده می سازیم ..."

 

این نیز از سوره 23 (مومنون)  آیه 14 می باشد.

 

واژه عربی "مضعه" به معنای شیء جویده شده یا تکه جویده شده است.

در انتهای هفته چهارم، جنین انسانی شبیه یک تکه جویده شده است.

این قیافه شبیه تکه جویده شده از کجاست که (سومایت) ها، همان زوائد آغاز ایجاد ستون فقرات میباشد.

 

" ... سپس از تکه جویده شده مانند، استخوان ها ساخته و استخوان ها را با ماهیچه و بافت نرم می پوشاند"

 

این اظهار نیز ادامه سوره 23  (مومنون)  آیه 14 است که نمایان تشکیل استخوان ها و ماهیچه ها میباشد.

این مطابق با دانش مرحله رشد جنینی است. ابتدا استخوان ها مانند غضروف میباشند،

سپس ماهیچه ها (گوشت)، دور آنها را میپوشاند.

 

در ادامه سوره 23  (مومنون) آیه 14 آمده است:

 

" ... سپس از این موجودی دیگر می سازیم"

 

این اشاره به شکل شبیه انسان در جنین هشت هفته است.

در این مرحله، جنین، مشخصات ویژه انسانی را با آغاز تولد اعضاء داخلی و خارجی دارا میشود

و در همین مرحله پس از هفته هشتم جنین انسانی از نام (امبریو) به (فتوس) نامگذاری میشود.

این احتمالا همان موجود تازه ای هست که در این آیه به آن اشاره شده.

 

" ... و او (خداوند، آفریدگار) به شما شنوایی و بینایی و احساس و ادراک داده است ..."

 

این بخش از سوره 32 (سجده) آیه 9 میباشد که تولید حس شنوایی و بینایی و احساس و درک

به همین ترتیب تولید میشوند که از نظر علم جنین شناسی درست است.

ابتدای تولید گوش داخلی پیش از آغاز تولید چشم بوده و مغز (محل احساس ها) از همه دیرتر حالت ویژه میگیرد.

 

" ... سپس از تکه ای شبیه گوشت جویده، بخشی به گونه ی بافت ویژه مشخص و بخشی هنوز ویژه نشده ... آفریدم ..." 

 

این بخش سوره 22 (حج) آیه 5 به نظر میرسد اشاره به این نکته دارد

که در این مرحله جنینی بخشی از بافت ها (برای کاری ویژه) اختصاص داده شده

و بخشی از بافت ها هنوز (کارشان) اختصاصی نشده است.  5

 

برای نمونه هنگامی که استخوان های غضروفی تازه مشخص شناخته میشوند،

بافت پیوندی  (مزن کایم) دور آ ن استخوان های غضروفی هنوز مشخص نشده است.

بعدها این بافت به صورت مشخص ماهیچه ها و زرپی ها و لیگامنت ها آشکار میگردند.

 

" ... ما مقرر میداریم هر که را خواسته باشیم تا مدتی معین در رحم بماند ..."

 

این بخش از سوره 22  (حج) آیه 5 به نظر میرسد اشاره به این معنا دارد که خدا تعیین میفرماید

کدامین جنین ها تا زمان مقرر در رحم بمانند.

 

دانش پزشکی میداند که بسیار جنین ها در اولین ماه جنینی میافتند و فقط در حدود 30 در صد از تخم های جفت شده،

(زایگوت) ها تا پایان رشد جنینی و تولد زنده میمانند.

در معنای این آیه نیز تفسیر شده که خدا مقرر میفرماید که جنین پسر یا دختر بشود.

 

تفسیر و برداشت معنای دقیق و حقیقی آیه های قرآن در مورد رشد انسان در مراحل جنینی،

در قرن 7 میلادی (زمان وحی قران) به علت محدود بودن دانش انسانی آن زمان،

ممکن نبوده است و حتی صد سال پس از آن نیز امکان فهم دقیق آن وجود نداشت.

امروزه ما میتوانیم این آیات را خوب بفهمیم چون دانش جنین شناسی امروز، این فهم نوین را برایمان ممکن میسازد.

بدون تردید در قرآن آیه های دیگری مربوط به رشد انسان وجود دارد که با پیشرفت های علمی آینده بهتر درک خواهند شد.


- پانوشت:

 

1- نویسنده این مقاله کتاب قطوری درباره جنین شناسی انسان نوشته که در دانشگاه های پزشکی آمریکا

     و دیگر کشورهای دنیا، تدریس میشود و علاقه فراوانی به تاریخ جنین شناسی دارد. 

2- هشت سال پس از نزول قرآن (مترجم)

3- که در زیر میکروسکوپ مانند قطره ای است گرد با جدار. (مترجم)

4- معنای دیگر علق یا علقه: زالوچه در حال آویزان (در رحم) میباشد. (مترجم)

5- که امروزه ما به عنوان بافت ویژه نشده (استم سلز) میشناسیم. (مترجم)

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 10:4  توسط رامین  | 

اعجاز ریاضی‌ زوج‌ و فرد

منبع این مقاله مجله ی گلستان قرآن

در سورة‌ «والفجر» آیه‌ سوم‌ (والشفع‌ والوتر) رب‌ جلیل‌ به‌ «زوج‌ وفرد» سوگند یاد کرده‌ است‌. یکی‌ از محققان‌ با تفکر و تحقیق‌ دررابطه‌ با این‌ آیه‌ به‌ نتیجه‌ جالبی‌ رسیده‌ و به‌ این‌ حقیقت‌ پی‌ برده‌است‌ که‌ تعداد سوره‌ها و ترتیب‌ قرار گرفتن‌ آنها و تعداد آیات‌ هرسوره‌ درست‌ باید به‌ همین‌ مقدار و ترتیب‌ که‌ در حال‌ حاضر در قرآن‌وجود دارد باشد. اگر از آنها کم‌ و یا به‌ آنها اضافه‌ شود و حتی‌ اگرجابه‌جا شوند (به‌ عبارت‌ دیگر هر تغییری‌ در شماره‌ و تعداد سوره‌ه

و آیات‌ قرآن‌ به‌ عمل‌ آید) کد ریاضی‌ فرد و زوجی‌ که‌ در آن‌ جای‌داده‌ شده‌ است‌، درست‌ جواب‌ نمی‌دهد.

اینکه‌ خداوند می‌فرماید: «یقیناً «قرآن‌» کتاب‌ گرانقدری‌ است‌.

هیچ‌ باطلی‌ بدان‌ راه‌ نیابد، نه‌ در آینده‌، نه‌ در گذشته‌».

فصّلت‌، 41 و 42

مانند سایر آیات‌ حق‌ است‌ و چیزی‌ جز آن‌ نیست‌.

اما یافته‌های‌ این‌ اندیشمند (کورش‌ جم‌) از این‌ قرار است‌:

همان‌ سان‌ که‌ می‌دانیم‌ قرآن‌ دارای‌ 114 سوره‌ است‌ که‌ هرسوره‌ علاوه‌ بر اسم‌ آن‌، شمارة‌ ردیف‌ و تعدادی‌ آیه‌ نیز دارد. مثلاًاسم‌ اولین‌ سورة‌ قرآن‌ «الفاتحه‌» شمارة‌ ردیفش‌ 1 و تعداد آیاتش‌ 7است‌. اگر تعداد آیات‌ کلیة‌ 114 سورة‌ قرآن‌ را هم‌ جمع‌ کنیم‌ عدد6236 (طبق‌ روایات‌ معتبر) به‌ دست‌ می‌آید و اگر شماره‌ خودسوره‌ها را با هم‌ جمع‌ کنیم‌ عدد 6555 به‌ دست‌ می‌آید. حال‌ اگراعداد مربوط‌ به‌ هر سوره‌ را با اعداد مربوط‌ به‌ جمع‌ آیاتش‌ با هم‌جمع‌ کنیم‌ جدول‌ زیر بدست‌ می‌آید:

ردیف‌

نام‌ سوره‌

شمارة‌ سوره‌

جمع‌ تعداد آیات‌

جمع‌ شماره‌ و تعداد آیات‌

1

2

الفاتحه‌

بقره‌

1

2

7

286

8

288

اینک‌ 114 عدد را که‌ از جمع‌ شماره‌ و تعداد آیات‌ هر سوره‌ به‌دست‌ آمده‌ است‌، بر حسب‌ زوج‌ و فرد بودن‌ از هم‌ جدا می‌کنیم‌ و هرگروه‌ را در جدولی‌ به‌ نام‌ جدول‌ «زوج‌» و «فرد» جای‌ می‌دهیم‌.

نکات‌ این‌ اعجاز:

1- با تقسیم‌بندی‌ سوره‌ها در جدول‌های‌ زوج‌ و فرد دقیقاً 57سوره‌ در جدول‌ زوج‌ و 57 سوره‌ در جدول‌ فرد قرار می‌گیرند.

2- جمع‌ کل‌ اعداد جدول‌ زوج‌ برابر 6236 یعنی‌ درست‌ معادل‌مجموع‌ تعداد آیات‌ قرآن‌ کریم‌ است‌.

3- جمع‌ کل‌ اعداد جدول‌ فرد برابر 6555 یعنی‌ درست‌ معادل‌مجموع‌ شماره‌ سوره‌های‌ قرآن‌ کریم‌ است‌.

4- در جدول‌ «زوج‌» و «فرد» قرآن‌ که‌ هر یک‌ از 57 سوره‌تشکیل‌ شده‌، دقیقاً 30 سوره‌ با تعداد آیات‌ زوج‌ و 27 سوره‌ با تعدادآیات‌ فرد، در هر کدام‌ به‌ چشم‌ می‌خورد.

نمودار این‌ اعجاز:

114 سوره‌ قرآن‌

57 سوره‌ با شماره‌ زوج‌

57 سوره‌ با شماره‌ فرد

30 سوره‌ با تعداد آیات‌ زوج‌

27 سوره‌ با تعداد آیات‌ فرد

30 سوره‌ با تعداد آیات‌ زوج‌

27 سوره‌ با تعداد آیات‌ فرد

جدول‌ فرد قرآن‌

جدول‌ زوج‌ قرآن‌

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 18:24  توسط رامین  | 

آرشیو مقالات سری دوم و سوم اعجاز علمی قرآن

 معجزه ی ریاضی قرآن کریم در عدد 19(جدید)

[pdf] [word]

اتمسفر زمین، اعجاز طبیعی قرآن(جدید)

[pdf] [word]

اعجاز الهی کشف مهم در مورد داستان حضرت موسی(جدید)

[pdf] [word]

شگفتی های قرآن در سوره ی اخلاص

[pdf] [word]

تناسب و ارتباط میان سوره های قرآن

[pdf] [word]

روند تکامل زمین در قرآن کریم بخش 1

[pdf] [word]

کوهها لنگر گاههای زمین

[pdf] [word]

اعترافات دانشمندان جهان درباره اعجاز قرآن(new)

[pdf] [word]

نظریه ی تکامل در قرآن

[pdf] [word]

آیات قرآن در باره ی کروی بودن کره ی زمین

[pdf] [word]

اشاره ی آیات قرآن به پرده های جنینی

[pdf] [word]

پیامبر اسلام در کتب اهل کتاب

[pdf] [word]

چگونه خورشید در گل تیره فرو میرود

[pdf] [word]

حقوق زن در قرآن

[pdf] [word]

اعجاز علمی قرآن در مورد آهن

[pdf] [word]

انگشت نگاری در قرآن

[pdf] [word]

بادهای بارور کننده

[pdf] [word]

برسی اختلاف نور در شب و روز

[pdf] [word]

بشارت های کتاب مقدس به پیامبر اکرم(ص)

[pdf] [word]

چرا قران کریم گوشت خوک را حرام کرده؟

[pdf] [word]

اعجاز قرآن کریم در گفته ی مشرق مغرب ها

[pdf] [word]

اعجاز رنگها در قرآن کریم.

[pdf] [word]

اثبات زوجیت در قرآن کریم

[pdf] [word]

قرآن کریم و تشکیل تگرگ

[pdf] [word]

حرکت منظم اجرام آسمانی در قرآن کریم

[pdf] [word]

جنین شناسی و انطباق آن با آیات قرآن

[pdf] [word]

جنین شناسی در قرآن

[pdf] [word]

معجزه ی علمی قرآن در مورد جو زمین

[pdf] [word]

اعجاز علمی قرآن در مورد کوهها

[pdf] [word]

مستندات علمی و باستان شناسی داستان حضرت موسی (ع)

[pdf] [word]

علوم زمین در قرآن

[pdf] [word]

پیشگویی خبر فتح مکه در قرآن

[pdf] [word]

پیشگویی خبر پیروزی بر روم در قرآن کریم

[pdf] [word]

مطالب جالب در مورد پوست انسان در قرآن کریم

[pdf] [word]

شق‌القمر و کشف آثار آن توسط ناسا

[pdf] [word]

شهادت آب(تسبیح)

[pdf] [word]

سیستم دفاعی مورچه در قرآن کریم

[pdf] [word]

یافتن سرعت نور توسط قرآن کریم

[pdf] [word]

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 0:38  توسط رامین  | 

سایت

با یاری خداوند متعال وبلاگ ما تبدیل به سایت شد.

http://www.miracle-of-quran.com/

از این پس برای تبادل لینک ما را با این آدرس لینک کنید و سپس به ما اطلاع دهید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 15:10  توسط رامین  | 

قران و شگفتیهای عدد19

منبع وبلاگ اعجاز قرآن(مهدی ذاکری)

برای دانلود این مقاله بروی فرمت مورد نظر کلیک کنید.

[pdf] [word]

---------------------------------------------------

قران و شگفتیهای عدد19

سوره 74 ایه 30

1)بسم الله الرحمن الرحیم از 19 حرف تشكیل شده كه عبارنتد از

ب – س – م- ا – ل –ل –ه – ا- ل- ر- ح – م – ن – ا – ل – ر –ح – ی – م

2)قران 114 سوره دارد (19×6)

3) اولین سوره كه نازل شد (سوره العلق ) حاوی 19 كلمه می باشد

اقرا – باسم – ربك – الذی – خلق

خلق – الانسان – من – علق

اقرا – و (حرف می باشد حساب نمی شود) –ربك – الاكرم

الذی- علم -بالقلم

علم – الانسان – ما – لم یعلم

4)اولین سوره كه نازل شد حاوی 285 كلمه می باشد (19×15 )

5)سوره نصر اخرین سوره ای كه نازل شد 19 كلمه دارد

اذا – جا – نصر – الله – والفتح

ورایت – الناس – یدخلون – فی – دین – الله – افواجا

فسبح – بحمد – ربك – واستغفره

انه – كان – افواجا

6) اذا جا نصرالله والفتح شامل 19 حرف است

7)در قران 114 بسم الله الرحمن الرحیم داریم (19×6)

8)2 سوره از قران شامل 2 بسم الله هستند كه سوره های نمل و توبه می باشند كه فاصله ترتیبی بین این دو سوره 19 می باشد

 اگر شماره سوره های بین این دو سوره را باهم جمع كنیم می شود 19 × 18

9+10+11+12+13+14+15+16+17+18+19+20+21+22+23+24+25+26+27

9)اگر كلمه وا حد كه در قران امده به ابجد حساب كنیم 19 می شود

و + ا + ح + د

6 + 1 + 8 + 4

10)ابجد كلمه وحده كه در سوره های زیادی امده مثل زمر ایه 45 عدد 361 می شود (19×19)

11)شماره ایه میان اولین كلمه (الف و لام و میم سوره بقره ایه یك )و ا خرین حرف الفبا (نون سوره قلم) هست 5263 (19×272)

12)جمع كلمه الله د تمام ایه ها مضربی ازعدد 19 می باشدو133 می باشد (19×7)

13)كلمه رحمن 57 بار در قران امده است (19×3)

۱۴) جمع شماره سوره ایه هایی كه كلمه صلاه در انها آمده را با هم جمع كنیم می شود 4674 كه برابر است با 19×246

۱۵)جمع شماره سوره و ایه هایی كه كلمه روزه در آنها امده را با هم جمع می كنیم می شود 1387 كه برابر است با 19×73

۱۶)جمع شماره سوره و آیه هایی كه كلمات زكات و حج در آنها آمده می شود 3040 كه برابر است با 19 ×160

 

۱۷)30 اعداد مختلفی در قران امده اند (بدون تكرار)كه جمع انها 162146 می شود (19×8534)

1

7

19

70

1.000

2

8

20

80

2.000

3

9

30

90

3.000

4

10

40

100

5.000

5

11

50

200

50.000

6

12

60

300

100.000

         

1 + 2 + 3 + 4 + 5 + 6 + 7 + 8 + 9 + 10 + 11 + 12 + 19 +20 + 30 + 40 + 50 + 60 + 70 + 80 + 99 + 100 + 200 + 300 + 1,000 + 2,000 + 3,000 + 5,000 + 50,000 + 100,000 = 162,146 (19 x 8,534).

 

۱۸)سوره انفطار 19 ایه دارد

۱۹)پنجاهمین سوره قران با حرف ق شروع می شود وشامل 57 حرف قاف می باشد (19×3) . همچنین 57 حرف ق نیز در چهل و دومینسوره قران می باشد. 1نجاهمین سوره 45 ایه دارد كه اگر با 50 جمع شود 95 می شود (19×5)و 53 ایه چهل و دومین سوره دارد كه جمع ان با 42 می شود 95 (19×5)

۲۰)ابجد كلمه مجید در اولین ایه از سوره ق 57 می شود (19×5)

۲۱)وقتی كه عدد تعداد و حروف ق را باهم جمع كنیم به 798 می رسیم (19×42)

۲۲) حرف ن تكرار شده در ابتدای شصت و هشتمین سوره قران . كه اگر تعداد دفعات تكرار ان را جمع كنیم 133 می شود (19×7)

2۳)وقتی كه عدد ایه (با بسم الله ) از سوره ها را باهم جمع كنیم مضربی از 19 می شود

شماره سوره

شماره ایه

19x1

19th Sura

99

19x2

38th Sura

89

19x3

57th Sura

30

19x4

76th Sura

32

19x5

95th Sura

9

19x6

114th Sura

7

TOTAL

 

=266 (19x4)

۲۴)حرف سین 48 بار و حرف ی 237 بار در سوره یاسین تكرار شده كه جمع انه 285 می شود (19×15)

۲۵)در هفتمین سوره قران كه با المص شروع می شود حرف الف 2529 بار و ل 1530 بار و م 1164 بار و ص 97 بار تكرار شده كه جمع انه می شود (19×280)

۲۶)حرفهای (الف و ل و م ) باهم در 6 سوره تكرار شده ان كه ابارنتد از سوره های 2و3و29و30و31و32

تعدا تكرا انه در این سه سوره مضربی از 19 می باشد

9,899 (19 x 521), 5,662 (19 x 298), 1,672 (19 x 88), 1,254 (19 x 66) and 817 (19 x 43).

كه  جمع تكرار انها در این سه سوره 19874 (19×1046)

2۷)جمع تعداد تكرار حروف (ل و الف و ر) در سوره های 10 و 11 و12 و14 و 15 كه با این حروف شروع می شوند مضربی از 19 می باشد

2,489 (19 x 131), 2,489 (19 x 131), 2,375 (19 x 125), 1,197 (19 x 63) and 912 (19 x 48).

۲۸)در سوره مریم كه با (كهیعص) شروع می شود حرف ق (137) بار حرف ه (175) بار حرف ی (343) بار حرف ع (117) بار و حرف ص (26) بار تكرار شده كه جمع انها 798 می شود (19×42)

۲۹)تكرار حرف ص در سوره های قرآن

تعداد تكرا ر حرف "ص"

شماره سوره

۹۷

۲۶

۲۹

۷

۱۹

۳۸

(۸X۱۹ )= ۱۵۲



۳۰)تكرار ح و م در سوره های شامل این حروف

تکرار حروف

شماره

سوره

ح+م

م

ح

۴۴۴

۳۸۰

۶۴

۴۰

۳۲۴

۲۷۶

۴۸

۴۱

۳۵۳

۳۰۰

۵۳

۴۲

۳۶۸

۳۲۴

۴۴

۴۳

۱۶۶

۱۵۰

۱۶

۴۴

۲۳۱

۲۰۰

۳۱

۴۵

۲۶۱

۲۲۵

۳۶

۴۶

ــــــــــ

ــــــــــ

ــــــــــ

 

۲۱۴۷ (۱۱۳ x ۱۹)

۱۸۵۵

۲۹۲

 
     

۳۱) تکرار حروف (ط س م )(ط ح س)


تكــــــــــــــــــــــــــــــــــــرار

تعدد

م

س

ط

هــ

السورة

ــــــــ

ــــــــ

ــــــــ

۱۷۵

۱۹

ــــــــ

ــــــــ

۲۸

۲۵۱

۲۰

۴۸۴

۹۴

۳۳

ــــــــ

۲۶

ــــــــ

۹۴

۲۷

ــــــــ

۲۷

۴۶۰

۱۰۲

۱۹

ــــــــ

۲۸

ــــــــــ

ــــــــــ

ــــــــــ

ــــــــــ

 

۹۴۴

۲۹۰

۱۰۷

۴۲۶

 

۴۲۶ + ۱۰۷ + ۲۹۰ + ۹۴۴ =۱۷۶۷ = (۱۹ x ۹۳)

 

۳۲) جمع مقدار عددی حروف مقطعه در سوره های قرآن

اولین سوره

مقدار عددى

الحروف

۲

۱

أ

۲

۳۰

ل

۲

۴۰

م

۷

۹۰

ص

۱۰

۲۰۰

ر

۱۹

۲۰

ك

۱۹

۵

هــ

۱۹

۱۰

ى

۱۹

۷۰

ع

۲۰

۹

ط

۲۶

۶۰

س

۴۰

۸

هـ

۴۲

۱۰۰

ق

۶۸

۵۰

ن

ــــــــــ

ــــــــــ

 

۲۹۵

۶۹۳

 

۶۹۳ + ۲۹۵ =۹۸۸ =۱۹X ۵۲

همچنین ۶۹۳ + ۲۹ (سوره) =۷۲۲ = ۱۹ x ۱۹ x ۲ .

3۳) مجموع مقدار عددی همه آیه های قرآنی

مجموع مقدار عددى همه سوره

تعدد تكرار پاراف ها

پاراف

سورة

۱۸۸۳۶۲

۹۸۹۹

أ . ل . م

۲

۱۰۹۲۴۱

۵۶۶۲

أ . ل . م

۳

۱۰۳۷۱۹

۵۳۲۰

أ .ل . م .س

۷

۸۰۱۰۹

۲۴۸۹

أ .ل . ر

۱۰

۹۰۱۹۰

۲۴۸۹

أ .ل . ر

۱۱

۷۷۰۶۶

۲۳۷۵

أ .ل . ر

۱۲

۵۲۸۰۵

۱۴۸۲

أ .ل . م . ر

۱۳

۴۶۱۴۵

۱۱۹۷

أ .ل . ر

۱۴

۲۹۳۸۳

۹۱۲

أ .ل . ر

۱۵

۱۷۵۷۵

۷۹۸

ك . هـ . ی . ع . ص

۱۹

۱۵۰۷

۲۷۹

ط . هـ

۲۰

۲۵۲۹۷

۶۱۱

ط . س . م

۲۶

۵۸۸۳

۱۲۱

ط . س

۲۷

۲۴۶۹۱

۵۸۱

ط . س . م

۲۸

۳۱۱۵۴

۱۶۷۲

أ . ل . م

۲۹

۲۵۰۱۴

۱۲۵۴

أ . ل . م

۳۰

۱۶۱۷۷

۸۱۷

أ . ل . م

۳۱

۱۱۲۲۷

۵۷۰

أ . ل . م

۳۲

۵۲۵۰

۲۸۵

ی . س

۳۶

۲۶۱۰

۲۹

ص

۳۸

۱۵۷۱۲

۴۴۴

ح . م

۴۰

۱۱۴۲۴

۳۲۴

ح . م

۴۱

۲۸۲۲۴

۵۶۲

ح . م . ع . س . ق

۴۲

۱۳۳۱۲

۳۶۸

ح . م

۴۳

۶۱۲۸

۱۶۶

ح . م

۴۴

۸۲۴۸

۲۳۱

ح . م

۴۵

۹۲۸۸

۲۶۱

ح . م

۴۶

۵۷۰۰

۵۷

ق

۵۰

۶۶۵۰

۱۳۳

ن . ن

۶۸

ــــــــــ

ــــــــــ

   

۱۰۴۸۰۹۱

۴۱۳۸۸

   

3۴) تعداد آیات دارای حروف مقطعه

آیات پاراف دار

تعداد پارافها

شماره سورة

۱

۳

۲

۱

۳

۳

۱

۴

۷

۱

۳

۱۰

۱

۳

۱۱

۱

۳

۱۲

۱

۴

۱۳

۱

۳

۱۴

۱

۳

۱۵

۱

۵

۱۹

۱

۲

۲۰

۱

۳

۲۶

۱

۲

۲۷

۱

۳

۲۸

۱

۳

۲۹

۱

۳

۳۰

۱

۳

۳۱

۱

۳

۳۲

۱

۲

۳۶

۱

۱

۳۸

۱

۲

۴۰

۱

۲

۴۱

۲

۵

۴۲

۱

۲

۴۳

۱

۲

۴۴

۱

۲

۴۵

۱

۲

۴۶

۱

۱

۵۰

۱

۲

۶۸

ــــــــــ

ــــــــــ

ــــــــــ

۳۰

۷۹

۸۲۲

۸۲۲+۷۹+۳۰=۹۳۱=
۱۹X۴۹

۳۵) خواص ریاضی سوره های دارای حروف مقطعه

جمع کل

مقدار عددى پاراف دارها

تعداد آیات پاراف دار

تعداد آیات

شماره سورة

۳۶۰

۷۱

۱

۲۸۶

۲

۲۷۵

۷۱

۱

۲۰۰

۳

۶۳۵

۱۶۱

۱

۲۰۶

۷

۳۵۱

۲۳۱

۱

۱۰۹

۱۰

۳۶۶

۲۳۱

۱

۱۲۳

۱۱

۷۱۷

۲۳۱

۱

۱۱۱

۱۲

۳۲۸

۲۷۱

۱

۴۳

۱۳

۲۹۸

۲۳۱

۱

۵۲

۱۴

۶۲۶

۲۳۱

۱

۹۹

۱۵

۳۱۳

۱۹۵

۱

۹۸

۱۹

۱۷۰

۱۴

۱

۱۳۵

۲۰

۴۸۳

۱۰۹

۱

۲۲۷

۲۶

۱۹۰

۶۹

۱

۹۳

۲۷

۲۲۶

۱۰۹

۱

۸۸

۲۸

۴۱۶

۷۱

۱

۶۹

۲۹

۱۶۲

۷۱

۱

۶۰

۳۰

۱۳۷

۷۱

۱

۳۴

۳۱

۲۹۹

۷۱

۱

۳۰

۳۲

۱۹۰

۷۰

۱

۸۳

۳۶

۲۱۷

۹۰

۱

۸۸

۳۸

۴۰۷

۴۸

۱

۸۵

۴۰

۱۴۴

۴۸

۱

۵۴

۴۱

۳۷۵

۲۷۸

۲

۵۳

۴۲

۱۸۱

۴۸

۱

۸۹

۴۳

۱۵۲

۴۸

۱

۵۹

۴۴

۱۳۱

۴۸

۱

۳۷

۴۵

۱۳۰

۴۸

۱

۳۵

۴۶

۱۹۶

۱۰۰

۱

۴۵

۵۰

۲۲۱

۵۰+۵۰

۱

۵۲

۶۸

ــــ

ــــ

ــــــــــ

 

ــــــــــ

۷۰۳۰
۳۷۰ X ۱۹ .

۳۴۳۵

۳۰

۲۷۴۳

۸۲۲

 ۳۶)ضرب کردن دو ستون اول

جمع کل

 

مقدار عددى پاراف ها

 

تعداد آیات دارای حروف مقطعه

 

تعداد آیات

 

شماره سورة

۶۴۴

=

۷۱

+

۱

+

۲۸۶

x

۲

۱۶۰۴

=

۱۶۱

+

۱

+

۲۰۰

x

۳

۱۶۰۴

=

۱۶۱

+

۱

+

۲۰۶

x

۷

ـ

=

ـ

+

ـ

+

ـ

x

ـ

۲۳۵۱

=

۱۰۰

+

۱

+

۴۵

x

۵۰

۳۶۳۷

=

(۵۰+۵۰)

+

۱

+

۵۲

x

۶۸

ـــــــــــــــــــــــــــــــ

۶۰۰۷۱ + ۳۰ +۳۴۳۵ =۶۳۵۳۶ (۱۹ x ۳۳۴۴)

 ۳۷) فهرست تکرار جمله مهم "لا اله الا الاهو" در تمام قرآن

تعدد تکرار شهادت

آیات با جمله شهادت

شماره سوره

شماره

۲

۱۶۳, ۲۲۵

۲

۱

۴

۲, ۶ ,۱۸(دو بار)

۳

۲

۱

۸۷

۴

۳

۲

۱۰۲ , ۱۰۶

۶

۴

۱

۱۵۸

۷

۵

۱

۳۱

۹

۶

۱

۱۴

۱۱

۷

۱

۳۰

۱۳

۸

۲

۸ , ۹۸

۲۰

۹

۱

۱۱۶

۲۳

۱۰

۱

۲۶

۲۷

۱۱

۲

۷۰ , ۸۸

۲۸

۱۲

۱

۳

۳۵

۱۳

۱

۶

۳۹

۱۴

۳

۳ , ۶۲ , ۶۵

۴۰

۱۵

۱

۸

۴۴

۱۶

۲

۲۲ , ۲۳

۵۹

۱۷

۱

۱۳

۶۴

۱۸

۱

۹

۷۳

۱۹

ــــــــــ

ــــــــــ

ــــــــــ

 

۲۹

۱۵۹۲

۵۰۷

 

۵۰۷ + ۱۵۹۲ + ۲۹ =۲۱۲۸=۱۹X ۱۱۲

۳۸)تكرار لا اله الا هو

جمع کل

مجموع شماره آیات

تعداد آیات

شماره سوره

۲۷۸۰۰

۲۷۶۷۵

۱۲۳

۲

۲۰۳۰۳

۲۰۱۰۰

۲۰۰

۳

ــــ

ــــ

ــــ

ــــ

۸۲۶۴

۸۱۲۸

۱۲۷

۹

ــــ

ــــ

ــــ

ــــ

۵۰۶

۴۰۶

۲۸

۷۲

۱۲۷

۴۵

۹

۷۳

ــــــــــ

ــــــــــ

ــــــــــ

ــــــــــ

۳۱۶۵۰۲ =( ۱۹X ۱۶۶۵۸)

     

۳۹) قانون بنفورد

log10 of 1 + 1/D

بر طبق قانون بنفورد قرآن به 9 گروه تقسیم می شود كه در زیر آمده كه 30 سوره با رقم 1 شروع می شوند و 17 سوره با رقم 2 و 11 سوره با رقم 4 و 7 سوره با رقم 7 و 12 سوره با رقم 3 و 14 سوره با رقم 5 و 8 سوره با رقم 7 و 10 سوره با رقم 8 شروع می شوند. كه جمع انها مصرب از 19 می باشد.

30×1+17×2+3×12+4×11+5×14+6×7+7×8+8×10+9×5=437=19×23

 

گروه اول شامل ۳۰ سوره

شماره سوره

4

5

6

9

10

11

12

16

17

18

شماره ایه

176

120

165

127

109

123

111

128

111

110

گروه یك

شماره سوره 

20

21

23

37

49

60

61

62

63

64

شماره ایه

135

112

118

182

18

13

14

11

11

18

گروه اول

 

65

66

82

86

87

91

93

96

100

101

شماره ایه

12

12

19

17

19

15

11

19

11

11

 

گروه دوم شامل ۱۷ سوره

شماره سوره

2

3

7

26

48

57

58

59

71

72

شماره ایه

286

200

206

227

29

29

22

24

28

28

گروه دوم

شماره سوره

73

81

84

85

88

90

92

شماره ایه

20

29

25

22

26

20

21

 

گروه ۳ شامل ۱۲ سوره

شماره سوره

31

32

45

46

47

67

76

83

89

103

108

110

شماره ایه

34

30

37

35

38

30

31

36

30

3

3

3

 

گروه چهار

شامل ۱۱ سوره

شماره سوره

13

35

50

52

70

75

78

79

80

106

112

شماره ایه

43

45

45

49

44

40

40

46

42

4

4


 

گروه پنج

شامل ۱۴ سوره

شماره سوره

14

34

41

42

44

54

68

69

74

77

97

105

111

113

شماره ایه

52

54

54

53

59

55

52

52

56

50

5

5

5

5


 

گروه شش

شامل ۷ سوره

شماره سوره

24

29

30

51

53

109

114

شماره ایه

64

69

60

60

62

6

6

 

گروه هفت

شامل ۸ سوره

شماره سوره

1

8

22

25

33

39

55

107

شماره ایه

7

75

78

77

73

75

78

7

 

گروه هشت

شامل ۱۰ سوره

شماره سوره 

28

36

38

40

43

94

95

98

99

102

شماره ایه 

88

83

88

85

89

8

8

8

8

8

گروه نه

شامل ۵ سوره

شماره سوره

15

19

27

56

104

شماره ایه

99

98

93

96

9

۴۰) 

 صفات (اسمهای) خدا که ارزش عددیشان مضربی از ١٩ است.

صفت خدا

ارزش عددی

اسم

١٩

الله

٢٦٩٨ (١٩*٣)

رحمن

٥٧ (١٩*٣)

رحیم

١١٤ (١٩*٦)

 

۴۱) تركیب شماره سوره و شماره بسم الله ایه

.

شماره سوره

شماره بسم الله آیه

شماره تركیب

١

١

١١

٢

٠

٢٠

٣

٠

٣٠

---

---

---

---

---

---

---

---

---

٨

٠

٨٠

١٠

٠

١٠٠

---

---

---

---

---

---

٢٧

٠

٢٧٠

٢٧

٣٠

٢٧٣٠

---

---

---

---

---

---

١١٢

٠

١١٢٠

١١٣

٠

١١٣٠

١١٤

٠

١١٤٠

TOTAL

٦٨١٩١ =١٩x٣٥٨٩

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 10:22  توسط رامین  | 

اتمسفر زمین، اعجاز طبیعی قرآن

وَجَعَلْنَا السَّمَاءَ سَقْفًا مَحْفُوظًا وَهُمْ عَنْ آیاتِهَا مُعْرِضُونَ (انبیاء/32)

و آسمان را سقفی محفوظ[بر فراز زمین]قرار دادیم، که اینان از نشانه‏های آن روی گردانند».

بر مبنای آیه یاد شده،آسمان، بر فراز زمین و حتی دیگر کرات نیز، چون سقفی مستحکم، سپری محافظ در برابر خطرات ناشی از سقوط یا برخورد شهاب سنگهای آتشین و نیز اشعه های مضر و کشنده کیهانی است.

اتسفر

یافته های علمی اخترشناسان قرن بیستم پرده از این راز گشوده است که بقای حیات در روی زمین برای انسانها، حیوانات و گیاهان، در گرو وجود پوشش هوایی مخصوصی است که بتواند با کارکردهایی چندگانه هم جلوی برخورد شهاب سنگها و تشعشعات مرگبار خورشید را گرفته و هم ضمن عبور پرتوهای بی خطر ولی حیاتی و نیز امواج رادیویی خورشید، دمای زمین را همواره متعادل نگاه دارد.

و این بعدیست از اعجاز طبیعی قران کریم و گواه صدقی بر حقانیت این کتاب آسمانی.

توضیح بیشتر اینکه «گرد زمین را پوشش هوایی ضخیمی فرا گرفته، که عمق آن به 350 کیلومترمی‏رسد. هوا از گازهای‏«نیتروژن‏»-به نسبت 03/78 درصد و«اکسیژن‏»به نسبت‏99/20 درصد و اکسید کربن به نسبت 04/0 درصد و بخار آب و گازهای دیگر به‏نسبت 94/0 درصد ترکیب یافته است. این پوشش هوایی با این حجم ضخیم و بااین نسبت‏های گازی فراهم شده در آن، هم چون سپری آسیب ناپذیر، زمین را دربر گرفته و آن را از گزند سنگ‏های آسمانی که به حد وفور (1) به سوی زمین می‏آیند و ازهمه اطراف، تهدیدی هولناک برای ساکنان زمین به شمار می‏روند، حفظ کرده ‏زندگی را بر ایشان امکان پذیر می‏سازد.

فضا انباشته از سنگ‏های پراکنده‏ای است که بر اثر از هم پاشیدگی ستاره‏های‏متلاشی شده به وجود آمده‏اند. از این سنگ‏ها به صورت مجموعه‏های بزرگ وفراوانی پیرامون خورشید در گردشند و روزانه تعداد زیادی از این سنگ‏ها موقع‏نزدیک شدن به کره زمین به وسیله نیروی جاذبه به سمت زمین کشیده می‏شوند. این‏سنگ‏ها برخی بزرگ و برخی کوچک و با سرعتی حدود(60-50) کیلومتر در ثانیه‏به سوی زمین فرود می‏آیند، که سرعتی فوق العاده است. ولی هنگامی که وارد لایه‏هوایی می‏شوند در اثر سرعت زیاد و اصطکاک فوق العاده با ذرات هوا، داغ شده شعله‏ور می‏شوند و در حال سوختن یک خط نوری ممتد به دنبال خود ترسیم‏می‏کنند و به سرعت محو و نابود می‏شوند که به نام شهاب سنگ شناخته شده‏اند.

برخی از این سنگ پرتاب‏ها آن اندازه بزرگ‏اند، که از لایه هوایی گذشته، مقداری ازآن به صورت سنگ‏های سوخته با صدای هولناکی به زمین اصابت می‏کند.

این خود از آثار رحمت الهی است که ساکنان زمین را از آسیب پرتاب‏های‏آسمانی فراوان در امان داشته و پوششی بس ضخیم آنان را از گزند آفات‏گرداگردشان محفوظ داشته است که اگر چنین نبود، امکان حیات بر روی کره زمین‏میسر نبود. به علاوه در مورد پوشش اطراف زمین وجود لایه ازن از اهمیت‏بالایی‏برخوردار است. این لایه که در اثر رعد و برق به وجود می‏آید، زمین را در برابرپرتوهای مضر کیهانی محافظت می‏کند. اگر این لایه نبود حیات روی زمین ممکن‏نمی‏شد. که تفصیل آن در جای خود آورده شده است. پس همواره باید گفت:

...سُبْحَانَ الَّذِی سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَمَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِینَ (زخرف/13).»

پاک و منزه است کسی که این را مسخر ما ساخت، وگرنه ما توانایی تسخیر آن را نداشتیم »(2)

................................................................................................

البته در اینجا احتمال دیگری نیز می تواند مطرح باشد و آن اینکه «شاید مراد از محفوظ بودن آسمان، حفاظت آسمان‏ها از آمد و رفت شیطان‏ها باشد، چنانكه در جاى دیگر مى‏فرماید:

« وَحَفِظْنَاهَا مِنْ كُلِّ شَیطَانٍ رَجِیمٍ »

منبع وبلاگ:پایگاه مقاومت محمد الرسول الله (ص)

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 17:48  توسط رامین  | 

سيستم خود دفاعي مورچه كشف معجزه اي جديد در قرآن كريم

منبع:اعجازهای قرآن

سيستم خود دفاعي مورچه كشف معجزه اي جديد در قرآن كريم

نوشته: مجدي عبد الشافي

در كنار معجزات كلامي قرآن، كه محمد صل الله عليه و آله به واسطه آن مشركان را به مبارزه طلبيد و از آن ها خواست كه يك آيه مانند آن بياورند و آن ها نتوانستند، قرآن كريم دربرگيرنده معجزات علمي زيادي است كه خداوند براي محمد آن ها را بيش از هزار سال پيش آشكار كرد.اين معجزات امروزه كشف شده اند و باعث تقويت ايمان ايمان آورندگان شده است و اثباتي براي الهي بودن قرآن كريم است. خانم Wadea Omranyكشف جديدي علمي در قرآن كرده است. ايشان مي گويند

كه ما در سوره نمل آيه 18كشف جديد علمي كرده ايم. اين معجزه جديد چيزي است كه مورچه در آيه 18 گفت و علم امروز نحوه ارتباط مورچه ها با يكديگر را كشف كرد خصوصا زماني كه يك خطر محل زندگي مورچه ها را تهديد مي كند.

ما تلاش مي كنيم جملاتي كه مورچه در قرآن كريم به زبان آورد را توضيح دهيم و سعي مي كنيم آنچه را كه او گفت با كشفيات جديد علمي ربط دهيم و مدرك پيشي گرفتن قرآن كريم به علم امروزي را رو مي كنيم كه  اين حقايق را بيش از هزار سال پيش بيان كرد.

خداوند در سوره نمل آيه 18 مي فرمايد:} حَتَّى إِذَا أَتَوْا عَلَى وَادِ النَّمْلِ قَالَتْ نَمْلَةٌ يَا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَسَاكِنَكُمْ لَا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمَانُ وَجُنُودُهُ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ{ "تا چون به دره مورچه ها رسيدند، مورچه اي گفت: اي مورچه ها به لانه هايتان وارد شويد‌، مبادا سليمان و لشگرش پايمالتان كنند و خود آگاه نباشند."

در آيه بالا مورچه خطر قريب الوقوعي كه در كمين مورچه ها است را در طي چهار مرحله متوالي به شرح زير مي گويد:

1- "اي مورچه ها" اين اولين اعلام خطري است كه توسط مورچه داده مي شود تا توجه ديگر مورچه ها را به سرعت جلب كند. مورچه هاي ديگر با گرفتن اين پيام صبر مي كنند تا ديگر پيام ها را توسط همان مورچه دريافت كنند.

2- "به لانه ايتان وارد شويد‌" در اين جا گوينده پيام، جملاتش را با ديگر پيام ها ادامه مي دهد و به مورچه هاي ديگر مي كويد كه چه كار بايد بكنند. ما اين رابطه را كه توسط علم امروزي كشف شده در قسمت دوم اين نوشته مي بينيم ( كه در ارتباطات بين مورچه ها است.)

3- " مبادا سليمان و لشگرش پايمالتان كنند" در اين جمله مورچه دليل اين خطر را به مخاطب خود مي گويد و اين آن چيزي است كه ما امروزه توسط بررسي علمي اثبات مي كنيم.

4- "و خود آگاه نباشند" مورچه ها، به عنوان عكس العملي در مقابل خطر قبلي، يك نوع دفاع مشخصي از خود بروز مي دهند. در اين چند جمله آخري،مورچه به مخاطبان خود مي گويد كه به منبع خطر حمله نكنيد زيرا خطر از يك دشمن واقعي نيست- زيرا سليمان و همراهانش از وجود لانه مورچه ها در سر راه خود خبر ندارند و قصد حمله به آن را نيز ندارند بنابراين مورچه ها آن ها را خطر واقعي نمي دانند.

در كلمات آخر، مورچه پيام رسان، همراهانش را از رسيدن سليمان با خبر كرد و اين چيزي است كه ما به صورت علمي و از طريق بررسي رمز هاي شيميايي ارتباطي مورچه ها توضيح مي دهيم.

ما ترتيب دستورات مورچه ها را كه به چهار مرحله تقسيم مي شد- چهار مرحله شامل عبارات ها و علامت ها- نشان داديم. علم در اين زمينه چه مي گويد؟ اين مقاله را بخوانيد:

مورچه ها از ارتباط شيميايي در موقعيت هاي اخطار و دفاعي و همچنين زماني كه تبادل سريع اطلاعات نياز باشد و نيز زماني كه با خطري مواجه باشند استفاده مي كنند.

اين اخطار معمولا توسط صدور علامت هاي شيميايي دفاعي مشخص مي شود. غده هاي دفاعي مسئول ايفاي نقش اخطار و دفاع هستند. به عنوان مثال مورچه استراليايي رادر نظر بگيريد. وقتي اين مورچه ها با خطر مواجه مي شوند، قطرات كوچكي را از غده دفاعي خود ترشح مي كنند – اين يك فرمان براي ديگر مورچه ها است تا فرار كنند و با شاخك هاي خود ارتعاشي ايجاد كنند كه به معناي قرار گيري در موقعيت خطر است.

اولين ماده كه توسط مورچه ها شناسايي مي شود aldehyde  hexanal است و باعث جلب توجه و علاقه آن ها مي شود.در نتيجه شاخك هاي خود را تكان مي دهند و بالا مي برند تا ديگر بوها را نيز بگيرند.

وقتي كه آن ها hexanol( اولين پيغام به شكل الكل بود) را دريافت مي كنند موقعيت خطر به خود مي گيرند و در تمامي جهت ها مي دوند تا منبع مشكل را پيدا كنند. زماني كه undécanoneدريافت كنند، مورچه ها را به سمت منبع خطر مي برد و آن ها را تحريك مي كند تا تمام اشيا خارجي را گاز بگيرند. سپس در نهايت وقتي كه به هدف نزديك تر مي شوند butyloctenalرا تشخيص مي دهند كه پرخاشگري و آمادگي آن ها را براي قرباني كردن خود افزايش مي دهد. 

اين مقاله مي گويد كه ارتباط شيميايي مهم ترين روش ارتباط در زمان خطر و گزارش دادن اين خطر است. در اين فرايند مورچه ها انواع مختلف اين مواد كه هر كدام رمز تفاوتي دارد و بيانگر نوع خاصي از صحبت كردن است را استفاده مي كنند. اگر انتشار موادي كه توسط مورچه اي كه آن خطر را اعلام كرد تعقيب كنيم مي بينيم كه كاري مي باشد كه مورچه مورد اشاره در آيه 18 سوره نمل آن را انجام داده.

موادي كه مورچه در موقعيت هايي مثل اين از بدن خود ترشح مي كند به چهار دسته تقسيم مي شوند كه هركدام زبان و علامت مخصوص به خود را دارند.

مراحل پي در پي عكس العمل مورچه ها:

aldéhyde  hexanalاولين ماده شيميايي است كه مورچه در صورت احساس خطر از خود ترشح مي كند. و آن را مي توان به عنوان آژير خطر دانست. مورچه ها با دريافت اين ماده شروع به جمع شدن در يك نقطه مي كنند و منتظر رسيدن بقيه علامت ها مي شوند و اين شبيه اولين مرحله است كه توسط مورچه در جمله "اي مورچه ها"گفته شد.

سپس مورچه دومين ماده شييايي hexanol""را ترشح مي كند.

با دريافت اين ماده مورچه ها شروع به دويدن در تمامي جهت ها مي كنند تا منبع اين ماده را پيدا كنند. مورچه اي كه ماده شيميايي را ترشح مي كند بايد مسيري را كه بقيه مورچه ها بايد از آن كنار بروند را معين كند و اين كاري است كه مورچه حضرت سليمان انجام داد و از بقيه مورچه ها خواست كه وارد لانه هايشان بشوند و گفت: "به لانه هايتان وارد شويد‌"و اين دستوري از گوينده است و به بقيه مي گويد كه به طرف لانه هايشان بروند. بنابراين بايد مسير را مشخص كرده باشد و اين شبيه هدايت مورچه ها مي باشد.

Undécanone سومين ماده اي است كه مورچه ترشح مي كند. اين ماده نشان دهنده عامل خطر است و چيزي كه مورچه در سومين عبارت گفت" مبادا سليمان و لشگرش پايمالتان كنند" مي بينيد كه چه قدر مطابقت و سازگاري دارد؟ در اين مرحله مورچه ها آماده مواجه با خطر مي شوند. پس ماده چهارم چه مي شود؟

Amagnified picture of the head of an ant holding a piece of wood , see God's doing who perfected the doing of all things

در مرحله چهارم مورچه اخطار دهنده ماده شيميايي مخصوصي را ترشح مي كند كه butylocténalنام دارد. توسط اين ماده گوينده دستور دفاع مي دهد و نوع دفاع را تعيين مي كند. بنابر اين در عبارت آخر مي گويد" و خود آگاه نباشند" با اين كار مورچه از وارد شدن بقيه مورچه ها به مرحله حمله جلوگيري مي كند كه مي توانست منجر به مرگ شود.

در اين جا حضرت سليمان خنده اي از روي محبت و شكر مي كند گويي كه او اين مورچه ها را آرام كرده است و اين كه او گفته است به مورچه ها كه لازم نيست نگران باشند و آن حضرت  آن ها را ديده است و با آن ها مهربان مي باشد و به آن ها صدمه اي نمي رساند.

حال اجازه دهيد خلاصه مطالب را برايتان بگويم:

"تا چون به دره مورچه ها رسيدند، مورچه اي گفت: اي مورچه ها به لانه ايتان وارد شويد‌، مبادا سليمان و لشگرش پايمالتان كنند و خود آگاه نباشند."

يكي از مورچه ها مي گويد اي مورچه ها

Hexanal 

به لانه هايتان وارد شويد

hexanol 

مبادا سليمان و لشگرش پايمالتان كنند

undécanone 

و خود آگاه نباشند

 

butylocténal 

و حالا كافران و افراد شكاك بعد از پي بردن به اين قضيه كه علم آنرا ثابت كرده چگونه مي توانند در مورد معجزه بودن قرآن كريم شك كنند. اين حقايق بيش از هزار سال پيش در قرآن آمده است.

خدايي جز تو نيست، تو منزهي و من گمراه بودم.

برگردان: به فارسي احسان اشرفي: ca_ehsan@yahoo.com 

بعضي از مراجع:

http://20gp.ovh.net/amiif/com.htm

 http://www.55a.net/firas/arabic/?page=show_det&id=1289&select_page=5
http://membres.lycos.fr/dmouli/anatomie.html

اميدوارم اين نوع هنر را در خدمت دعوت به خداوند به كار گيرم و با استفاده از طرح هايم حقايق اسلام را بيان كنم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 22:43  توسط رامین  | 

قرآن وپيدايش جهان

قرآن وپیدایش جهان

از هارون یحیى

اعجاز علمی قرآن به مطالب و اسرار علمیگفته می ‌شود كه در قرآن کریم ذکر شده و در عصر نزول قرآن برای انسانها ناشناخته بوده و پس از پیشرفت علوم در قرن های اخیر اکتشاف شده است. هر چند تفسیر علمی قرآن كریم سابقه‌ای هزار چهارصدساله دارد، ولی ادعای اعجاز علمی قرآن در دو قرن اخیر مطرح شده است. در این دوره برخی از كشفیات علوم تجربی توسط دانشمندان بر آیات قران منطبق شده و صحت و اتقان این كتاب الهی بیش از پیش به اثبات رسیده است. در قرآن كریم آیات بسیاری است كه انسان را به تفكر در آفرینش آسمان و خورشید و ماه و ستارگان و زمین و كوهها و دریاها ونباتات و حیوانات و انسان دعوت می كند و نظام شگفت آوری را كه در هر یك از انواع  حكومت می كند، گوش زد می فرماید .{ ثمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء وَهِیَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ اِئْتِیَا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قَالَتَا أَتَیْنَا طَائِعِینَ} [فصلت : 11] سپس ارادۀآفرینش آسمان کرد،در حالی که دود( گونه،وبه شکل سحابیها در گسترۀفضای بی انتهاء پراگنده) بود. به آسمان وزمین فرمود: چه بخواهید وچه نخواهید پدید آئید گفتند: فرمانبردارانه پدید آمدیم.

(درتصویر زیر ستاره ای جدید را در حال شکل گیری از گاز و غبار, از بقایای گازی که منشاء پیدایش کل جهان بوده است نشان می دهد.)

پیدایش جهان:

جهان در ابـتدا ابر بوده که شامل دود و گاز و غبار و برخی عناصر بوده، و در فضای منظومه شمسی پراگنده بوده است. بعد بادی که ظاهراً مـوج ناشی از انـفـجار سـتـاره ای بـوده ابعاد و جوانب آن را بهم آورده  و مـنـظـومـه شـمـسی بصورت یک دیسک در آمده بوده که بدور خود می چرخیده است. بعد در قـسـمـت مرکزی آن ابر که کلفـت تر بوده، نـیروی جاذبه مـواد بیشتری را جـذب نـمـوده و در آن ناحیه متراکم گرمای لازم برای ایجاد واکنشهای هسته ای فراهم گشته و خـورشـیـد شکـل گرفـتـه است. و در اطراف آن حـلـقـه هـای دیگری از گاز و غـیره به چرخش در آمده که رفـته رفـته به کره های بزرگتری تبدیل شده اند که همان سیارات را منظومه شمسی می نامند، وطریقه تکوین منظومه شمسی چنین است قطعات گاز و غباری كه گرداگرد خورشید را هاله‌وار، فرا گرفته بود از هم پاشید و هر پاره از آن به صورت گردابی درآمد. هر گرداب مسیری جداگانه داشت و در آن مسیر به دور خورشید می‌گردید. در گردابهای نزدیك به خورشید گرما و در گردابهای دوردست سرما حكم می كرد. همانطور كه میدانیم پیدایش كائنات براى انسان یك نادانسته بود وانسان مى خواست بداند كه این پیدایش از كجا شروع شد.آیا به صورت یك نواخت بوده و همین گونه نیز ادامه دارد یا نه؟ چنان كه برخى اعتقاد داشته اند كه كائنات همین ساختار را داشته و بدون تغییر باقى مى ماند. خب نتیجه اینكه نظریه هاى مختلفى در این رابطه وجود داشت و نظریه پردازیهاى زیادى مى شد. یكى از این نظریه ها كه حدود چهل سال قبل ارائه شد انفجار بزرگ نام داشت كه توانست به خیلى از ابهامات پاسخ بدهد. این نظریه، آغاز كائنات را از یك هسته اتم در فضا و زمان صفر مى داند زیرا آن هنگام هنوز فضا وزمان آغاز نشده بود. تصور بكنید كه تمام كائنات در یك هسته اتم یاحتى كوچكتر از آن جاى داشت و در یك لحظه این فضا و زمان آغاز مى شود یعنى اینكه یك انفجار بزرگ كه حاصل گرانش شدید ناشى از فشردگى بوده، شروع شد

حتی کودکان ونیز آنان که عامی هستند هم در مورد انفجار بزرگ کمابیش اطلاعاتی دارند. می دانیم تمامی جهان پس از انفجار بزرگ بوجود آمده و از آن زمان تا کنون همچنان در حال انبساط است.حقیقتاً نیز دستگاه آفرینش و نظامی كه فعالیتهای گوناگون جهان را به سوی هدفهای آفرینش و آرمانهای هستی پیش می راند بسیار شگفت آور و حیرت بخش است خداوند متعال می فرماید:{ أَوَلَمْ یَرَ الَّذِینَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقاً فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء كُلَّ شَیْءٍ حَیٍّ أَفَلَا یُؤْمِنُونَ} [الأنبیاء : 30] آیا کافران نمی بینند که آسمانها وزمین بهم متصل بوده وسپس آنهارا از هم جدا ساخته ایم وهر چیز زنده ای را از آب آفریده ایم. آیا ایمان نمی آورند؟.

مرحله رتق وفتق:در مورد " رتق " و "قتق " كه دراینآیه مباركه به كار رفته در اصل به معنی " پیوستگی و "جدایی" است. بعضی همان معنی بالا را بر گزیده اند كه زمین و آسمان در آغاز خلقت ، به صورت توده واحد عظیمی از بخار وگاز سوزان كه بر اثر انفجارات درونی و حركت به دور خود تدریجاً تجزیه شده و كواكب وستارگان ،از جمله منظومه شمسی به وجود آمد ،بعضی دیگر ان را اشاره به یكنواخت بودن مواد جهان می دانند كه چنان در آغاز درهم فرو رفته بود كه به صورت ماده واحدی خود نمایی می كرد ، اما با گذشت زمان مواد از هم جدا شدند وتركیبات تازه ای آشكار گشت . در آیه فوق خدای بزرگبه انفجار اولیه ای که بااراده او باعث ایجاد اسمانها و زمین شد اشاره می فرماید. چگونه در زمانی که هیچگونه دانشی بجز خرافات درمورد نحوه بوجود آمدن کائنات وجود نداشت میتوان تصورنمود که بشری یکی از بزرگترین اکتشافات قرن بیستم رابرجهان آشکارسازد؟ نه هر گز 

این آیه كلام یک انسان نبود که صفحه ای از قرآن عظیم را زینت داد.  قرآن بجز کلام آن دانایبی ابتدا و بی انتها نیست. در این آیهدرباره آفرینش جهان و موجودات زنده اشاره شده است. جهان در آغاز به صورت گاز و دود بود. آغاز آفرینش موجودات زنده از آب است. گرچه درباره كیفیت پیدایش جهان ونحوه آن فرضیات مختلفی وجود دارد كه از حدود فرضیه تجاوز نمی كند ،ولی با توجه به مطالعاتی كه روی

كهكشانها ومنظومه هایی كه در حال پیدایش وشكل گیری هستند به عمل آمده ثابت است كه چنانکه دانستیم جهان در آغاز به شكل توده گازی ابر مانند فشرده ای بود كه بر اثر گردش به دور خود ،پارچه هایاز آن جدا شده وبه اطراف پراگنده گشته است واین پارچه ها تدریجاً سرد شده و به شكل مایع و در موارد زیادی به صورت جامد در آمده ، و تشكیل كرات مسكونی وغیر مسكونی را داده است، واین انبساط جهان به قدرى شدید رخ داده است كه از اندازه كوچكتر از یك هسته اتم در یك لحظه به اندازه كره زمین بزرگ مى شده، یعنى انبساط و تورم بعد از بیگ بنگ شروع شده بود اما هنوز كهكشانها به وجودنیامده بودند. نور آغاز كائنات بود سپس بعداز نور، ماده ایجاد شد و شاید بعد از دو میلیارد سال از انفجار بزرگ كهكشانها شكل گرفتند و خورشید ما یكى از ذرات كوچك آنهاست.مراقبت دانشمندان نجومیدر مورد " سحابیها" ، این مسأله را كه در دنیا در آغاز به شكل توده گاز دود مانندی بوده،به عنوان یك نظریه قطعی معرفی می كند ، این چیزی است كه محافل عملی جهان ،آن را پذیرفته اند .

درنخستین آیه فوق خواندیم كه{كَانَتَا رَتْقاً...آسمانها درآغاز مانند دود بودند"  هماهنگی این آیه با اكتشافات دانشمندان كه چندان از اكتشافات آنها وقتى نمی گذرد نشانه ای ازاعجازعلمی قرآن می باشد كه پرده ازروی تفكیریكه درعصرنزول قران كاملاً ناشناخته بوده است برمی دارد .واین آیه مبارکه نیز سخن به هم پیوستگی جهان درآغاز امر وسپس جدا شدن اجزای آن ازیكدیگرمی گوید.پیدایش موجودات زنده اعم از گیاهی وحیوانی در نخستین بار از آب اوقیانوسها نیز، امروز یك نظریه معروف علمی است .

 

موقع انفجار و فرو پاشی ستارگان گازها و موجهای حاصله ترکیبی بسیار زیبا بمانند گل رز ایجاد می کنند.

  

 

پند: آیا ایمان نمی آورید؟

درخلقت کون از برای اهل ایمان آیه هاونشانه هایی است كه آنانرا به سوی توحید رهبری می نماید و در آفرینش خودتان و این همه جنبندگان كه در زمین پراگنده می باشند علائم و آثاری است كه ارباب یقین را به یکتا پرستی حق می رساند و در اختلافاتی كه شب  و روز پیدا می كنند ودر نتیجه گاهی با هم برابر و گاهی از یكدیگر درازتر و كوتاه تر و گرمتر و سردتر می شوند.

المصدر:1. David Filkin, Stephen Hawking's Universe:The Cosmos Explained, Basic Books, October 1998, pp. 85-86
2. Stephen Hawking's A Brief History of Time A Reader's Companion (Edited by Stephen Hawking; prepared by Gene Stone), New York, Bantam Books, 1982, p. 62-63
3. Henry Margenau, Roy Abraham Vargesse, Cosmos, Bios, Theos, La Salla IL: Open Court Publishing, 1992, p. 241
4. H. P. Lipson, "A Physicist Looks at Evolution", Physics Bulletin, vol. 138, 1980, p. 138

Taskin Tuna, Uzayin Sirlari (The Secrets of Space), Bogaziçi Yayinlari, p.185
6. Colin A. Ronan, The Universe Explained, The Earth-Dwellers's Guide to the Mysteries of Space, Henry Holt and Company, pp. 178-179
7. Taskin Tuna, Uzayin Sirlari (The Secrets of Space), Bogaziçi Yayinlari, p.186
8.Steven Weinberg, The First Three Minutes, A Modern View of the Origin of the Universe, Basic Books, June 1993, p. 87
9.Stephen W. Hawking, A Brief History of Time, Bantam Books, April 1988, p. 121
10. Hugh Ross, The Creator and the Cosmos, How Greatest Scientific Discoveries of the Century Reveal God,

منبع:اعجازهای قرآن

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 20:49  توسط رامین  | 

اعجاز قرآن کریم در کوهها

اعجاز در كوهها

کوهـهـا مانند ابـرهـا در حركت مى باشند

بقلم الشيخ عبد المجيد الزنداني

{وترى الجبال تحسبها جامدة وهى تمر مر السحاب} سورة النمل [88]

" هنگامى که به کوهها نگاه مى کنى، فکر مى کنى که آنها بر جاى خود ايستاده اند. اما آنها مانند ابرها حرکت مى کنند. چنين است ساخته خدا، که همه چيز را تکميل کرد. او کاملا ً از تمام اعمالتان آگاه است. چرا كه كوهها بخشى از كره زمين بوده وكره زمين به دور خود وبه دور خورشيد ميگردد ، با طور منظم ."مُرور": در اصل بمعنی: آمدن و گذشتن و رفتن است، و در معنی ضمنی خود بمعنی: سپری شدن يا نمودن است. و در آيه منظور از آمدن و رفتن و درگذشتن يا سپری

 شدن: متولد شدن و زندگی نمودن و مردن است.نکته آيه: کوهها مانند ابرها سپری می شوند: 

با تابش خورشيد به درياها و اقـيانوسها و آبهای سطح زمين، آب بخار میشود و به جو می رود. بعد ابر شکـل می گيرد و در بارش آب مجدداً به زمين برمی گردد. اين روند و فرايند هميشگی تولد و زندگیو مرگابرها است.کوهـها يا بر اثر فـشار درونی زمين به بالا شکل می گيرند، يا بر اثر فشار به بالا در جائی و کشش به پائـيـندر جای ديگرشـکـل می گيرند، يا بر اثر برخورد دو لايه زمين و چين خوردن زمين، و يا بـر اثر آتشفشان ايجاد می شوند، و ضمن  صدها هزار و ميليونها سال بر اثر عوامل فرسايشخرد شده و به دشتها و درياها برده می شوند واز آنها چيزی نماندهو با زمين يکسان می شـوند و کوهـهـای جـديـد ديگـری در جـاهـای ديگر ايجاد می شود. و يا همزمان با فرسوده شدنو بين رفتن آنها از بالا و از بيرون، فـشار درون زمينی پـيـوسـتـه آنـها را بلند می کند. اين روند و فرايند زندگی کوهها مانند روند و فرايند زندگی ابرها است. و به اين شکل کوهـهـا کـه بـه گـمـان ما "ثابت، استوار و پابرجا" هستند مانند ابرها "سپری" می شوند.ميخ واری کوهها در زمین{ والجبال أوتاداً } سورة النبأ [ 7]" و آيا ما کوهها را ميخ وار نگردانيديم"؟ "اوتاداً": تشبيه بليغ است، بمعني: کالأوتاد، بمعنی: مانند وتد. «اوتاد» جمع وَتـَد و وَتِد است، بمعنی:  تکه چوب يا فلز ميخ مانندی که بخش بزرگتر آن در زمين يا ديوار کوبيده می شود و بخش کوچکتری از آن بيرون می ماند. (بيشتر برای بستن طناب چادر مورد استفاده قرار می گيرد). نکته آيه: کوهها مانند وتد می مانند: کوههای سنگی بخش بيشترشان در درون زمين است و بخش کمتری از آنها بيرون از زمين. آنچه ما از اين کوهها می بينيم در واقع بخش بالائی آنهاست. و اين دانش البته با قياسهای جاذبه ای در بلنديها و پائينيهای زمين بدست می آيد. لايه بيرونی زمين که روی آن زندگی ميکنيم و قاره ها و اقيانوسها را در بر ميگيرد و در جائی از آن کوه و در جائی ديگر آن دشت است از تعدادی صفحه های بزرگ و کوچک تشکيل شده که در سمت و سوهای گوناگون در حرکت هستند. کوههای سنگی توازن و تعادل و يکپارچگی اين صفحه های در حال حرکت را حفظ می کند. و به اين ترتيب کوههای سنگی هم از نظر شکل مانند وتد می مانند و هم از نظر کارکرد. نقش کوهها در عدم شیب دار شدن زمين { والقى فى الأرض رواسي أن تميد بكم سورة نحل} [15]و در زمين کوههائی درست کرد تا زير شما شیب پیدا نکند! قـشـر سطح زمين از تعدادی لايه های کوچ و بزرگ جدا از هم تشکيل شده که پيش از اين آنها را ديديم. اين لايه ها که در حرکت می باشند، در جاهـائی يکی از آنها زير ديگری می رود. بخشی از لايه ای که زير لايه ديگر می رود به مواد مذاب درون زمين می رسد و ذوب می شـود. با تنگ شدن عـرصه آتشـفـشـان ايجاد می شود و مواد بيرون ريخته می شود و کوه ايجاد می کند، و همینطور لایه ای که بالای لایه دیگر قرار می گیرد و به بالا حرکت می کند، به شکلی که در تصویر می بینیم چین بر میدارد و رفته رفته چینها بزرگ می شوند و به کوه تبدیل می شوند،  که اگر چنين نمی شد در ادامه رفـتن لايه ای زير لايه ديگر، لايه بالائی بالا و بـالاتر می آمد و سطح زمـيـن در مـنطقه مزبور شیب پیدا می کرد.  همينطـور اگر برخورد دو لايه سريع اتفاق بيفتد نيز به شکلی که در تصویر می بینیم زمین چین می خورد و رشته کوه درست می شود. که اگر چنين امکانی وجود نمی داشت نيز منجر به بالا رفتن لايه ای و به زير رفـتـن لايه ديگر می شد که در نـتيجه منجر به تمايل و شیب دار شدن سطح زمين می شد و خانه ها مايل می شدند. نقش کوههای بلند بالا در رسيدن باران و آب به مردم در جهان { وجعلنا فيها رواسي شامخات واسقينا كم ماءاً فرتا }مرسلات [27} "و در آن ( در زمين)کوههای بلند بالا قرار داديم و آب گوارائی را به شما نوشانديم"! "رَوَاسِی": جمع رَاسِيَة است بمعنی: چيزی که بخشی از آن در زمين فرو رفته و استوار و پابرجا است. معانی دوم: ديگ بزرگی که در زمين يا چيز ديگری کاشته می شود و جابجا نمی شود ـــ کوه ــ لنگر. «شَامِخَات»: جمع شامِخْ، بمعنی: چيز بالا بلندِ پر ابهت و عظمت و ثمر بخش. توزيع بارندگی در سطح جهانی به کمک بادها صورت می گيرد. وسلسله کوههای بلند بالا نقـش اصلی را در روند و فرايند بادها بازی می کنند. در تصوير جريان بادها که کوهها عامل آن هـسـتـنـد را می بينيم. کـوهـهـا جـريان بـادهـا را بـه چندينناحيه بزرگ تـقـسيم می کنند که نقطه آغاز آنها نواحی زير استوائی دارای فشار بالا در درياها میباشد. بزرگترين آن آتلانتيک شمالی است که 75 ميليون کيلومتر مربع زمين را آب می دهـد. همينطور بخار برخاسته از آبهای زمين با کوههای بلند بالا برخورد می کند و چنانچه کوه سرد باشد بخارها جمع شده و به جريانهای آب تبديل می شوند و سرچشمه آب رسانی به مناطق ديگر می شوند. همينطور کوههای بلند بالا بادها را مجبور می کنند که رو به بالا بوزند. و چنانچه بادها سرد بوده و بخار آب با خود داشته باشند، بخار متراکم شده و ابر تشکيل می دهد و می بارد. و به اين ترتيب چنانکه آيه مطرح نموده کوههای بلند بالا در رسيدن آب و باران به مردم نقش دارند. درآمدن برخی از کوهها از زير زمين. {الم تر أنّ الله أنزل من السماء ماءً فأخرجنا به ثمرات مختلفاً ألوانها ، ومن الجبال جدد بيضُ وحمرُ مختلف ألوانها وغرابيب سود} سوره فاطر [27]

 

 

"آيا نمی توانی ببينی: خدا از ابر باران پائين می آورد پس

از آنثمرهائی را با آن درمی آوريم با رنگهـای گوناگون، و از کوههاکوههای سفيد راه راهی، وسرخ با رنگهای گوناگون، و سياهِ سياه را درمی آوريم". نکته آيه: کوههای سفيد راه راهی و کوههای سرخ با رنگهای گوناگون (يعنی سرخ بدرجات مختلف) و کوههای سياه سياه (يعنی سياه يکنواخت) از زمين در می آيند: کوههای سفيد راه راهی: کوههای سفيد راه راهی کوههای رسوبی هستند. اين کوهها چگونه تشکيل می شوند و چگونه از زمين بيرون می آيند؟ هنگاميکه باران می بارد جريان آب سنگ و خاک و گياه و پيکر حيوانات و هر چيزی که در مسير آن باشد را با خود بر می دارد و می برد. رفته رفته با کم شدن سرعت جريان آب، آنچه آب با خود برداشته رفته رفته در بستر رودخانه و پيچ و خمهای آن نشست می کند و يا به انتهای رودخانه که ساحل دريا باشد برده می شود و آنجا نشست می کند، و از آنچه نشست می کند يک لايه رسوبی برجای می ماند. هر سال يک لايه جديدی روی لايه قديمی درست می شود. با گذشت زمان و تکرار شدن اين کار لايه های زيادی از رسوبات روی هم جمع می شوند. و پس از آن فشار درونی زمين، زمين را در آن منطقه بلند می کند. با بلند شدن زمين آن لايه هائی که در ضمن هزاران سال و ميليونها سال رفته رفته روی هم دفن شده بودند از زمين بيرون زده می شوند کوههای سرخ با رنگهای گوناگون (يعنی سرخ بدرجات مختلف):کوههائی که رنگ آنها سرخ است کوههائی هستند که عنصر آهن در آنها از عناصر ديگر بيشتر است و آهن نيز در در اثر آب و رطوبت اکسيده می شود و رنگ سرخی بخود می گيرد. از آنجا که عنصر آهن در همه جای آنها يکسان نيست ميزان اکسيده شدن و در نتيجه ميزان سرخ شدن و سرخ بودن آنها در همه جايشان نيز يکسان نيست. اين نوع کوهها نيز بر اثر فشار درونی زمين از زمين بيرون می آيند.کوههای سياه سياه (يعنی سياه يکنواخت): در ميان کوههای سياه که به کوههای آتشفشانی معروفند نيز کوههائی هستند که از زير زمين در می آيند.کوههای سياهی که در تصوير می بينيم بر اثر فشار درونی زميناز درون زمين بيرون زده و پيوسته تحت فشارنيروی درونی زمين بلند و بلند تر می شوند.کسانی می گفـته اند که: وقتی ما مرديم و در زمين گم و گـور شـديـم ديگـر درآوردن و زنـده نمودن ما غير ممکن است. آيه خطاب به آنها: "در آوردن کوهها پس از رفتن آنها در زمينيا بودن آنها در زمين" را استدلال آورده است.درست شدن کـوه از سـطـح زمـيـن {وجعل فيها رواسي من فوقها} سورة فصلت [10]"و در زمين از بالای آن (از سطح آن) کوهها درست کرد.به دو شکل از سطح زمين کوه درست می شود: ــ با بلند شدن سطح زمين:وقـتی مواد مذاب درون زمين راهی به بيرون پيدا نمی کند تا بشکل آتشفشان بيرون بزند، قـشر بالائی زمين را رفـته رفـته بلند می کند و کوه درست می شود.ـ با چين خوردن سطح زمين:بر اثر حرکت قـشـرهـای سطح زمين و برخورد آنها با هم و رفتن يکی زير ديگری، سطح زمين چين می خورد و چين ها رفـته رفـته به شکلی که در تصوير می بينيم از حالت افـقی به حالت عمودی در می آيند و کوه درست میشود.

 المراجع: www.55a.net

منبع:اعجازهای قرآن

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 20:59  توسط رامین  | 

حقایق جدید در باره ی مگس

منبع:اعجازهای قرآن

نويسنده : عبد الدائم الكحيل

برگردان: سمية تاج الدين

سالها پیش یکی از ملحدان گفته است که ای مسلمانان چگونه راست می پندارید مگسی که بیماریها را حمل می کند در آن شفا باشد؟ این مسئله غیر منطقی است و انسان عاقل آنرا نمی پذیرد.

دانستم چگونه به او پاسخ گویم. چرا که سرشت ملحد سرشتی مادی است که به عالم غیب ایمان نمی آورد، بلکه دلایل مادی ملموس می خواهد . او تجاربی را که مسلمانان به دست آورده اند، نمی داند. بنابراین چاره ای نیست که حقایق جدید درباره مگس را که غربیها آنرا به دست آورده و کشف کره اند، بیان کنیم

کسب تجربه از اوایل قرن بیستم جهت استفاده از پادزهر حشرات آغاز شد . خانم دکتر "جوآن کلارک" در استرالیا از غربیهایی بود که به این مسئله اهتمام ورزید و در اثر تجربه فهمید که در سطح خارجی مگس پادزهر وجود دارد که برخی از امراض و بیماریها را معالجه می کند، بنابراین اذعان داشت  که در مگس شفا وجود دارد.

هر کسی در این زمینه نظری ارائه کرد. اما کسب تجربه همچنان ادامه داشت تا اینکه تعدادی از اندیشمندان بحثهایی در این زمینه مطرح کردند و فهمیدند که مگسی که بیشتر بیماریها را حمل می کند، بیشترین پادزهر را که منجر به شفای بیماریها می شود، نیز حمل می کند؛ به گونه ای که ناقل امراضی که حمل می کند، نیست.

وجود این مسئله امری منطقی است، زیرا مگس باکتریهای مضر زیادی در جسمش حمل می کند تا بتواند به زندگی ادامه دهد؛ بنابراین باید که مواد ضد این باکتریها را نیز حمل کند و این مواد را که خداوند افزایش داده برای این است تا برخورد با ویروسها و بیماریها با او جلوگیری کند.

محققان می گویند: مگس انواع زیادی از باکتری، ویروسها و میکروبهای بیماری زا را حمل می کند، اما همزمان در سطح جسمش مواد ضد این میکروبها را نیز حمل می کند . بهترین شیوه برای آزادسازی پادزهر از مگس فروبردن آن در مایعات است. این کشف جدیدی است که محققان را متحیر کرده و هرگز توقع نداشتند که بیماری و دارو را در یک مخلوق و آن هم در مگس بیابند و سؤال این است: آیا این همان چیزی نیست که نبی اعظم (صلی الله عليه وسلم) قرنها پیش بیان کرده بود؟

محققان به صورت ناگهانی دریافتند که بهترین شیوه برای آزاد سازی این مواد یا همان پادزهرها فروبردن مگس در مایع است. زیرا پادزهرها بر سطح خارجی جسم مگس و بالهایش وجود دارد.

البته این اطلاعات طی سالهای اخیر مطرح شد و هنگامی که محققان غرب از آن صحبت می کردند آنرا بسیار عجیب می دانستند و از آن شگفت زده می شدند. زیرا برای آنها اطلاعات جدید و غریبی به شمار می رفت.

امروز پزشکان روسیه تلاش می کنند تا درمان جدید با مگس را توسعه دهند؛ زیرا دریافتند که مگس حاوی مواد زیادی است که بیشتر از داروهای سنتی و قدیمی به شفا و درمان بیماریها کمک می کند . آنها می گویند که این درمان جدید در دنیای پزشکی انقلابی به پا خواهد کرد.

بنابراین ما دو حقیقت علمی داریم:

1- سطح خارجی مگس حاوی پادزهرهایی است که میکروبها و ویروسها را از بین می برد.

2-بهترین شیوه برای آزادسازی این پادزهرها فروبردن مگس در مایعات است. 

در حدیثی از حضرت محمد (صلی الله عليه وسلم)، این دو حقیقت مطرح شده است: (إذا وقع الذباب في شراب أحدكم فليغمسه ثم لينزعه، فإن في أحد جناحيه داء وفي الآخر شفاء)" هنگامی که مگسی در نوشیدنی یکی از شما افتاد، آنرا در آب فروبرید سپس از آن نوشیدنی استفاده کنید؛ زیرا در یکی از بالهای مگس درد و در دیگری درمان است. "

این حدیث شریف نبوی برای این است تا غذایی که در آن مگس افتاده را هدر ندهیم، کافی است که آنرا در آب فرو بریم تا مواد ضد میکروبها آزاد شود. اما بیشتر ملحدان از این حدیث نه تنها تعجب کردند بلکه آنرا که از نبی رحمت (صلی الله عليه وسلم) نقل شده، مورد تمسخر قرار دادند. اما ما امروز می بینیم که محققان بی آنکه بدانند کلام  حضرت محمد (صلی الله عليه وسلم) را تکرار می کنند.

پروفسور جان الوارز براوو از دانشگاه توکیو می گوید: چیزهای دیگری وجود دارد که انسان قبول کند در مگس شفا وجود دارد. بنابراین به زودی خواهیم دید که درمانی موفق برای بیشتر بیماریها از مگس استخراج می شود.

همچنین برخی از محققان ایالات متحده آمریکا تلاش می کنند تا راه جدید شفا در استفاده از مگس بیابند و تأکید می کنند که درمان با مگس امری مقبول و علمی در آینده ای نزدیک است .

حشره شناسان در دیگر بررسی های خود تشابه زیاد میان قلب مگس و قلب انسان را مورد تأکید قرار دادند. آنها سعی می کنند تا امراض قلبی پیران را با استفاده از مگس درمان و برطرف کنند. این یعنی اینکه درمان بیماریهای قلبی نیز در مگس وجود دارد

 

طی چند ماه محققان دانشگاه آبرن به وجود پروتئینی در بزاق مگس پی برده اند . این پروتئین ممکن است که التیام زخمها و شکافهای پوستی مزمن را تسریع کند.

و طی چند وقت محققان دانشگاه استنفورد اعلام کردند: برای اولین بار است که کشف کرده اند ماده ای در مگس وجود دارد که سیستم دفاعی بدن انسان را تقویت می کند.

خانم کلارک می گوید: " ما درباره پادزهرها در جایی صحبت می کنیم که هیچ کس پیش از این توقع نداشته است." اما این محقق و محققان دیگر سخنان حضرت محمد (صلی الله عليه وسلم) را درباره شفا در بالهای مگس که بیش از 1400 سال پیش گفته بود را فراموش کرده اند.

به جای اینکه شخص از دقت تعبیر نبی گرامی (صلی الله عليه وسلم) تعجب کند، از وجود شفا در بالهای مگس و شیوه آزادسازی این مواد، یعنی چگونگی به دست آوردن پادزهر در فرو بردن مگس در آب تعجب می کند. این اطلاعات چند سال پیش کشف شده؛ اما این حدیت شاهد صدق و راستی حضرت محمد (صلی الله عليه وسلم) و در پاسخ به ادعای کسانی است که احادیث مصطفی (صلی الله عليه وسلم) را مملو از اساطیر و افسانه می خوانند . چرا که هر کلمه ای که با آن سخن گفت کلامی حق از جانب خداوند بلند مرتبه بوده است.

پایان: ای دوست ملحد من آیا با این حقایقی که بیان شد، حقایق محققانی که نمی توان تجارب و اکتشافات آنها را انکار کرد، قانع شدی؟ آیا قلبت برای دریافت پیام حق خاشع شد؟ آیا نظرت را درباره دین اسلام تغییر دادی؟

از خداوند بلندمرتبه می خواهیم که ما را هدایت کند و علمی نافع روزی دهد و از آن هر مطلعی نفع برد . پروردگار من شنونده دعاء است.

http://www.55a.net/firas/arabic/?page=show_det&id=1252&select_page=5

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منابع:

1 Danny Kingsley , The new buzz on antibiotics, www.abc.net.au,  1 October 2002.

2- Fruit Flies May Pave Way To New Treatments For Age-related Heart Disease, Burnham Institute, 2007.

3- The ointment in the fly: antibiotics, The Economist, December 3, 1994.

4- Protein in Fly Saliva Speeds Healing of Incisions, Wounds, Auburn University, 23 Jan 2005.

5- Fruit Fly Insight Could Lead To New Vaccines, Stanford University, March 11, 2007.

6- The fly effect: Russian scientists invent new medicine with the help of flies, St. Petersburg State University, 2006

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 21:23  توسط رامین  | 

سلام بر مهدی

سلام بر مهدی

منبع وبلاگ حب عباس

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 17:28  توسط رامین  | 

کشف مهم در مورد داستان حضرت موسی

منبع:وبلاگ پارامیس

برای دانلود این مقاله بروی فرمت دلخواه کلیک کنید.

[pdf] [word]

تصاوير و مطالب تكان دهنده كشف تاريخي در مورد فرعون و حضرت موسي (ع)

اعجاز الهي :


کشفی مهم در مورد داستان



حضرت موسی


مستندات علمی و باستان شناسی- (چگونه فرعون و لشکریانش گرفتار عذاب الهی شدند.؟)
منطقه" نویبه" در عربستان برای تمام پیروان مذاهب الهی و بخصوص پیروان حضرت موسی (ع) مکان مقدسی میباشد .

 

این منطقه همانجایی است که حضرت موسی (ع) و پیروانش بعد از گذشتن از دریای سرخ و نجات از دست فرعون و همراهانش , محل سکونت او و یارانش شد . امروزه مردمان سایر کشورها با مذاهب مختلف از قبیل مسلمان و مسیحی و یهودی به این مکان می ایند تا یادگار ان دوران را بچشم ببینند . مکانی که هنوز هم میتوان خشم الهی را در انجا احساس کرد . ستونی که یاران حضرت موسی (ع) به دستور او ساختند (این ستون را امروز با نام کلومن یا یادگار موسی کلیم میشناسند )

تا یادگار عذاب و رحمت الهی - برای نسل امروز باشد – شاید همین احساس باعث شد تا " رونی وایت " از خود بپرسد ایا براستی عذابی در کار بوده است؟! در اطراف او یک ستون و خرابه های باقی مانده از روزگاران بسیار دور قرار داشت – و روبروی او دریای قرار گرفته بود با نام دریای سرخ ... ایا این دریا از وسط به دو نیم شده بود تا یکی از عزیزترین بندگان خدا به همراه یارانش از میانش بگذرند!! و سپس فرعون و لشکریان با یکی از وحشتناکترین عذابهای پروردگار روبرو شوند.؟!! ( و اترک الــبحر رهوا" انهم جند مغرقون و دریا را به ارامی ترک کن انها لشکری هستند که غرق خواهند شد . 25 / دخان) همین سئوال باعث شد تا یکی از سخترین و پیچیدترین عملیات باستان شناسی توسط " رونی وایت " و یارانش اغاز شود .

 

 

در بین محققان و اندیشمندانی " رونی وایت " چهره شناخته شده ای میباشد .. اولین کار تحقیقاتی او جستجو برای یافتن نشانه های از کشتی حضرت نوح (ع) بود . او موفق شد مدارک و مستنداتی را که قبل از او بصورت پراکنده منتشر شده بود را بصورت کتابی کامل منتشر کند . ایا او می توانست نشانه های از عذاب الهی را که دشمنان حضرت موسی (ع) گرفتار ان شده بودند را بیابد.؟! این عملیات تنها یک عملیات باستان شناسی نبود – بلکه معبری بود به عمق حقیقت تاریخ ... " وایت " برای تعیه بودجه این کار عظیم نیاز به یک حامی مالی قوی و یک تیم زبده از محققین سایر علوم و رشته های دیگر داشت . کارشناسان موزه لور پاریس این کار را یک کار نشدنی و یک تلاش بیهوده می دانستند – زیرا وایت تصمیم داشت دریای سرخ را وجب به وجب جستجو کند و پیدا کردن اثار یک چنین پدیده ای انهم در عمق دریا و با گذشت چیزی حدود 3500 سال تقریبا" یک کار محال بنظر میرسید . عاقبت یک میلیادر سعودی بنام "محمد سلیمان "حاضر شد بودجه این عملیات گسترده را تقبول کند . محققین و دانشمندانی از کشور فرانسه – المان – امریکا حاضر شدن وایت را در این راه همراهی کنند . ابتدا باید مشخص می شد که حضرت موسی (ع) و یارانش از کجا به راه افتاده اند و کدام فرعون مغضوب پروردگار شده است .. کوچکترین مدرک میتوانست انها را به سر منزل اصلی برساند .. همانگونه که در بالا عنوان شد منطقه" نویبه" در عربستان اخرین ایستگاه حضرت موسی (ع) و یارانش بوده است . یک مورخ یونانی اشاره کوتاهی به این واقعه عظیم کرده است . او میگوید : حضرت موسی (ع) و یارانش از شمال منطقه جیزه (هیلیوپولیس ) براه افتاده و بعد از گذشتن از کوه ها و بیابانهای سینا خود را به منطقه ای (هایروت ) نزدیک به ابهای خلیج عقبه رسانده اند - مورخ یونانی - اینجا را محل غرق شدن لشگریان فرعون می داند . روایت دیگر که توسط مورخان مصری بعد از گذشت 1800 سال بعد از ان واقعه نگارش شده است ,حکایت از ان دارد که حضرت موسی (ع) از منطقه نزدیک جیزه حرکت کرده و بعد از گذشتن از رودخانه سینا ( امروزه این رودخانه را با نام خلیج سوئز میشناسیم ) وارد منطقه بنام الطور در صحرای سینا شده و سپس خود را به نزدیکی خلیج عقبه امروزی رسانده و بعد از گذشتن از ان در " نویبه " سکنا گزیدن . بررسی چنین منطقه ای با چنین ابعادی که شامل دو منطقه دریایی میشود تقریبا" یک کار غیر ممکن بنظر می رسد . " رونی وایت " در کتابش میگوید : بعد از کسب اجازه مسئولین مصری و عربستان سعودی بیش از 3000 پرواز بر روی منطقه انجام شد, اما هیچ نشان قابل اعتمادی بدست نیامد . " روسی پترسون " یکی از همراهان " وایت " با ابزار الات پیشرفته تمام ساحل عقبه را چه در مرز مصر و چه در مرز سعودی با وسواس زیاد مورد کتکاش قرار داد. . تیم دیگری تاریخ مصر باستان را مطالعه میکردند . انها میخواستند بدانند کدام فرعون مورد غضب پروردگار یکتا قرار گرفته بود .

‏ ﴿ 77 ﴾ طه : جزء 16 
و در حقیقت به موسى وحى کردیم که :بندگانم را شبانه ببر، و راهى خشک در دریا براى آنان باز کن که نه از فرارسیدن[ دشمن ]بترسى و نه[ از غرق شدن ]بیمناک باشى. نقشه های که توسط ماهواره ها تعیه شده بود – به تیم تحقیقاتی " رونی وایت " جان تازه ای بخشید . در این تصاویر نقطه ای در خلیج عقبه که به دریای سرخ منتهی می شد وجود داشت که عمق ان نسبت به مکانهای دیگر کمتر بود –

           

   

 ایا حضرت موسی (ع) و یارانش از این منطقه عبور کرده بودند.؟ ایا فرعون و لشکریانش در این مکان به عذاب الهی گرفتار شده بودند.؟! این سئوالاتی بود که " رونی وایت " و تیم همراهش را لحظه ای ارام نمی گذاشت . چهار غواص با ملیتهای گوناگون کار اکتشاف دریایی را به سرپرستی " جاناتان گری " به عهده داشتند . اولین غوص در امتداد مرزهای ساحلی سینا انجام شد , " جاناتان گری " میگوید : کار بسیار سخت و طاقت فرسائی بود – کار باستان شناسی انهم در زیر اب انسان را خیلی زود خسته می کند – اما همه ما سختی کار را میدانستیم – گاهی باید ماسه ها را تا عمق 5 متری کنار میزدیم – گاهی باید صخره ای را جابجا میکردیم .. کار زير آب به دليل شرايط متفاوت بسيار سخت و طاقت‌فرساست و بويژه اين که در چنين کاوشهايی بايد نهايت ظرافت و دقت را نيز در نظر داشت. برای اين منظور گروههای فنی و علمی زيادی باید با یکدیگر همکاری میکردند . بعد از گذشت 6 ماه اولین نشانه ظاهر شد . یکی از غواصان مرجان عجیبی را در عمق اب مشاهده کرده بود, ان مرجان در واقع چرخ ارابه ای بود که افسران بلندپایه مصری اجازه سوار شدن بر ان را داشتند .

بلافاصله پمپ های تخلیه ماسه کار لایروبی را اغاز کردند . اخبار این اکتشاف خیلی زود به مقامات سعودی رسید و منطقه بسرعت در محاصره ماموران امنیتی قرار گرفت . " رونی وایت " میگوید : بعد از 34 روز من هم لباس غواصی بتن کردم و همراه غواصان به زیر اب رفتم . باور کردنی نبود – چرخهای ارابه ها – سپرهای نظامی و وسایلی که بخاطره شرایط محیطی فرم خود را از دست داده بودند . غواصان توانسته بودند مقداری استخوان اسب و همچنین استخوان انسانی را از عمق دریا بالا بیاورند . نام " رونی وایت " و همراهانش برای همیشه در تاریخ ثبت شده بود .. انها توانسته بودند مدارکی از یک عذاب الهی را برای نسل امروز جمع اوری کنند .

        

      
بازسازی یک حادثه الهی



بعد از انتشار اخبار محققان مختلفی این فاجعه عظیم را مورد بررسی قرار دادند . نقشه ای از محیط تعیه شد, عمق اب , فاصله بین دو خشکی و محاسبات دیگر به کامپیوتری داده شد .. نتیجه وحشتناکتر از ان بود که انها فکر میکردند . از میان بادها و طوفانها , طوفان " N.G.S " که در سال 1982 جنوب فلوریدا را مورد حمله قرار داده بود برای این محاسبه در نظر گرفته شده بود . این طوفان از گروه B میباشد که تقریبا" مشابه ان هر سال سواحل امریکا را مورد اماج قرار می دهد . بخاطره کم عمق بودن ان منطقه نسبت به جاهای دیگر و همچنین نزدیکی دو ساحل ... سونامی وحشتناک حاصل میشود .. همانگونه که مستحضر هستید .. امواج وقتی در مکانهای عمق دار اقیانوس شکل میگیرد قدرت انچنانی ندارد .. اما هرچه که به ساحل نزدیک میشود ارتفاع ان افزایش و قدرت تخریب ان بسیار گسترده میشود . مشابه همان سونامی که چند سال کشورهای شرق اسیا را مورد تهاجم گسترده خود قرار داد . پس از نظر علمی هم ان منطقه مناسب ترین مکان برای عذاب الهی بوده است ... تصویر این محاسبه و همچنین شدت تخریب ان در تصویری که برای شما در نظر گرفته شده کاملا" نمایان است .

 



رامسس دوم – فرعونی که مورد غضب پروردگار قرار گرفت .
فَالْيَوْمَ نُنَجِّيکَ بِبَدَنِکَ لِتَکُونَ لِمَنْ خَلْفَکَ آيَةً وَإِنَّ کَثِيراً مِنَ النَّاسِ عَنْ آيَاتِنَا لَغَافِلُون
پس امروز نجات میدهیم بدنت را تا باشی برای ایندگان نشانه ای و همانا بسیاری از مردم از نشانه های ما غافلند . 92 – یونس

یکی از سئوالاتی که باستان شناسان و همچنین محققان بدنبال پیدا کردن جوابی برای ان هستند, فرعونی است که مورد غضب پروردگار یکتا قرار گرفت است . اکثر مورخان اعتقاد دارند " رامسس دوم " فرعون معاصر حضرت موسی (ع) بوده است .

مفسران قران مجید هم بر این عقیده هستند ,شرح حالی که در ایات قران وجود دارد بیشتر از همه با رامسس دوم مطابقت دارد – که در طول مطلب به ان اشاره خواهم کرد . رامسس دوم پادشاهی است که در جنگ جان خود را از دست داده است – متاسفانه کتیبه های و ستون های تاریخی که در وصف پادشاهان حک می شده است اطلاعات زیادی در این زمینه به ما نمیدهد, برای مردم و بخصوص وارثان تاج و تخت این لکه ننگی بوده که در تاریخ از خدایشان به عنوان یک شکست خورده یاد شود . در اینکه مومیایی رامسس دوم فاقد زخم یا جراحات ناشی از جنگ باشد- شکی وجود ندارد .. و همین ادعا میتواند نشانی از غرق شدن این فرعون به امر پروردگار باشد . " رامسس کبیر یا رامسس دوم " در سن 22 سالگی به فرمانروائی مصر میرسد و تا سن 92 سالگی مناطق بسیاری را با جنگ و خونریزی تصرف می کند . او کشورگشائی بسیاری در فلسطین – لبنان – سوریه – ترکیه داشته است و بخاطره خراجهای که از حکام دیگر ولایات میگرفته- ثروت بیشماری را جمع اوری می کند . در کتیبه های بجامانده از رامسس دوم به عنوان پروردگار و خداوند بی همتا یاد شده است . مجسمه غولپیکر او امروزه بازدیدکنندگان بسیاری را مجذوب خود کرده است

 

 

همچنين در مورد جسد فرعون اين مطالب رو براتون اضافه كردم


نجات جسد فرعون

هنگامی که فرانسوا میتران در سال 1981م زمام امور فرانسه را بر عهده گرفت،از مصر تقاضا شد تا جسد مومیایی شده فرعون برای برخی آزمایشها و تحقیقات از مصر به فرانسه منتقل شود . هنگامی که هواپیمای حامل بزرگترین طاغوت تاریخ در فرانسه به زمین نشست،بسیاری از مسئولین کشور فرانسه و از جمله رئیس دولت و وزرایش در فرودگاه حاضر شده و از جسد طاغوت استقبال کردند.

پس از اتمام مراسم،جسد فرعون به مکانی با شرایط خاص در مرکز آثار فرانسه انتقال داده شد تا بزرگترین دانشمندان باستانشناس به همراه بهترین جراحان و کالبد شکافان فرانسه،آزمایشات خود را بر روی این جسد و کشف اسرار متعلق به آن شروع کنند . رئیس این گروه تحقیق و ترمیم جسد یکی از بزرگترین دانشمندان فرانسه بنام پروفسور موریس بوکای بود که برخلاف سایرین که قصد ترمیم جسد داشتند،او در صدد کشف راز و چگونگی مرگ این فرعون بود .تحقیقات پرفوسور بوکای همچنان ادامه داشت تا اینکه در ساعات پایانی شب نتایج نهایی ظاهر شد..

بقایای نمکی که پس از ساعتها تحقیق بر جسد فرعون کشف شد دال بر این بود که او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او از دریا برای حفظ جسد،آن را مومیایی کرده اند . اما مسئله ی غریب و آنچه باعث تعجب بیش از حد پروفسور بوکای شده بود این مسئله بود که چگونه این جسد سالمتر از سایر اجساد باقی مانده است در حالی که این جسد از دریا بیرون کشیده شده است .

پروفسور موریس بوکای در حال آماده کردن گزارش نهایی در مورد کشف جدید (مرگ فرعون بوسیله غرق شدن در دریا و مومیایی جسد او بلافاصله پس از بیرون کشیدن از دریا ) بود که یکی از حضار در گوشی به یادآور شد که برای انتشار نتیجه تحقیق عجله نکند، چرا که نتیجه تحقیق کاملا مطابق با نظر مسلمانان در مور غرق شدن فرعون است.
ولی موریس بوکای بشدت این خبر را رد کرده و آن را بعید دانست. او بر این عقیده بود که رسیدن به چنین نتیجه ی بزرگی ممکن نیست مگر با پیشرفت علم و با استفاده از امکانات دقیق و پیشرفته کامپیوتری.

در جواب او یکی از حضار بیان کرد که قرآنی که مسلمانان به آن ایمان دارند قصه غرق شدن فرعون و سالم ماندن جثه‌ی او بعد از مرگ را خبر داده است. حیرت و سردرگمی پروفسور دوچندان شد و از خود سوال می‌کرد که چگونه این امر ممکن است با توجه به اینکه این مومیایی در سال 1898م و تقریبا درحدود دویست سال قبل کشف شده است، در حالی که قرآن مسلمانان قبل از 1400 سال پیدا شده است؟ چگونه با عقل جور در می آید در حالی که نه عرب و نه هیچ انسان دیگری از مومیایی شدن فراعنه توسط مصریان قدیم آگاهی نداشته و زمان زیادی از کشف این مسئله نمیگذرد؟

موریس بوکای تمام شب به جسد مومیایی شده زل زده بود و در مورد سخن دوستش فکر میکرد که چگونه قرآن مسلمانان درمورد نجات جسد بعد از غرق سخن می‌گوید در حالی که کتاب مقدس آنها از غرق شدن فرعون در هنگام دنبال کردن موسی سخن میگوید اما از نجات جسد هیچ سخنی بمیان نمیآورد.. و با خود میگفت آیا امکان دارد این مومیایی همان فرعونی باشد که موسی را دنبال میکرد؟ و آیا ممکن است که محمد هزار سال قبل از این قضیه خبر داشته است؟

او در همان شب تورات و انجیل را بررسی کرد اما هیچ ذکری از نجات جسد فرعون به میان نیاورده بودند.

پس از اتمام تحقیق و ترمیم جسد فرعون، آن را به مصر باز گرداندند ولی موریس بوکای خاطرش آرام نگرفت تا اینکه تصمیم به سفر کشورهای اسلامی گرمت تا از صحت خبر در مورد ذکر نجات جسد فرعون توسط قرآن اطمینان حاصل کند. یکی از مسلمانان قرآن را باز کرد و این آیه را برای او تلاوت نمود:

{ فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آيَةً وَإِنَّ كَثِيراً مِنَ النَّاسِ عَنْ آيَاتِنَا لَغَافِلُونَ } [يونس:92]
اين آیه او را بسیار تحت تآثیر قرار داد و لرزه بر اندام او انداخت و با صدای بلند فریاد زد :

من به اسلام داخل شدم و به این قرآن ایمان آوردم.

موریس بوکای بار تغییرات بسیاری در فکر و اندیشه و آیین به فرانسه بازگشت و دهها سال در مورد تطابق حقائق علمی کشف شده ذر عصر جدید با آیه های قرآن تحقیق کرد و حتی یک مورد از آیات قرآن را نیافت که با حقایق ثابت علمی تناقض داشته باشد.وبر ايمان او به کلام الله جل جلاله افزوده شد (لا يأتيه الباطل من بين يديه ولا من خلفه تنزيل من حكيم حميد).

حاصل تلاش سالها تحقیق این دانشمند فرانسوی کتابی بود بنام ( قرآن و تورات و انجیل و علم بررسی کتب مقدس در پرتو علوم جدید)
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 9:56  توسط رامین  | 

سلام بر مهدی

سلام بر مهدی

ولادت امام زمان

1-مكان و مسكن

2-زن و فرزند

3-سرانجام

غیبت یگانه منجی


1-چگونه مهدی از برابر دیدگان نهان گردید

2-غیبت كوتاه مدت یا غیبت صغرى

3-داستان سرداب

4-بار یافتگان در غیبت كبرى

5-ســـفـــراى كـــبـار

6-معجزاتى چند از حضرتش ‍ در زمان غیبت صغرى

7-شرفیابى در غیبت صغرى

8-شرفیابى در غیبت كبرى

9-قائده ی غیبت طولانی

حکومت یگانه منجی

1-چگونه قدرتها در برابر او سر فرود مى آورند؟

2-زندگى اقتصادى در عصر امام مهدى علیه السلام

3-حل بحران بیكارى در عصر امام مهدى علیه السلام

4-مدت حكومت درخشان امام مهدى

5-حكومت الهى در جهان

6-حكومت الهى در جهان

7-خواسته بشر

8-تداوم راه پیامبر(ص)

9-بخشی از برنامه ها و اقدامهای امام مهدی (ع(

10-زندگى شخصى امام عصرعج چگونه است ؟ 

11-امام علیه السلام در برابر قدرتهاى تخریب

12-قسط و عدل چیست ؟

13-حكومت قائم علیه السلام و پیشرفت علم ؟ 

14-حكومت مهدى (عج ) و تشریفات ؟

15-حكومت درخشان امام مهدى

16-امیرالمؤ منین و نزول حضرت عیسى علیهماالسلام

17-حكومت اسلامى در عصر انتظار

18-مهدویت و مدینه فاضله

یگانه منجی در احادیث

1-سیزده روایت از پیامبر درباره مهدى

2-امامان نور و نوید از امام مهدى

3-بشارات و اشارات

4-تعلق اراده ازلى به اقامه عدل جهانى

یگانه منجی در قرآن

1-مقدمه

2-نمونه هاى نوید قرآن درباره امام مهدى : 1- وارثان زمین

3-نمونه هاى نوید قرآن درباره امام مهدى : 2- وعده خدا

4-نمونه هاى نوید قرآن درباره امام مهدى : 3- شایستگان ، وارث زمین

5-نمونه هاى نوید قرآن درباره  مهدى : 4- گسترش اسلام در سراسر گیتى

6-بشارات و اشارات از قرآن

7-قرآن و مسئله حكومت جهانى

8-قرآن كریم و نشانه هاى ظهور حضرت

مدعیان دروغین

1-      مقدمه

2-      سه گروه مدعى مهدویت

3-      شمارى دیگر از این دروغپردازان

4-      ادعاى مهدویت و آمدن آن حضرت چیست ؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 22:42  توسط رامین  | 

قرآن و عسل

زنبور عسل خیلی پیش از انسان د‌ر روی زمین به وجود‌ آمد‌ه و زند‌گی می‌كرد‌ه است. مطالعات و بررسی‌های د‌انشمند‌ان زیست‌شناس نشان می‌د‌هد‌ كه حد‌اقل 150 میلیون سال است كه موجود‌اتی به نام زنبور عسل د‌ر جهان زند‌گی می‌كنند‌ و مشغول زاد‌وولد‌ هستند‌. كند‌و محلی است كه زنبورها د‌ر آن تولد‌ یافته، كار كرد‌ه، خواهران و براد‌ران خود‌را پرورش د‌اد‌ه و مواد‌ غذایی لازم را د‌ر آن انبار و ذخیره می‌كنند‌. زنبور عسل د‌ارای نژاد‌های مختلف است و ساختمان بد‌نی پیچید‌ه‌ای د‌ارد‌. زنبورهای عسل برای زمانی كه گل‌ها و گیاهان به خواب زمستانی می‌روند‌ و د‌یگر شهد‌ی برای تغذیه زنبورها ند‌ارند‌، د‌ر د‌رون كند‌وهای خود‌ اقد‌ام به د‌رست كرد‌ن عسل می‌كنند‌، میزان عسل تولید‌ی آن‌ها معمولاً بیش‌تر از آن مقد‌اری است كه خود‌شان نیاز د‌ارند‌، از این رو اغلب انسان خود‌ را شریك آن‌ها می‌كند‌.
عسل:
عسل تركیبی طبیعی مملو از قند‌ها است. تمامی این قند‌ها ساد‌ه‌اند‌ و د‌ر عسل فیبری وجود‌ ند‌ارد‌. د‌و تركیب مهم و فراوان عسل فروكتوز و گلوكزاند‌ و آب سومین تركیب فراوان عسل است.
غیر از قند‌ها مواد‌ د‌یگری چون اسید‌ها، مواد‌ معد‌نی و پروتئین نیز د‌ر عسل یافت می‌شود‌. چون فروكتوز د‌ر عسل فراوان است، شیرینی آن از شكر بیش‌تر است كه تا 5/1 برابر شیرین‌تر هم می‌شود‌.
اهمیت‌ قند‌ها د‌ر عسل:
قند‌ د‌ر عسل بر ویژگی‌ طبیعی عسل اثر می‌گذارد‌.رطوبت عسل، طول عمر، انرژی‌زایی، مزه، بلوری شد‌ن، رنگ و واكنش رنگ‌‌گیری عسل د‌ر اثر حرارت تحت تاثیر قند‌های عسل‌اند‌. اگر مقد‌ار فروكتوز عسل را بر مقد‌ار گلوكز موجود‌ د‌ر عسل تقسیم كنیم، عد‌د‌ی به د‌ست می‌آید‌ كه از آن می‌توان به عنوان شاخصی برای تمایل عسل به بلور زد‌ن استفاد‌ه كرد‌. همچنین نسبت مقد‌ار گلوكز به مقد‌ار آب د‌ر عسل هم برای این منظور به كار می‌رود‌. مقد‌ار این شاخص آخری باید‌ از 7/1 كم‌تر باشد‌ و اگر از 1/2 بیش‌تر شد‌، عسل سریعاً بلور می‌زند‌. هر گرم عسل 68/3 كالری انرژی د‌ارد‌.
رنگ عسل:
رنگ عسل را د‌ر 7 طبقه تقسیم‌بند‌ی می‌كنند‌:
روشن همانند‌ آب، بیش از حد‌ روشن، روشن، كهربایی بسیار روشن، كهربابی روشن، كهربایی و كهربایی تیره.
برای اند‌ازه‌گیری رنگ عسل روش‌های اختصاصی وجود‌ د‌ارد‌. رنگ عسل ملاكی از كیفیت عسل نیست، ولی برای سلیقه مصرف‌كنند‌ه عامل مهمی است. اگر حرارت و گذشت زمان رنگ عسل را عوض نكرد‌ه باشد‌، می‌توان از روی رنگ عسل، منبع گل تغذیه زنبور را شناسایی كرد‌. بعد‌ از كریستاله شد‌ن، رنگ عسل روشن‌تر می‌شود‌. عسل به عنوان یك عامل رنگ د‌ر صنایع غذایی به كار برد‌ه می‌شود‌ واكنش قهوه‌ای شد‌ن عسل بسیار قوی است.
ارتباط رنگ عسل با مزه آن:
عسل با رنگ روشن مزه ملایم‌تری د‌ارد‌ و رنگ‌های تیره مزه قوی و سنگین‌تری د‌ارند‌. ولی استثنائات زیاد‌ است، مثلا عسل لاله د‌رختی با رنگ‌ روشن كه مزه‌اش سنگین است.
مزه‌ عسل:
عسل‌هایی كه منبع گل‌ آن‌ها یك گل باشد‌، مزه بسیار متغیری د‌ارند‌ و عسل‌هایی كه فروكتوز آن‌ها زیاد‌ باشد‌، بسیار شیرین هستند‌. به این ترتیب گاهی چند‌ عسل برای كسب یك شیرینی و مزه مناسب مخلوط می‌شوند‌. مزه عسل د‌ر زنبورستان‌هایی با چند‌ گل متعاد‌ل‌تر است.
كریستاله شد‌ن عسل (بلور زد‌ن)
كریستاله شد‌ن عسل یعنی این كه عسل از حالت مایع به حالت نیمه جامد‌ تبد‌یل شود‌. این پد‌ید‌ه طبیعی وقتی رخ می‌د‌هد‌ كه یكی از سه قند‌ فراوان عسل از د‌امنه بالایی استاند‌ارد‌ آن بالاتر باشد‌. این گلوكز با آب د‌ر عسل تبد‌یل به گلوكز آب‌د‌ار شد‌ه و هسته بلور و كریستال را تشكیل می‌د‌هد‌. تمام عسل‌ها بلور نمی‌زنند‌، برخی اصلا بلور نمی‌زنند‌ و برخی مد‌ت كمی بعد‌ از تولید‌ بلوری می‌‌شوند‌. عسلی كه د‌ر قاب بماند‌، كم‌تر از عسلی كه با استخراج‌كنند‌ه (اكستراتور) تهیه شد‌ه باشد‌، بلور می‌زند‌. مواد‌ معد‌نی موجود‌ د‌ر عسل، اسید‌های طبیعی عسل، پروتئین، ذرات خارجی د‌ر عسل، ذرات موم، گرد‌ه، حباب هوا و مواد‌ د‌یگر می‌توانند‌ بلور زد‌ن عسل را تحریك كنند‌. با گرما د‌اد‌ن عسل می‌توان مجد‌د‌اً آن را ذوب كرد‌ و مایع ساخت.
عسل تولید‌ شد‌ه از گل‌های یونجه، پنبه، قاصد‌ك و نخل تمایل زیاد‌ی نسبت به بلوری شد‌ن د‌ارند‌و د‌ر مقابل عسل تهیه شد‌ه از گل‌های اقاقیا، انگور، كهور، استبرق، گوجه، تمشك، ترشك د‌رختی و آفتاب‌گرد‌ان د‌ر مقایسه با میانگین. تمایل كمتری به بلوری شد‌ن د‌ارند‌.نگهد‌اری عسل د‌ر شرایط مناسب از لحاظ رعایت د‌ما و حرارت د‌ر مراحل مختلف فراوری و تصفیه تا حد‌ ممكن بلور زد‌ن عسل را به تعویق می‌اند‌ازد‌.
بلور زد‌ن عسل به‌طور مصنوعی هم می‌تواند‌ انجام شود‌. با این روش محصولات مختلفی تولید‌ می‌شود‌ و می‌توان كرم عسل را نام برد‌. بلور زد‌ن خود‌ به خود‌ی عسل منجر به تولید‌ یك محصول د‌انه‌ د‌رشت خواهد‌ شد‌. ولی كریستاله شد‌ن تحت كنترل، محصولی نرم با قابلیت پراكنش مطلوب تولید‌ می‌سازد‌.
بلور و كیفیت عسل:
استفاد‌ه از عسل كریستاله شد‌ه به سلیقه مصرف‌كنند‌ه بستگی د‌ارد‌. وقتی كه هنوز بلور زد‌ن عسل كامل نشد‌ه است، لایه بلور آن با یك لایه آب از عسل كنار هم قرار می‌گیرد‌ و این شرایط را برای تخمیر فراهم می‌سازد‌. عسل پاستوریزه كریستاله می‌شود‌ ولی تخمیر نمی‌شود‌.
عسلی كه كریستاله شد‌ه می‌توان با قرار د‌اد‌ن د‌ر آب گرم و گذاشتن آن روی حرارت به حالت اولیه برگرد‌اند‌.
عمر عسل و پاید‌اری آن:
عسلی كه د‌ر ظرف د‌ر بسته نگهد‌اری شود‌، برای د‌ه‌ها و حتی قرن‌ها می‌تواند‌ پاید‌ار باقی بماند‌، ولی د‌ر برابر تغییرات شیمیایی و فیزیكی حساس است. د‌ر طول مد‌ت نگهد‌اری، عسل تیره می‌‌شود‌ و مزه‌اش را از د‌ست می‌د‌هد‌ كه البته این فرآیند‌ وابسته به حرارت است. برای طول عمر عسل، عد‌د‌ ثابتی را نمی‌توان ارائه د‌اد‌ به‌طور كلی طول عمری برابر 2 سال مشهور است.
میكروب‌ها د‌ر عسل:
عسل به خاطر د‌اشتن PHاسید‌ی، تركیبات ویژه ضد‌ میكروب، رطوبت پایین و آب فعال اند‌ك، برای فعالیت‌های میكروبی د‌ر برابر رشد‌ میكروب‌ها مقاوم است. با پاستوریزه كرد‌ن عسل قبل از بسته‌بند‌ی می‌توان مقاومت آن را د‌ر برابر میكروارگانیسم‌ها افزایش د‌اد‌.
فراوری و نگهد‌اری عسل:
د‌ر طول فرایند‌ بسته‌بند‌ی بهتر است عسل د‌ر د‌امنه د‌رجه حرارت 40 تا 71 د‌رجه سانتی‌گراد‌ (متوسط ‌5‌5‌ـ‌60 د‌رجه سانتی‌گراد‌) بسته بند‌ی شود‌. این د‌امنه حرارت از بلوری شد‌ن عسل می‌كاهد‌. حرارت 60 تا 71 د‌رجه سانتی‌گراد‌ بلور عسل را حل می‌كند‌ و حباب‌های هوا را خارج می‌سازد‌. تصفیه عسل ذرات خارجی را از عسل پاك می‌كند‌.
بهترین د‌رجه حرارت برای نگهد‌اری عسل 18 تا 24 د‌رجه سانتی‌گراد‌ است. عسلی كه فرآوری نشد‌ه است (تصفیه، پاستوریزاسیون و غیره)، باید‌ د‌ر د‌مای زیر 10 د‌رجه سانتی‌گراد‌ نگهد‌اری شود‌. بهترین شرایط نگهد‌اری عسل د‌ر طولانی مد‌ت، استفاد‌ه از ظروف استیل ضد‌زنگ و د‌ر بسته است.

برگرفته از روزنامه اطلاعات

احترام شمالی

وبا تشکر از وبلاگ:اعجازهای قرآنی

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 19:3  توسط رامین  | 

مـراحـل شـکـل گـيـری جـنـيـن

منبع این مقاله:اعجاز علمی در قرآن و حدیث

جـنـيـن

مـراحـل شـکـل گـيـری جـنـيـن

«ما آفرينش هر انسانی را با گرفتن چکيده ای از چکيده های خاک آغاز می کنيم ــ بعد آنرا يک چکه میکنيم و در جای مناسبی قرار می دهيم ـــ بعد آنرا به چيزيکه خود را می آويزد می آفرينيم، بعد آنرا به گوشت جويده شده لای دندان می آفرینيم، بعد استخوانهائی را از آن می آفرينيم، بعد استخوانها را گوشت می پوشانيم. دست آخر آنرا خلقت ديگری می دهيم. به اين شکل خدای شايان خلاقيت بهترين آفريدگاران است».

نکات آيه: 1ــ انسان از چکيده ای از چکيده های خاک آفـريـده می شود. 2ــ چکيده ای از چکيده های خاک به صورت يک چکه (يک قطره) در میآيد. 3ــ چکه در جای مناسـبی قرار می گيرد. 4ــ چکه (قطره) به چيزيکه خـود را می آويزد در می آيد. 5ــ چيزيکه خود را می آويزد به صورت گوشت جويده لای دندان در می آيد. 6ــ از گوشت جويده لای دندان برخی از استخوانها درست می شود. 7ــ استخوانها با گوشت پوشانده می شوند. 8ــ در نهايت جنين آفرينش ديگری را بخود می گيرد. 9ـــ خدا بهترين آفريدگاران است.

1ــ انسان از چکيده ای از چکيده های خاک آفريده می شود:

عناصری که انسان را (يعنی نطفه وی را) درست می کنند چکيده ای از مواد غـذائی هستند که انسان آنهـا می خورد. مـواد غـذائی نيز يا بـطور مسـتقـيم (يعنی: از طريق مصرف گياهان) چکيده ای از خاک است، و يا بطور غـير مستقـيم (يعـنـی: از طريق مصرف گوشت و مواد غذائی حيوانات) چکیده ای از خاک است. به اين ترتيب انسان چکيده ای از چکيده های خاک می شود.  

 

 

2ــ چکيده ای از چکيده های خاک به صورت يک چکه (يک قطره) در می آيد:

چنانکه در تصوير می بينيم عنصر توارثی انـسـان کـه قرار است يک انسان را درست کنند و چکـيـده ای از چکـيـده هـای خاک است، در اولين گام خود که در هم ذوب شدن اسپرم مرد و تخمک زن است، زير مـيکروسکـوپ بـرای مـا بصورت «يک چکه» است.

3ــ چکه در جای مناسبی قرار می گيرد:

وقتی چکه مزبور وارد رحم می شود دنبال جای مناسـبی می گردد و جای مناسب خود را پيدا می کند. يعنی اينطور نيست که هر جای رحم که قرار بگيرد موفق به رشد می شود و رشد می کـند. بـلکه در صورت قـرار نگرفتن در جای مناسب تلف می شود.

4ــ چکه (قطره) به چيزيکه خود را می آويزد در می آيد:

پـس از اينکه چکه مـزبور وارد رحم می شود از پـوسـته خود بيرون می آيد و دنبال جای مناسبی در جداره رحم می گردد و نهايتا چنانکه آيه توصيف می کند خود را به جداره رحم می آويزد. اغلب خود را به جداره سقف رحم می آويزد. (عَـلَـقـَة به معنی: "چـيـز آويخـته و چيزيکه خود را می آويزد" است. هم خانواده  واژه مُعَـلـّـق به مـعـنی: "آويـخـته و آويـزان" است. عـلت اينکه برخی آنرا به معنی: "خون بسته" ترجمه کرده اند اين است که عـلـقـه به معنی: "خون بـسـته" نــيـز هست. عـلت نامگذاری «عَـلـَقـَة» به "خون بـسـتـه" نيز ظاهـراً اين بوده که وقـتـی خـون از محل آسـيـب ديده بيرون می آيد خشک و آويخته می شـود. به "زالـو" و "کرم" نيز عـلقه اطلاق شـده است. چـون خـود را می آويزند. وقـتـی تـخـم وارد رحـم می شـود و بـه جداره رحم می آويزد زالـو مانند هم هست، و زالـو مانند عـمل نيز می کند. شايد منظور آيه از «عـلـقـه» در ايـنجا به معنی: "زالو و زالو مانند" نيز باشد).

 

5ــ چيزيکه خود را می آويزد به صورت گوشت جويده لای دندان در می آيد:

بعد «عـلـقـه» (يعنی چيزی که پـيـش از ايـن خـود را به جداره رحم آويخت) به شکـلی که در تصوير می بينيم در می آيد. اين تصـوير تصوير يک جـنـيـن سـه هــفــته ای است. تقـريباً 2 ميليمتر است. هـم از نـظـر انـدازه و هم از نظر شکـل، دقـيـقـاً هـمـانـطـور که قـرآن آنرا توصيف می کند مانند "يک تکه گوشت جويده لای دنـدان" می ماند.

 

6ــ از گوشت جويده لای دندان برخی از استخوانها درست می شود:

 پـس از 4 هـفـته که طول جـنـيـن تـقـريباً 6 مـيليمتر است، از آن شکلی که مانند گوشـت جويده لای دنـدان بـود، بـرخـی از استخوانها که ستون فـقـرات باشد درست شده است. هـيـچ گـوشـتی نـيـز روی آنها نيست. البته اين تصـويـر ميکروسکوپی است (يعنی اين ستون فـقـرات با چشم ديده نمی شوند).

 

7ــ استخوانها با گوشت پوشانده می شوند:

در 5 هفتگی يک شيار گوشتی روی کمر درست می شود و در 6 هـفـتگی ستون فـقرات کاملا از گوشت پوشانده می شود (ستون فقرات تا "پيش از پوشيده شدن از گوشت" همچنان ميکروسکوپی هستند).

8ــ در نهايت جنين آفرينش ديگری را بخود می گيرد:

جمله «در نهايت او را آفـريـنـش ديگـری می دهـيـم» که آيه آنـرا مطرح میکند به اين معنی است که جنين انسان در روند رشد خود با جنين جانوران ديگر شباهتی يا شباهتهائی دارد، ولی در اواخر رشـد خود خلـقـت ديگری بخـود می گيرد کـه با هـيـچـيـک از آنها شـبـيـه نيست.

جـنـيـن انـسـان در مـراحـل رشـد خـود در واقع همانگونه که مرحله ای از آن را در تصویر می بینیم هـمـانـنديهای زیادی با جنين حيوانات دارد، طوریکه فقط يک متخصص می تواند آنها را از هم تميز بدهد. جنين انسان و ميمون حتی تا چند هـفـته پـيـش از تولد آنـقـدر شـبيه بهم هستند که فقط يک متخصص می تواند آنها را از هم تميز بدهد. در اواخرِ رشد خود است که رفـتـه رفـتـه روند رشـد ديـگری بخود می گيرد و از بـقـيـه متمايز می شود تا جائيکه تا پيش از روزهای تولد خود دیگر به هيچيک از انواع  حيوانات شباهـتی ندارد.

 

9ـــ خدا بهترين آفريدگاران است:

جمله "خدا بهترين آفـريـدگاران است" به اين معنی است که انسان نيز چيزهائی را خواهد ساخت ولی بپای آفريده های خدائی نخواهد رسيد. با بکار بردن واژه خالق و جمع بستن آن، ساخت و تولـيدات انـسان را تقدير می کند ولی با ساختهای خود خيلی فاصله می دهد.

در عـصر ما فعلاً انسان خـيـلی از چيزهـا را ساخته و می سازد ولی از آنجا که آنها خودآگاه نيستند و به اين خاطر فکر نيز نمی توانند بکنند، بلکه همانگونه که سـاخته و برنامه ريـزی می شوند کار می کنند، خيلی با آفريده های خدائی تفاوت دارند.

 

تـرکـيـب نـطـفـه زن و مـرد

 

«ما هر انسانی را از چکه در هم ذوب شده ای می آفرينيم. روی آن کار می کـنيم و خصوصيات و صفات آنرا بارز می کنيم. بعـد آنرا شنوای بينا می کنيم»!

«الف و لام» در واژه «الانسان» الف و لامِ اسـتـغـراق حـقـيـقـی است، اين الـف و لام واژه خـود را به تک تک نوع خود تعـمـيـم می دهـد. يعـنی الانـسـان بـه معـنی «کلّ انسانٍ» به معنی «هـر فـردی، هـر انسانی، هر يک از انسانها» می شود. «مشج» به معنی: در هـم ذوب شدن دو يا چند چـيـز مختلف است. و عبارت «نطفه امشاج» به معنی: «چکه ذوب شده دو يا چند چيز باهم» می باشد.

نکات آيـه: 1ــ انسان از چکه در هم ذوب شده درست می شود. 2ــ روی چکه در هم ذوب شده کار میشود و صـفات و خصوصيات آن بارز می شود.3ــ انسان ابتدا شنوا و بعد بينا می شود.

1ــ انسان از چکه در هم ذوب شده درست می شود:

حدودا 500 ميليون از سـلـولـهـای نطـفـه مـرد (اسـپرم) بـطرف محل تخمدان زن می روند. بجز تعداد کمی از آنها که موفق می شوند در جای مناسبی در مسير تـخـمـدان قـرار بگـيـرنـد و تـا آمـدن تخـمک منتظر بمانند بقـيه از بين می روند. بعد از بيرون جهـيـدن تخمک با آن وارد عـمل می شوند که وارد آن شوند. وقـتی يکی از آنها موفـق می شـود تخـمـک را سـوراخ کرده و وارد آن  شـود، تخـمـک ديگر امکان ورود به بقيه را نمی دهد. وقـتی سـلـول نطـفـه مـرد (اسپرم) وارد تخمک زن می شـود در هم ذوب و به هم ترکيب می شوند. عـمـل ترکيب نطفـه زن و مـرد پـس از کـشـف تخـمکِ زن کـشـف شـد کـه در نـيـمه اول قــرن نوزدهـم بود (يعنی بيش از 1300 سال پس از قـرآن)، آنـهـم بـه کـمـک ميکروسکوپ.

2ــ روی چکه در هم ذوب شده کار می شود و صفات و خصوصيات آن بارز می شود:

ابتلاء به معـنی: "کار کردن همزمان با چند چيز در شئ برای درآوردن و بارز نـمـودن صـفـات و ويـژگـيـهـای آن" است. کروموزمهای زن و مرد تمامی صفات و خصوصيات يک انسان از قبيل رنگ، بلندی، وضعيت مو، وضعيت اسـتـخـوان بـنـدی و غـيـره را با خود دارند کـه در رونـد شکـل گـيـری جنين رفـته رفته بارز می شود و پس از تولد بروز آن تکـمـيل می شود.

3ــ انسان ابتدا شنوا و بعد بينا می شود:

چنانکه قرآن ابتدا شـنـوائی را می آورد و بعد بينائی، جنين ابتدا شنوا می شود و بعد بينا. شـنوائی جـنـين می تواند از چهار تا پنج ماهگی آغاز بشود، و بسته به خوبی يا بدی صـدا تأثـير مثبت يا منفی روی آن بگـذارد. ولی بـيـنائی وی (يعنی توان درک تصوير در وی) پس از تولد صورت می گيرد، هـر چند پيش از تولد نيز در برابر نور عکس العمل نشان می دهد

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 18:1  توسط رامین  | 

The Holy Quran on the frontal interlope

http://kharamid.blogfa.com

Among the amazing evidence to the Divine source of the Holy Quran and the impossibility of its alteration is the scientific statements in the Holy Quran; if just one word removed or added, this will make the scientific statements in Quran be in disagreement in science.

In this short article we will show how the information the Holy Quran gives about the frontal lope (of the brain) is in agreement with the modern discoveries of science.

In other words, the Holy Quran ascribes making decisions about committing sins and making lies to the frontal interlope.

For the sake of brevity, we quote the functions of the frontal lope from a specialized medical site:

The frontal lobe of the brain is a very important part of a complex cognitive processing system, and has many connections to different areas of the brain. It has a special role in planning and organizing different tasks like a "supervisor". Many aspects of everyday life are mainly controlled by the frontal lobe system: Decision-making and planning of new situations

Error detection and correction and developing plans for trouble-shooting

Technically difficult or new situations with demand for new solutions

Resisting temptations and habitual responses

Impulse control and dealing with frustrations

http://web4health.info/en/answers/adhd-cause-frontal.htm

 

 

  The frontal lope, being the most important part in brain, another specialized site says:

If the brain had a White House it would be here. It is the true center for command and control in your body. The Frontal lobe is responsible for functions such as reasoning, problem solving, judgment, impulse control.

http://www.brainhealthandpuzzles.com/brain_parts_function.html

What does the holy Quran say about the frontal interlope?
In fact the word frontal interlope in Arabic" Al-Nasya" is mentioned in the holy Quran three times and in the prophet Hadiths

It is always mentioned in relation with taking decision, be it good or bad.

God says in the Holy Quran what means:

" We will drag him by the forelock,- (15) A lying, sinful forelock!" (96:16)  

The forelock in the holy verse stands for frontal interlope.

Is there any significance in dragging this sinner by his forelock?

Yes, there is because it is the part in brain  that seduced  the person concerned in the verse to commit sin, the part which is responsible for taking the decision to commit  the sin… the two important adjectives ( lying and sinful ) by which this part in the brain is described emphasize  the same fact. It is the center in which lies and sins are decided.

Like humans, animals frontal interlope controls their behavior.

   Dr Zandany says: "When Kith Moore, a famous embryologist, presented his joint research with Dr Zandani, a famous Muslim Quran scientific expounder, he not only elaborated on the role of the frontal interlope in humans but he also elaborated on the frontal interlope in animals; he stated that the frontal interlope in animals plays the role played in humans in guiding and controlling the behavior of animals." Dr Zandany added" These words brought to my mind the following verse" " There is not a moving creature, but He hath grasp of its fore-lock. (11:56)  

So the Holy Quran scientific statements regarding the role of the interlope in humans and animals are compatible with the scientific facts.

Professor Kith Moore comments on this scientific miracle in the Holy Quran saying:

"Our present knowledge about the brain was unknown to any one during the human history; it is not there in any medicine book that dates back to the time of the prophet and even in the following centuries. The frontal interlope had never been mentioned in any civilization, there is no any reference to it in the ancient book except in the Holy Quran, and this proves that this Holy Book must have been revealed from God to Mohammed, the prophet of Islam."

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 17:55  توسط رامین  | 

شگفتی های قرآن در سوره ی اخلاص

برای دانلود این مقاله بروی فرمت دلخواه کلیک کنید:

 نوشته مهندس: عبد الدائم الكحيل

برگردان: دکتر محمد هادي مؤذن جامي

أسراراين سورهعظيمچيست ؟ وآيا به زبان اعداد مي توان معجزه جديدي که عظمت اين سوره را اثبات کند ارائه کرد؟ دراين نوشتار زنجيره اي از توافقات شگفت آورآيات سوره  با عدد هفت  را ارائه مي کنيم تا ايمانمان به آفريدگارآسمانهاي هفتگانه بيشترشود.

عدد كلمات هرآيه

فقط اين نيست بلکه هرآيه از آيات چهارکانه حاوي عدد معيني ازکلمات به شرح آتي است :

 (قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ): عدد كلمات  4 

(اللَّهُ الصَّمَدُ): عدد كلمات  2 

(لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ): عدد كلمات  5 

(وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ): عدد كلمات  6 

اين ارقام را برحسب ترتيب  مي نوبسيم :

آية 1    آية 2       آية 3        آية 4

4            2              5             6

عدد حاصل يعني 6524مضرب هفت است :

6524 = 7 × 932

حروف (الله) در هرآية

 همانطور که خداوند عَزَّ وجَلَّ هرچيز درقرآن را باإحكاممرتب کرده ،اين ترتيبگيج کننده را براي اسم اعظم (الله) در سوره اخلاص که ازالله ووحدانيتو بي انبازي او سخن گفته مي يابيم . هرآية حاوي تعداد معيني  ازحروف لفظ جلاله  (الله)، يعني  الف ولام وهاءاست ، اگرآيات چهارگانه رابا تعدادحروف اسم (الله) درهريک بنويسيم داريم :

(قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ): عدد حروف الف ولام وهاء 7 

(اللَّهُ الصَّمَدُ): عدد حروف الف ولام وهاء 6 

(لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ): عدد حروف الف ولام وهاء ء 4 

(وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ): عدد حروف الف ولام وهاء 5 

اگرارقام خاص تكرار حروف لفظ جلاله را بنويسيم داريم:

آية 1        آية 2      آية 3         آية 4

7              6            4               5

عدد جديد  5467 مضرب هفت است :

5467 = 7 × 781

كلمات وحروف لفظ جلاله

حتى هنگامي کهكلمات هرآيه با تعدادحروف (الله) درهريک را باهم لحاظ کنيم اين نظام عددي باقي است :

آية  1                  آية  2                    آية  3                    آية 4

كلماتها   ا ل هـ     كلماتها    ا ل هـ      كلماتها    ا ل هـ       كلماتها   ا ل هـ

4       7            2         6                5       4              6         5

عدد56456274 ار مضارب هفت است :

74 62 45 56 = 7 × 8065182

ودراين معادلات الهي بامن تأمل کنيد که چگونه همگي متناسب با عدد 7 است :

1_ عدد كلمات هرآية: 4  2  5  6  ازمضارب هفت است

2ـ عدد حروف (الله) درهرآية: 7  6  4  5 ازمضارب هفت است

3ـ عدد كلمات وحروف (الله) درهرآية: 74  62  45  56 ازمضارب هفت است

آيا اين کار نظم کاربشراست

كلمات حاوي حروف اسم (الله)

برخي ازكلمات سورهحاوي حروفي  ازاسم (الله)است و برخي فاقد آن ، که اين کلمات را برشماريم  14 مي شود يعني 7 ×2، توزيع کلمات بقرار زير است :

(قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ): عدد كلمات حاويحروف ا ل هـهو 4

(اللَّهُ الصَّمَدُ): عدد كلمات حاوي حروف ا ل هـ 2 

(لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ): عدد كلمات حاوي حروف ا ل هـ 4 

(وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ): عدد كلمات حاويحروف ا ل هـ 4 

 اگر بر اساس ترتيب بنويسيم رقم قم جديدي بدست مي آيد که مضرب هفت است:

الآية 1    الآية 2        الآية 3         الآية 4

4           2              4               4

عدد 4424 مضرب 7 مي باشد :

4424 = 7 × 632

وکلماتي که فاقد حرفي از حروفلفظ جلاله نيز چنين است :

آية 1       آية 2      آية 3       آية 4

0            0            1             2

عدد 2100 مضرب 7 مي باشد :

2100 = 7 × 300

اعجاز عددي در يک آيه

اکنون در آيه سوم سوره :(لم يلد ولم يولد)تأمل کنيد که چه نظم وتناسب شگفت آوري دارد:

اين آيه که خداوند در آن خود را ازداشتن فرزند و زاده شدن منزه دانسته ، با وجود داشتن کلمات قليل (12 حرف)  غني از اعجاز ودلايل آن است . در پنج بخش اين آيه اسرارعددي شگفت آوري نهفته که شک درآن ممکن نيست . آيا اين معجزه شگرف دليل يکتايي خداي  عز وجلنيست ؟

تناسب شگرف آيه سوم سوره اخلاص با بسمله

دراين آيه عظيم معجزه اي برپايه حروف : (بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ) وجود دارد, حروف هرکلمه ازكلمات بسمله با کلمات (لم يلد ولم يولد)بانظم مُحكَمي تناسب دارد. 

كلمة (بسم)

حرف مشترك بين اين كلمه  وآيه حرف ميماست که اگربررسي شود نتيجه وجود حرف ميم درهرکلمه آيه چنين مي شود :

لمَ ْ   يَلِدْ    و   لمَ    ْيُولَدْ

1     0     0   1     0

وعدد توزيع حروف (بسم) يعني  1001 هم ازمضارب هفت است :

01001 = 7 × 11 × 0143

كلمه (الله)

حرف مشترك بين اسم (الله)وآيه  (لم يلد ولم يولد)حرف لاماست که اگربررسي شود نتيجه وجود حرف لام درهرکلمه آيه چنين مي شود :

لمَ ْ    يَلِدْ     و    لمَ     ْيُولَدْ

1     1      0    1      1

وعدد 11011 توزيع حروف اسم (الله)  مضرب هفت است :

11011 = 7 × 1573

كلمه (الرَّحْمنِ)

حروف مشترك بين كلمه (الرَّحْمنِ)وآيه لام وميماست که اگربررسي شود نتيجه وجود دو حرف لام و ميم درهرکلمه آيه چنين مي شود :

لمَ     ْيَلِدْ     و    لمَ     ْيُولَدْ

2     1     0    2      1

عدد 12012 توزيع حروف اسم (الرَّحْمنِ)  هم مضرب هفت است :

12012 = 7 × 1716

كلمه (الرَّحِيمِ)

حروف المشترك بين اسم وآيه لام و ياء وميم است که اگربررسي شود نتيجه وجود حروف مذکور درهرکلمه آيه چنين مي شود :

لمَ ْ    يَلِدْ     و    لمَ     ْيُولَدْ

2     2      0    2     2

وعدد 22022توزيع حروف اسم (الرَّحِيمِ) هم مضرب هفت است:

22022 = 7 × 3146

و اکنون مي پرسيم آيا ممکن است اين چهارتکرار در چهار آيه تصادفي باشد وهمه مضرب هفت گردند ؟

 اگر حاصل تقسيم اعدا مذکور برهفت را بنويسيم داريم :

1 ـ كلمه (بسم):  0143

2 ـ كلمه (الله):  1573

3 ـ كلمه (الرَّحْمنِ):1716

4 ـ كلمه (الرَّحِيمِ):3146

يعني به ترتيب داريم :

بسم               الله            الرَّحْمنِ           الرَّحِيمِ

0143         1573         1716          3146

عدد متشكل از رديف اين ارقام که 16 رقمي است هم مضرب هفت است :

3146171615730143 = 7 × 449453087961449

(أحد)تجلَّىمي کند ...

در اين آيه عظيم ارقام ونظم وتناسبي است که گواه وحدانيت ويکتايي خداي تعالي است . از نامهاي زيباي خداوصفاتش (الأحد) است که انبازي ندارد. اگركلمات آية و تعداد حروفي از کلمه (الأحد) يعني حروف:  ا ل ح درا بنويسيم داريم :

لم      يلد      و     لم     يولد

1      2     0    1      2

عدد 21021 (ومقلوب آن 12012) هم ازمضارب هفت و هم دو بارقابل قسمت برآن است که تاکيد مي کنم اين نظم صادر از خداي واحد أحد سبحانه وتعالىاست :

21021 = 7 × 7 × 429

حتى هنگامي که درهرکلمه حروف (أحد) بدون (ال) را بجوييم نيز اين نظام پابرجاست :

لم       يلد     و     لم     يولد

0      1     0     0      1

يعني عدد توزيع حروف از مضارب هفت است :

10010 = 7 × 1430

شگفت آور آنکه حاصل قسمت اين دو عدد يعني429 و 1430 نيز اگر درکنارهم نوشته شود (1430429) نيز مضرب هفت است :

1430429 = 7 × 204347

اين تناسبات شگفت آوربا عدد هفت دليل قاطعي است برآنکه خداوند تعالي حروف قرآن ونظم وترتيبآن را به شکلي محکم ومتين آورده که نظيزآن را نمي توان آورد.

أسماء الله الحسنىو آيه سوم سوره اخلاص

بيشتر نامهاي زيباي خدا در اين آيه متجلي است مثلا توزيع حروف اسم (المبدئ):

لم       يلد      و     لم      يولد

2      3       0     2      3

که عدد 32032 مضرب هفت است :

32032 = 7 × 4576

 اسم (القدير) :

لم      يلد     و      لم     يولد

1     3      0     1      3

که عدد31031 هم مضرب هفت است :

31031 = 7 × 4433

وشگفت آورتر آنکه اين مطلب درهردو حالت معرفه و غيرمعرفه اسم مشاهده مي شود مثلا در: (الصَّمد)  يا (صَمَد)، قاعده  ثابتاست.

 

أولينحرف وآخرينحرف آيه

ازعظمتكتاب خداوندتعالى آنکه كتابي استكامل درسوره ها وآياتش ، ودرتكرار أولينحرف وآخرينحرف درآية نظم عددي محكمي مشهود است که درهمه كتاب خدا هست.

1 ـ توزيع حرف لام: اگرآية را با تعد اد حرف لام در کلماتش بنويسيم داريم :

لم    يلد    و    لم     يولد

 1      1    0     1      1

عدد توزيع حرف اللام يعني(11011) مضرب هفت است .

2 ـ توزيع حرف دال: اگرآية را با تعد اد حرف دال در کلماتش بنويسيم داريم:

لم    يلد    و    لم     يولد

0      1    0     0      1

وعدد 10010 هم مضرب هفت است .

پس هم اولين وهم آخرين حرف آيه براساس نظم عددي مبتني بر هفت توزيع شده است.

حروف (الـم)

دراين آيه نظمي براساس حروفالف ولام وميموجود دارد ، اين بارهم آيه رابراساس تعداد کلمات (ا ل م)مي نويسيم :

لم    يلد    و    لم     يولد 

2      1    0     2      1

عدد 12012 و مقلوب آن 21021براي  توزيع (الم) هم از مضارب هفت است . اين موزد براي اسم (الأحد) هم مطرح شد.

نکته عجيبي ازعجائب قرآن

ازعجائب آيه(لم يلد ولم يولد) آنکه همه اعدادي که ذکر شد بر 7 قابل قسمت است و اين اعداد بر (11) هم از دو طرف قابل قسمت است و اين عدد به حساب ابجد برابر (هو) مي شود !! واين خود دليلي بر وحدانيت خداست چرا که عدد (11) از دو (1) و (1)ترکيب شده  و تاکيد بروحدانيت خداوند تعالي است .

وجالب آنکه اين اعدادبر 13هم قابل قسمت است که عدد اول است و نمايند عدد سالهاي دعوت در مکه است.به مجموعه عمليات  زيرتوجه فرماييد که اعداد بدون استثناء بر(7) و (11) و (13)تناسب دارند:

1001 = 7 × 11 × 13 × 1

11011 = 7 × 11 × 13 × 11

2002 = 7 × 11 × 13 × ×2

12012 = 7 × 11 × 13 × 12

21021 = 7 × 11 × 13 × 21

22022 = 7 × 11 × 13 × 22

31031 = 7 × 11 × 13 × 31

13013 = 7 × 11 × 13 × 13

32032 = 7 × 11 × 13 × 32

23023 = 7 × 11 × 13 × 23

اين نتايج عجيب تصادفي بدست نيامده است . اگر براساس قانون احتمالات بخواهيم سخن گوييم احتمال آن يک در يک ميلي.ن ميليارد ميليارد (يعني يک با سي صفردرمقابل آن !) است . براي همين مي توان گفت که بشر از تقليد حتي يک آيه قرآن ناتوان است چه رسد به کل قرآن ؟

نکته آخر آنکه اگرهر سه عدد: 7-11-13 را درهم ضرب کنيم عدد حاصل يعني: 1001 هم تاکيدي بر عدد يک است و دليلي بر وحدانيت خداوند يگانه يکتا (الله الواحد الأحد) ؟؟؟

أسماء الله درسورهاخلاص

کيفيت تجليأسماء الله الحسنى درسورهاخلاص کهسورهتوحيد است دليل عيني و عددي قوي بر إحکام حروف اسماي حسناي الهي درآيات کتابش قرآن است تا قدرت او برهرچيز را نشان دهد وأن الله هو الواحد الأحد لم يتخذ ولداً ولا يساويه شيء فهو خالق كل شيء، سبحانه وتعالى عما يشركون.

توزيع حروف اسم (الملك)

(الملك)اسمي ازأسماء الله الحسنىاست، يقول تعالى: (هُوَ اللَّهُ الَّذِي لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ) [الحشر: 59/23]. وازعظمتقرآن آنکه هرحرفآن بمقدار ونظام مُحكَموضع شده است. وکسي که سورهاخلاص را نازل کرده  (الملِك)تبارك وتعالىاست، براي همين حروف اسمش را درون اين سورهبانظمعددي متناسب با عدد هفت مقررفرمود تا دريابيم و بدانيم که : (أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَأَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحَاَطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً) [الطلاق: 65/12].

 اگركلمات سورهاخلاص را نوشته و عدد حروف اسم (الملك) يعني حروف: ا   ل   م   ك را درآن بنويسيم داريم  :

قل      هو     الله     أحد      الله     الصمد

1      0       3      1         3        3

لم    يلد    و    لم    يولد    و    لم    يكن    له    كفواً     أحد

2    1   0   2       1     0     2     1     1      2       1

عدد حاصل يعني12112012012331301 مضرب هفت است :

12112012012331301 = 7 × 1730287430333043

وگرچه اين نتيجه شگفت آور است اام شايد کسي بگويد اين نتيجه تصادفي است لذا خداوند تعالي  نظم ديگري براي تأکيد بر اين نتيجه قرار داداه است يعني اگرتعداد حروف اسم  (الملك) در هرآيه را محاسبه کنيم حاصل چنين است:

آية 1     آية 2      آية 3       آية 4

5            6           6            7

يعني عدد 7665 مضرب هفت است :

7665 = 7 × 1095

آيا اين نظم شگفت آور نيست ؟ 

توزيع حروف اسم (القدُّوس)

واين نظم با حروفاسم (القدوس)، نيز مشاهده مي شود :  ا   ل   ق   د   و   س:

قل     هو     الله     أحد      الله      الصمد

2     1       3       2       3         3

لم    يلد    و   لم    يولد    و    لم    يكن    له    كفواً    أحد

1    2    1   1     3     1    1     0       1      2       2

عدد توزيع حروف(القدوس) يعني: 22101131121332312 هم مضرب هفت است :

22101131121332312 = 7 × 3157304445904616

اعجاز ادامه دارد چرا که عدد حروف درهرايه به قرار زير است :

آية 1        آية 2         آية 3         آية 4

8             6             8            7

عدد توزيع حروف (القدوس) يعني7868 مضرب هفت است :

7868 = 7 × 1124

وسبحان الله العظيم! خود نظم تماماً با هر دو اسم تکرار شده است آيا اين امر تصادفي است ؟ و مي پرسيم :

  آيا براي انساني هر قدر هم توانا ممکن است که نصي ادبي با اين نظم عددي بيافريند ؟ در کتاب خداوند عَزَّ وجَلَّ هر قدر بگرديم خلل و اختلافي – چه دربلاغت ومعاني وچه در اعجاز علمي وعددي - نمي توانيم پيدا کنيم وصدق الله سبحانه وتعالى عندما يقول عن كتابه:(لا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَلا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ) [فصلت: 41/42].

نظم شگرف دو اسم ازأسماء الله

اکنون در نظم متعاکستوزيع حروف دو اسم: (الخالق البارئ)  تأمل و تدبر کنيد که عدد توزيع حروف (الخالق) و مقلوب عدد توزيع حروف (البارئ)  در سوره هر دو مضرب هفت هستند .

توزيع حروف اسم (الخالق) عَزَّ وجَلَّ دركلمات سوره

 به روش پيشگفته عددحروف (الخالق)، يعنيأي حروف ا  ل  خ  قدرسوره چنين است:

قل    هو    الله     أحد     الله     الصمد

2     0     3       1       3       2

لم     يلد   و    لم    يولد    و   لم    يكن    له    كفواً     أحد

1     1    0   1      1     0   1     0     1       1      1

وعدد توزيع حروف اسم (الخالق) مضرب هفت:

 11101011011231302= 7 × 15858715890186

توزيع حروف اسم (البارئ) تعالى دركلمات سوره

براي حروف كلمة (البارئ)سبحانه وتعالى، يعني حروف ا ل ب ر ياعداد چنين است:

قل     هو    الله    أحد     الله     الصمد

1      0     3      1       3       2

لم    يلد   و   لم    يولد    و   لم    يكن   له    كفواً    أحد

1     2   0   1     2      0   1     1    1      1      1

اگرعدد از راست به چپ (از قلبه طرف أحد) خوانده شود عدد: 10313212012011111 به دست مي آيد که مضرب هفت است :

10313212012011111 = 7 × 1473316001715873

تنوع وتعدد أسلوبهاياعجاز عددي موجب ازدياد پيچيدگي معجزه عددي قرآن و محال تر شدن تقليد اين معجزه توسط انسانهاست . براي همين مي تونا گفت که تعداد نظم هاي عددي اين کتاب بزرگ پايان ناپذير است!

توزيع حروف اسم (الخالق) و اسم (البارئ)بنحوي که ياد شد کارانسان نيست بلکه کار پروردگارانسانهاست .

وبا من به عظمتكلام خدا بنگريد :(قُلْ لَوْ كَانَ الْبَحْرُ مِدَاداً لِكَلِمَاتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَأَنْ تَنْفَدَ كَلِمَاتُ رَبِّي وَلَوْ جِئْنَا بِمِثْلِهِ مَدَداً)[الكهف:18/109]. واگردر بسياري از أسماء الله الحسنى تأمل کنيم اين نظم پابرجاست مثلاً اسم  (البصير) و اسم (العدل) از اين نظم پيروي مي کنند... به مواردديگر توجه فرماييد :

 (المحصي) و سوره اخلاص

اين بار سوره راکامل وبا بسمله و تعداد حروف كلمة (المحصي) يعني ا   ل   م   ح   ص   ي را درآن  مي نويسيم :

بسم   الله   الرحمن   الرحيم    قل   هو   الله   أحد    الله    الصمد

1      3     4          5      1    0     3    2      3       4

لم     يلد    و   لم    يولد    و    لم     يكن     له    كفواً     أحد

2    2     0   2      2    0     2       1      1     1        2

عدد توزيع حروف (المحصي) در کلمات سوره يعني211120220224323015431 هم مضرب هفت است :

211120220224323015431 = 7 × 30160031460617573633

اين نظم عجيب حتي دراجزاي سوره هم وجود دارد اگرتعداد هرحرف اسم  (المحصي)سبحانه وتعالىرا درهرکلمه جزء اثباتي (بسمله وآيه نخست سوره) بنويسيم داريم :

بسم   الله    الرحمن   الرحيم   قل   هو   الله    أحد    الله    الصمد

1     3       4         5     1    0    3      2     3      4

وعدد 4323015431 هم ازمضارب هفت است :

4323015431 = 7 × 617573633

در جزء نفي (آيات دوم وسوم سوره ) داريم :

لم     يلد   و   لم     يولد    و   لم    يكن    له    كفواً    أحد

2     2    0   2      2     0   2    1      1     1       2

وعدد 21112022022 هم ازمضارب هفت است :

21112022022 = 7 × 3016003146

وحتى اگربا يک آيه محاسبه را تکرار کنيم داريم :

لم     يلد   و   لم     يولد

2     2    0   2      2

عدد 22022 هم ازمضارب هفت است :

22022 = 7 × 3146

و   لم    يكن    له    كفواً    أحد

0   2    1      1     1       2

عدد 211120 هم ازمضارب هفت است :

211120= 7 ×30160

اين نتايج قطعي الثبوت تأکيد مي کند که خداوند تعالي اين آيات را به اين شکل شگفت آور إحکام بخشيده است و جزرب السماوات السبع کسي را توان اين کار نيست .

براي همين به مدعياني که درقرآن شک دارند بايد گفت: (فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ إِنْ كَانُوا صَادِقِينَ)[الطور: 52/34]. ما در قرن 21 ميلادي هستيم وهنوز کسي نتوانسته در برابراين تحدي قد عَلَم کند (وهرکه کرد رسوا شد) ومگرکسي مي تواند چون قرآن بياورد ؟

 اکنون به اسم (المبدئ)، مي پردازيم ، يقول عز وجل:(وَهُوَ الَّذِي يَبْدأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ وَهُوَ أَهْوَنُ عَلَيْهِ وَلَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلَى فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ)[الروم: 30/27].

المبـدئ

توزيع حروف  (المبدئ)، يعني:  ا   ل   م   ب   د   ي بدين قرار است :

بسم   الله   الرحمن  الرحيم   قل  هو  الله  أحد   الله   الصمد

2     3      3       4      1    0    3    2    3      4

لم   يلد  و  لم    يولد  و  لم   يكن   له  كفواً   أحد

2   3  0  2     3    0   2   1     1    1      2

وعدد حاصل مضرب هفت :

211120320324323014332= 7 × 30160045760617573476

واين نظم در دو جزء نفي واثبات سوره تکرارمي شود ، در جزء اثباتي :

بسم  الله الرحمن  الرحيم     قل  هو  الله  أحد  الله  الصمد

2    3    3       4        1   0   3    2   3     4

عدد: 4323014332 مضرب هفت است ودر جزء نفي :

لم  يلد  و لم   يولد     و   لم   يكن   له   كفواً   أحد

2  3   0 2   3       0  2    1    1     1     2

عدد: 21112032032 دو بار بر هفت بخشپذير است .

واين دليل وتأكيدي  از خداوند عز وجل به زبان عدد است که اوست يگانه يکتايي که نه زاييده و نه زاده شده (أنهواحد أحد لم يلد ولم يولد!) واين نظم درهرآيه تکرارمي شود:

لم     يلد     و     لم    يولد

2     3      0     2     3

وعدد 32032 برهفت بخشپذير است :

32032 = 7 × 4576

و     لم    يكن    له    كفواً     أحد

0   2     1     1       1      2

عدد 211120 برهفت بخشپذير است 

211120 = 7 × 30160

شايد کسي بگويد اين موارد تصادفي است پس به دو اسم متلازم مي پردازيم :

از اسمهاي وارده درقرآن قوله تعالىاست:(وَهُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ)[البروج: 85/14]. نظم مذکور دران مورد هم صادق است .

الغفور الودود

توزيع حروف كلمة (الغفور) 

حروف اين اسم يعني ا   ل   غ   ف   و   ر را به قرار زير مي نويسيم :

بسم  الله   الرحمن  الرحيم  قل  هو  الله  أحد  الله   الصمد

0    3      3       3     1    1   3    1   3     2

لم   يلد  و  لم   يولد  و   لم    يكن   له   كفواً    أحد

1   1   1  1    2    1   1     0     1     3      1

عدد حاصل برهفت بخشپذير است :

131011211112313113330= 7 × 18715887301759016190

توزيع حروف كلمة (الودود) 

وحروف اسم (الودود) يعني حروف   ا   ل   و   د هم ازاين نظم پيروي مي کنند:

بسم   الله   الرحمن   الرحيم   قل  هو  الله  أحد   الله  الصمد

0     3      2        2      1    1   3    2     3     3

لم  يلد  و   لم  يولد    و    لم   يكن  له   كفواً   أحد

1   2  1   1    3    1   1    0    1     2      2

وعددحاصل  برهفت بخشپذير است :

221011311213323112230= 7 × 31573044459046158890

اسم (اللطيف)

توزيع حروف (اللطيف) يعني  ا   ل   ط   ي   ف به قرار زير است :

بسم  الله   الرحمن  الرحيم   قل  هو   الله   أحد   الله   الصمد

0     3     2        3      1   0    3     1    3      2

لم   يلد  و  لم  يولد  و  لم   يكن   له   كفواً   أحد

1   2   0  1   2   0  1     1    1    2     1

وعدد حاصل بر هفت بخشپذير :

121110210212313013230= 7 × 17301458601759001890

اسم (الوليّ)

توزيع حروف (الوليّ) يعني ا    ل   و   ي هم چنين است :

بسم   الله   الرحمن   الرحيم   قل  هو  الله   أحد  الله  الصمد

0      3      2        3      1   1    3    1    3     2

لم   يلد  و   لم   يولد   و  لم  يكن  له  كفواً  أحد

1    2  1   1     3   1  1   1    1    2    1

وعدد حاصل بر هفت بخشپذير :

121111311212313113230= 7 × 17301615887473301890

عبارات قرآني هم با نظميمُحكمتجلي مي کنند

 تجلي اسمهاي زيباي الهي را ملاحظه کرديد ، اکنون به برخي از عبارت قرآني مي پردازيم . خداوند تعالي درقرآن مي فرمايد (اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ)[الزمر: 39/62]، توزيع حروفاين عبارت يعني : ا ل هـ خ ق ك ش ي را بدين ترتيب مي نويسيم :

بسم  الله  الرحمن  الرحيم  قل  هو   الله  أحد   الله  الصمد

0    4     2       3      2  1    4    1     4     2

لم   يلد   و  لم   يولد   و   لم   يكن   له   كفواً   أحد

1   2    0  1    2    0    1   2    2     2     1

وعدد حاصل بر هفت بخشپذير :

122210210212414123240= 7 × 17458601458916303320

وهكذا أرقام وأرقام لا نهاية لإعجازها! وكلَّما تبحرنا في أعماق هذا القرآن أكثر رأيناعجائب لا تنقضي. وهذا تصديق لقول الحبيب الأعظم عليه الصلاة والسلام عندما وصف القرآن بقوله: (ولا تنقضي عجائبه)[رواه الترمذي].وايضاً فی ..(2)

ولكن سؤالاين است : آيا إعجاز قرآن بريک نظم عددي خاص متکي است ؟ پاسخ اين پرسش در را بخش نظم حروف وارائه نظم انباشتي ارائه مي دهيم تا با يقين و تدبر بخوانيم :  (وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً) [النساء: 4/82].

اعجاز با بسمله ادامه دارد

عدد حروف هرآية همراه بابسمله مي نويسيم :

بسمله        آية 1        آية 2         آية 3         آية 4

19           11           9             12          15

عدد حاصل يعني  151291119 ز مضارب هفت است :

151291119 = 7 × 21613017

واگرأولينعدد يعني19 را با آخرين  عدد يعني 15 باهم درنظرگيريم هم عدد حاصل يعني 1519 ارمضارب هفت است آن هم دوبار:

1519 = 7 × 7 × 31

حتي اگر تعداد حروف بسممله رادر هريک از موارد ياد شده بنويسيم داريم :

(بسم الله الرحمن الرحيم)

عدد حروف بسملة  19حرف

(قل هو الله أحد)

عدد حروف بسمله دركلمات اين آيه   8حرف.

(الله الصمد)

عدد حروف بسمله دركلمات اين آيه  7حرف.

(لم يلد ولم يولد)

عدد حروف بسمله دركلمات اين آيه  8حرف.

(ولم يكن له كفُواً أحد)

عدد حروف بسمله دركلمات اين آيه  9حرف.

واگرآنها را مرتب بنويسيم مي شود :

بسمله        آية 1        آية 2         آية 3         آية 4

19              8            7               8           9

و عدد حاصل يعني 987819 هم از مضارب هفت است :

987819 = 7 × 141117

حروف (الـم)

حروف (الم)الف ولام وميم درآيات به اين ترتيب است :

(بسم الله الرحمن الرحيم): عدد حروف(الم)   10 

(قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ): عدد حروف(الم)   5 

(اللَّهُ الصَّمَدُ): عدد حروف(الم)    6 

(لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ): عدد حروف(الم)   6 

(وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ): عدد حروف(الم)   5 

که اگر افقي بنويسيم مي شود:

بسمله        آية 1        آية 2         آية 3         آية 4

10             5            6               6            5

اين عدد يعني 566510 هم از مضارب هفت است :

566510 = 7 × 80930

عجيب آنکه اين نظم در اولين و آخرين حرف هم تکرار مي شود!!

أولينحرف از(الم)

أولينحرف از (الم) يعني ألفرادرهرآيه مي نويسيم:

(بسم الله الرحمن الرحيم): تعداد حرفالف   3 

(قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ): تعداد حرفالف   2 

(اللَّهُ الصَّمَدُ): تعداد حرفالف  2 

(لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ): تعداد حرفالف   0 

(وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ): تعداد حرفالف   2 

واگر مرتب بنويسيم مي شود:

بسمله        آية 1        آية 2         آية 3         آية 4

3               2            2               0          2

عدد حاصل يعني 20223 از مضارب هفت است :

20223 = 7 × 2889

آخر حرف من (الم)

اين نظم درمورد حرف آخر يعني ميم هم به چشم مي خورد:

(بسم الله الرحمن الرحيم): تعداد حرفميم    3 

(قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ): تعداد حرفميم   0 

(اللَّهُ الصَّمَدُ): تعداد حرفميم   1 

(لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ): تعداد حرفميم   2 

(وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ): تعداد حرفميم   1 

اگرمرتب بنويسيم ً:

بسمله        آية 1        آية 2         آية 3         آية 4

3                 0           1                2          1

عدد حاصل يعني 12103 از مضارب هفت وآن هم دوبار مي باشد :

12103 = 7 × 7 × 247

وعجيب آنکه جمع هردو حاصل قسمت هم ار مضارب هفت است :

2889 + 247 = 3136

3136 = 7 × 7 × 64

نظم حروف

به حساب ابجد تعداد حروف سوره اخلاص 66 تاست (ازبسمله تا احد) وارزش عددي 66 برابر کلمه جلاله(الله)است  . اما در سوره اخلاص نظم عددي دقيقي براي تعداد حروف کلمات وجود دارد که با فهم آن بايد سجده کرد و به عبوديت دربرابرحق اعتراف و به اسلام وقرآن افتخارکرد. اگر حروف اين سوره را به روش تراکمي يا انباشتي محاسبه کنيم ( يعني تعداد حروف هر کلمه را با کلمه قبل جمع کنيم ) به نظم شگفت آور ديگري مي رسيم  ووجود اين نظم تراكمي دركتاب خدا دليل مادي وملموس برحقانيت آن است:

بسم    الله   الرحمن    الرحيم    قل    هو     الله     أحد

3       7     13       19    21    23     27    30

الله      الصمد    لم     يلد        و      لم       يولد

34        39    41    44       45    47      51

و       لم       يكن      له       كفواً         أحد

52    54       57    59        63         66

اين عدد شگفت آور 40 رقمي وبخشپذير برهفت به دست مي آيد  يعني :   

663595754525147454441393430272321191373

اين است حقيقت نابود کننده باطل و راهي براي اثبات حقانيت قرآن و اسلوبهاي متعدد اثبات اعجازعددي درقرآن که بزرگترين کتاب روي زمين است .

توزيع كلماتي که حاوي حروف اسم (الله)است

 هنگامي که در سوره توحيد مي نگريم درمي يابيم که برخي ارز کلمات حاوي حروفي از لفظ جلاله (الله) است  وبرخي ديگر چنين نيست . اکنون به روش دودويي Binaryبه اين موضوع مي پرداريم يهني به وجود حرف عدد يک و به عدم وجود ان عدد صفر مي دهيم و تمام سوره را مي نويسيم توجه شود که :

عدد1  يعني وجود يک يا  چند حروف اسم (الله) دركلمه.

عدد0  يعني عدم وجود يک يا  چند حروف اسم (الله) دركلمه.

بسم  الله  الرحمن  الرحيم  قل  هو  الله  أحد  الله  الصمد

0    1    1        1      1   1   1    1    1    1

لم   يلد   و  لم   يولد   و   لم   يكن   له   كفواً    أحد

1   1   0   1    1    0   1    0    1      1     1

عدد حاصل هم بر هفت بخشپذير است :

111010110111111111110= 7 × 15858587158730158730

بديهي که خواننده محترم مي داند که در زمان پيامبراعظم (ص) روش دودويي و استفاده از صفر و يک براي محاسبات مطرح نبوده است و اين خود تأکيدي است برتازگي قرآن درهمه زمانها و عدم انقضاي عجائبش .

توزيع شگفت آورهرحرف ازحروف (الله)

در سطور پيشين ديديم که توزيع حروف اسمهاي زيباي خداوندي چگونه است . اکنون به روش دودويي به محاسبه تک تک حروف لفظ جلاله مي پردازيم :

توزيع حرف ألف

بسم  الله الرحمن الرحيم  قل هو  الله  أحد  الله  الصمد

0     1   1       1      0  0  1    1    1      1

لم   يلد  و   لم   يولد  و  لم  يكن   له  كفواً   أحد

0   0   0  0     0   0  0   0     0    1     1

وعدد حاصل برهفت بخشپذيراست :

110000000001111001110= 7 × 15714285714444428730

توزيع حرف لام

بسم  الله الرحمن الرحيم  قل هو  الله  أحد  الله  الصمد

0     2    1      1    1   0   2   0     2      1

لم   يلد  و   لم   يولد  و  لم  يكن   له  كفواً   أحد

1    1  0   1    1    0  1  0     1   0     0

وعدد حاصل برهفت بخشپذيراست :

001010110111202011120= 7 × 144301444457470160

توزيع حرف هاء

بسم  الله الرحمن الرحيم  قل  هو  الله  أحد  الله  الصمد

0     1     0    0      0   1   1    0     1    0

لم   يلد   و   لم    يولد   و   لم    يكن   له  كفواً   أحد

0    0  0  0     0    0  0     0   1    0     0

و مقلوب عدد حاصل (از بسم به طرف أحد ) برهفت بخشپذيراست :

010001101000000000100= 7 × 1428728714285714300

قبالا هم شاهد اين نظم بديع بوده ايم و توزيع حرف اول وآخر عکس هم بوده است :

توزيع أولينحرفدراسم (الله)   توزيع آخرينحرف دراسم (الله)

® ألف                                      هاء   ¬

آيا اين اعداد بزرگ دليلي برآن نيست که قرآنخداوندعَزَّ وجَلَّنازل فرموده است؟

وصدق الله القائل عن كلماته: (وَلَوْ أَنَّمَا فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَالْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَا نَفِدَتْ كَلِمَاتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ)[لقمان: 31/27].

ما دراين نوشتار اثبات کرديم که آوردن سوره اي کوچک مانند سوره اخلاص محال است چه رسد به آوردن کتابي نظيرقرآن عظيم. واين فضل خداست که مارا به ارائه اين برهانهاي ملموس وقابل فهم همگان – يعني زبان اعداد - هدايت فرمود والحمدلله اولا وآخرا وظاهرا وباطنا

مرجع: قرآن كريم.

http://www.55a.net/firas/arabic

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 10:26  توسط رامین  | 

مقالات ضمیمه شده به کتابخانه

 

نظریه ی تکامل در قرآن

[pdf] [word]

قرار دادن این مقاله به منزله ی تایید آن نیست بزودی سری مقالاتی در رد نظریه ی داروین در این وبلاگ ارائه خواهد شدو

آیات قرآن در باره ی کروی بودن کره ی زمین

[pdf] [word]

اشاره ی آیات قرآن به پرده های جنینی

[pdf] [word]

پیامبر اسلام در کتب اهل کتاب

[pdf] [word]

چگونه خورشید در گل تیره فرو میرود

[pdf] [word]

حقوق زن در قرآن

[pdf] [word]

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 16:1  توسط رامین  | 

مطالب قدیمی‌تر